دیکتاتور دوست داشتنی :))

ته تغاریه

تنها پسر مامانشه... پسر گل باباشه...

مالک کنترل تلوزیونه...

عاشق باب اسفنجی و مستر بینه...

قابلیت اینو داره که توی 5 دقیقه کل خونه رو بهم بریزه...

درس نمیخونه مگر شب امتحان به مدت 5 دقیقه قبل از خواب... با کتاب هم خوابش میبره...

شاگرد اول کلاسشونه!

هر وقت کارم داره میگه " خواهر گل و نازنین خودم چطوره؟! "

حاکم خونه هست و فرمانروایی می کنه...

-----------------------------------------------------------------------------

دیشب داشتم زیست می خوندم اومد پیشم

دیدم دستشو گذاشته روی صورتش...

گفتم: چی شده؟!

گفت: منو کتک زد!

گفتم: کی؟!

گفت: داداش فرضیم...


یعنی یه حرفایی میزنه آدم نمیدونه از کجا به ذهنش میرسه!

دیکتاتوره... ولی عاشقشم...



یه وقتایی...

یه وقتایی محکومت میکنن به گناهی که نکردی...

یه وقتایی بی گناهی ولی شاهد نداری...

یه وقتایی هیچ کس حرفتو باور نمیکنه...

یه وقتایی تنهایی و خدا هم نگات نمیکنه...


بعدش میگی خب مگه تنها شاهدم تو نیستی؟!

پس چرا کاری نمی کنی؟!

کو عدالتت؟!

کجاست؟!


سخته... که به خاطر کار نکرده کل آیندت به باد بره...


و این یعنی خدا داره تو رو با خودش امتحان می کنه...

ببینه تا کجا قبولش داری؟!

تا کجا خداته؟!

تا جایی که بی گناهیت ثابت نشه...


خدایا اگه هدفت اینه... من هستم... تا آخرش... و تو تا همیشه یگانه خدای خودمی...

حتی اگه همه به ناحق منو محکوم کنن...


دلم میخواهد...

شروع با گناه / چه توقع ها

طرف میگه...

مگه نمیگن خدا گفته وقتی آدم ازدواج می کنه رزق و روزیش زیاد میشه؟!

برکت میاد توی زندگیش؟!

پس کو؟! چرا از وقتی ازدواج کردم زندگیم اینطوری شده؟!

درآمدم بیشتر نشده که هیچ... کمتر هم شده...

نمی تونم مایحتاج زندگیمون رو فراهم کنم...


خب یکی نیست بگه برادر من...

خدا کمک میکنه ولی تو ببین زندگیتو چطور شروع کردی!

شب عروسی چه خبر بود...

همش هم که میگفتین یه شب هزار شب نمیشه... عجب...

خب... حالا چی میگی؟!

شروع زندگی با گناه... معصیت...

این زندگی برکت باید داشته باشه؟!

بهتر نیست بجای شروع زندگی با گناه و این همه هزینه یه کار بهتر کرد؟!

من فکر میکنم میشه بجای عروسی گرفتن رفت کربلا...

هزینه شو هم صرف کارای خیر کرد...


امید

روزی شیطان همه جا اعلام کرد قصد دارد از کارش دست بکشد و وسایلش را با تخفیف ویژه به حراج بگذارد!


همه مردم جمع شدن و شیطان وسایلی از قبیل : غرور، خودبینی، شهوت، مال اندوزی، خشم، حسادت، شهرت طلبی و دیگر شرارت ها را عرضه کرد...

در میان همه وسایل یکی از آنها بسیار کهنه و مستعمل بود و بهای گرانی داشت!


کسی پرسید : این عتیقه چیست؟!

شیطان گفت : این نا امیدی است...

شخص گفت : چرا اینقدر گران است؟!

شیطان با لحنی مرموز گفت:

این موثرترین وسیله من است!

شخص گفت: چرا اینگونه است؟!

شیطان گفت: هرگاه سایر ابزارم اثر نکند فقط با این میتوانم در قلب انسان رخنه کنم و وقتی اثر کند با او هر کاری بخواهم میکنم...

این وسیله را برای تمام انسانها بکار برده ام، برای همین اینقدر کهنه است،


مراقب "امیدمان"باشیم

این رو اول به خودم میگم بعد به شما...


جالبه...

بدون شرح

برداشت آزاد

تا حالا شده وقتی دارین نماز می خونین احساس کنید قراره وقتی نمازتون تموم شد هر چی از خدا خواستید خدا بهتون بده؟!

بعد با عشق به نمازتون ادامه بدید...

وقتی هم که نمازتون تموم شد با اطمینان از خدا بخواهید هر آنچه که در ذهنتون میگذره؟!


دیروز تجربه کردم...

چقدر خوبه وقتی این لحظه ها رو تجربه می کنی...

و چقدر بهتره وقتی دعات مستجاب میشه...


خدایا عاشقتم


لبخند فراموش نشه :)

لبخند بزنید چون خدای بی نظیری دارید...

لبخند بزنید چون سالم هستید...

لبخند بزنید چون امام مهربونی دارید...

لبخند بزنید چون رهبر فرزانه ای دارید...

لبخند بزنید چون اسرائیل 25 سال آینده رو نمی بینه...

لبخند بزنید...


پناهم تویی

خدا جونم سلام...

چه صبح زیبایی...

حواست بهمون باشه...

جز تو پناهی نداریم...



اشتیاقی که به دیدارِ
تو
دارد دلِ من
دلِ من داند
و
من دانم
و
دل داند
و
من

آرشیو مطالب
صنما پیشنهاد می‌کند
Designed By Erfan, Edited by a Friend Powered by Bayan