تمامِ سهمِ تو از من همین خونی که نیست

نشستم روی تختِ مقابلِ خانم دکتر و به چکمه‌هایم خیره شدم. خیسِ خیس بود. دی است و باران‌های دلبرش! مادر به لب‌های خانم‌ دکتر خیره شده بود و ایشان هم برگه‌ی آزمایشم را بررسی می‌کرد. بعد از چند دقیقه سکوت لبخندزنان گفتند که چیزِ چندان خاصی نیست. فلان (!) است که جای نگرانی ندارد فقط باید خیلی بیشتر مراقبِ تغذیه‌ام باشم و از این قبیل توصیه‌های پزشکی. بعد هم گفتند که حواسم باشد عاشقِ هر کسی (!) نشوم. منی که تمامِ این مدت سرم پایین بود با شنیدنِ جمله‌ی آخر به چهره‌ی خانم دکتر نگاه کردم و خندیدم. برای یک دخترِ دوم دبیرستانی که فردای آن شبِ بارانی امتحانِ جغرافیا داشت و هیچ نخوانده بود خنده‌دارترین جمله همین می‌توانست باشد. پرسیدم: «چند سال طول کشید تخصص بگیرید؟! فوقِ تخصص چطور؟! خیلی زمان برد؟!» با همان لبخندِ محونشدنی از لب‌هایشان گفتند که هر کدام سه سالی طول کشیده. گفتند اگر علاقه پشتش باشد زیاد طول نمی‌کشد. خیلی خوشحال شدم. بعد از خداحافظی و خارج شدن از اتاقِ خانم دکتر به تابلوی کنارِ در نیم‌نگاهی انداختم. نوشته شده بود فوقِ تخصصِ خون و آنکولوژی.
می‌دانی حضرتِ عشقِ دردسرسازِ لجبازِ دوست‌داشتنیِ من، حس می‌کنم تمامِ سهمِ من از تو همان رگ‌های بی‌جان است و تمامِ سهمِ تو از من همین خونی که نیست. تو این روزهای نبودن را تاب بیاور، من برایت جان که سهل است، خون می‌دهم.

+ و شاید من بهتر از هر کسی بدانم وقتی از درد می‌گویی دقیقاً یعنی چه...

سلام. یه سوال. چرا دی ماه در داستان شما، برف دیگه نمیاد؟! بارون چرا حالا؟!!!
سلام و درود
داستان نبود! اون شب بارون می‌بارید.
امیدوارم که همه افرادی که عاشقانه درس می خوانند، عاشقانه هم به مردم خدمت کنند و از این دیار اگر رفتند، دوباره بازگردند. 
خصوصا دکترها... و روانپزشک ها.... 
خصوصاً برای افراد فقیر و بی بضاعت که باید به خاطر بی پولی، با مشکلشان رفیق شوند... گاهی اوقات واقعا نمیشه رفیق شد...
من هم مثلِ شما دوست دارم هر کسی در هر جایگاهی که هست عاشقانه خدمت کنه.

می‌فهمم...
معرفی کتاب:



من خودِ " دوست داشتن " هستم

۵۵۰- و اینکه چرا اینقدر خودم را دوست می دارم. بسیار ساده است : برای اینکه بسیار دوست داشتنی هستم. شما هم با خواندن این کتاب مرا نمی توانید دوست نداشته باشید. پس من حقیقتاً دوست داشتنی هستم. من خودِ " دوست داشتن " هستم و کسی نمی تواند " دوست داشتن " را دوست نداشته باشد. با خواندن این کتاب شما هم در نزد خودتان دوست داشتنی می شوید. فقط مواظب باشید که مرا به جای خودتان عوضی نگیرید هر چند که می گیرید و باید بگیرید و چاره ای جز این ندارید. این شفاعت و خلافت و ولایت من است.



استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی



دانلود کتاب در :

https://t.me/erfanezendegi

مچکرم :)
سلام حوا گلی
خیلی قشنگ نوشتی *-*
امیدوارم‌توی درست موفق بشی و همیشه تنت سلامت و لبت خندان باشه
و به تمام‌اهدافت برسی*-*
سلام عزیزِ دلِ خواهری :)
قشنگ خوندی جانا ^_^
ممنونم :) همچنین
(:
آدم علاقه مند به هرچیزی باشه بدون شک چون از اون لذت میبره پس گذر زمانش رو هم حس نمی کنه چون دوست داره کارشو و لذت می بره .
براش زمان مهم نیست . و این نکته مهمه زندگیه .

بله بله
و البته هر چقدر که بتونه و لازم باشه براش وقت می‌گذاره.
یعنی شما دوم دبیرستانی !!!!

اینهمه مهارت در نوشتن چی میگه .. بی نهایت توانمندید آفرین به شما :)))
نه :) ماجرا واسه چند سالِ پیش هست.

شما لطف دارید :))
الله اکبر!!! یعنی عمومی رو هم سه ساله تموم کرده؟ !
نه فقط تخصص و فوقِ تخصص. ایشون عضوِ هیئت علمیِ دانشگاه هستن و مقاله‌های مهمی در زمینه‌ی سرطانِ خون نوشتند. البته هم‌سنِ مادربزرگِ من هستند. :)
حوا من گشنمه مغزم تعطیل شده، زیر دیپلم بگو معنی این: تمام سهم من از تو همان رگ‌های بی‌جان، تا اخرش چیه؟

+درد واژه‌ی غریبی نیست برای منم، ولی الحق راست میگن که از هر طرف بخونیش بازم همون درده.
++ ان‌شاا... که زودی خوب بشی، و اینکه یه خانم دکتر عالی و توپ بشی که من براب چک بیام پیشت:))
من نیز :| دارم شهید میشم کم‌کم :)))
خلاصه‌اش میشه که... من ندارمت! ربطش دادم به کم‌خونی و مشکلاتی که هست :)

+ و او دردی بس گواراست :)
++ قربانت ^_^
عزیزم:)
سمیرا :)
سلام :)
چطوری قشنگ نویس بیان :))
سلام و درود :)
الحمدلله. می‌سازیم با امتحانات :|
شما چطورید شاعرِ بیان؟! :))
هاا ممنون:)
+ نه من با دردهای جسمیه خودم بودم:)) وجدانا اونها گوارا نیستن زهرن زهر:| :))

^_^
+ فضا شاعرانه بود همینطوری یه چیزی گفتم :| :))
ان‌شاءالله همیشه سالم باشی فرشته‌ی خوبی‌ها *_*
خوبی گل دختر؟ نگرانت شدم =(
خوبم :)
نگران نباشید.
همیشه سالم و سلامت باشی عزیزم :)
ممنونم محبوبه جان :)
سلام سلام 😊
خوش بحال حضرت عشق 😅
حالا چرا دردسرساز لجباز؟ 🤐
سلام و درود
:))
همینطوری :)
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود، در دل سنگش اثر نکرد
به‌به شعر ^_^
می تراود حسرت آغوش از آغوش ما
زخم را نتوان دهان از شکوه بیداد بست
:)
بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی که بی‌ آتش کسی را بوی عود آمد؟!
(:
عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست
:)
تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب
کاین مدح آفتاب نه تعظیم شان توست
(:
همه نوشته یک سمت
عکس نوشته هم همان سمت:)
:))
مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر
بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد
:)
بیدار نشستم که غمت را چو چراغی
از شب بستانم به سحر بسپرم امشب
(:
سلام :)

ان شاالله سالم و سلامت باشید 
سلام و درود :)

ممنونم
حوا:(
جانم؟! :)
عاشقان را تا وصل نرسد عاشقند
بعد از آن عاشق‌ترند :)
سلااام 
ایشالا که خیلی زود میرسی بهش ...
البته وارد پزشکی که بشی ، کلا بخش های مختلف رو بگذرونی و کشیک هاشون رو بدی ، میفهمی تازه علاقه ات به چیه ...
یه جاهایی یه چیزایی میبینی که فکر نمیکردی با دیدنش از موضع قبلیت بیای پایین و بیشتر دوستش داشته باشی...
برات ارزوی رسیدن به بهترینِ ممکنِ خودت رو دارم 😍 
سلام و درود
مچکرم
امیدوارم نظرم عوض نشه :)

ممنونم دلژین جان ^_^
کشور به آدمای باانگیزه ، دسلوز و امینی مثل شما نیاز داره ،در درستی راهتون ذره ای شک نداشته باشید 
شما لطف دارید. هنوز خیلی مونده تا به جایی که باید برسم :)
تو جام بیاور من جان...
عکس خدا بود...
می‌دونید معصومه خانم گاهی حس می‌کنم حتی جان هم کمه.
:)
خانوم دکتر وقتی از حضرت عشق میگید حاله ادم خوب میشود ولی شاید عشق فقط در داستان ها و نوشته ها باشد
هدف جز ایجادِ حالِ خوب نیست :)
میشه امیدوار بود اینطوری نباشه...
منبع مطلب خودتون بودینه
بله
انقدر زیباست ❤️
که حتی حق میدم به کپی کننده هاش 😅
ولی نه ! خوندن این نوشته ها تو همین وبلاگ قشنگه نه هیچ جای دیگه ! :))
نگاهت زیباست مهربون جان ^_^
:)))
لطف داری عزیزم :)
خوش به حال حضرت عشق که همچین بانوی فداکار ، دلسوز ، مهربان و عاقلی  خواهد داشت:) ان شالله که همیشه صحیح و سالم باشی خانم دکتر مهربون:)
خوشا به حالِ من که همچین دوستِ مهربونی دارم ^_^
ممنونم عزیزم :)
خیلی زیبا بود
عجیب چسبید
عکس هم قشنگه:)


خوشحالم که دوست داشتی :)
خیلی قشنگ مینویسی واقعا تو کفشم هنوز!
آفرین!!
تنت سالم دلت خوش سرت سلامت و قلم زیبات پایدار
لطف داری عزیزم :)
ممنونم
نوشته هاتون اصلا  به سن و سالتون نمیاد:))

:)
دردُ بلات تو قوطـی حوا خانم :*
ممنون ^_^
دقیقا یعنی چی؟
خواستم یک عاشقانه باشه از نبودن‌ها و نداشتن‌ها :)
عکسه چه قشنگه... و قشنگتر تز عکس توصیف و متن شما... عالی.. لذت برم :)
شما لطف دارید :)
لا به لای این همه آشفتگی، اینجا کنار تو هوا بس عالی است...
افتخار می کنم به وجودت حوا جان...
قربانِ شما ^_^
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۱:۱۴ حَمید عِلّین
تمام سهم من از تو همین دل خون است!!!!! :(
شما مارو خیلی نگران میکنین احتمالا اصلا نباید روزه بگیرین و زور زورکی میگیری

نه نه مشکلی نداره. می‌تونم روزه بگیرم.
سلاااام بر بانو حوای نازنینم 
 کم‌خونی داری؟ من روزی که فهمیدم تالاسمی مینور دارم نزدیک بود قالب تهی کنم انگار بهم گفتن خونت تموم شده در این حد ترسیدم...بعدش که مادری بهم توضیح داد دقیقا چیه خیالم راحت شد ولی تا مدتها خودمو لوس می‌کردم بابت این گلبول‌های کوچولوی نصفه نیمه 😊
ولی حرف دکتره راجع به عاشقیَت و روش درست آن از پهنا تو حلقم 😁
سلام خاتون جان
بله بله :)
خدا حفظ کنه مادرِ مهربونت رو :)
((:
ولی خدایی این عکسه خیلی خشنه ...از این زمینه‌های روشن و ملیحه که پشتش خشونت داره...چرا با خونش می‌نویسه حالا؟ فشارم افتاد...😂😂😂😂😁
خوشگله که :))
بی عشق حرکت بی معناست ...
باک دلتون همیشه پر از عشق :)
ممنونم :)
منظورم این بود درد دقیقا یعنی چی
این جمله مخاطبِ خاص داره :)
مخاطب خاص کسی هم نشدیم
ای خدا
خدا نکنه مخاطبِ همچین جملاتی بشی عزیزم.
بخند حوا ببینه :)
بغض تو گلومه نمیترکه منتظرم افطار بشه برم هیئت و یه دل سیییییییر اشک بریزم
وفات حضرت خدیجست برم مدد بگیرم
آلاء :(
خیلی خودت رو اذیت می‌کنی‌ها...
نمیدونی زندگی کردن با جماعتی که هیچکس حرفت و نمیفهمه و بخاطر وایسادن سر اعتقادت و انتخابت مسخره بشی چقدر سخته
وقتی بگی توکل برخدا بهت بخندن یعنی چی
وقتی به خدات هم بخندن به روزه بودنت سخته بخدا سخته 
چرا فکر می‌کنی نمی‌دونم؟! من توی مراسمِ عقدِ یکی از نزدیک‌ترین‌هام بهم نگاه نکردن! مثلِ غریبه‌ها باهام رفتار کردن فقط چون مثلِ بقیه صد قلم آرایش نکرده بودم و چادری بودم. بیخیال آلاء جان. می‌گذره جانم :)
فقط دلم خوشه به ظهار فقط...
به چی؟!
اشتباه نوشتم
ظهور
کاش اونقدری لایق باشیم که ظهور رو ببینیم. ولی آلاء من می‌ترسم -_-
می‌ترسم اونقدری محکم و آماده نباشم (در حدِ خودم) که راهِ درست رو برم جلو.
دعا می‌کنی برام؟! :)
الهی که خودشون دستمون و بگیرن
هرچه زودتر ظهور اتفاق بیفته
خدایا به هر خیری که برایم بفرستی سخت محتاجم قصص آیه24
برات بهترین خیر و از خدا میخوام خیری که خدا بفرسته
ان‌شاءالله

چه آیه‌ی خوبی ^_^
ممنونم :)
+ بهتری الان؟!
بغضم ترکید بهتر شدم
4دیقه دیگه سحری میخوریم*_*
تو هم برام دعا کن
دعا کن که خدا خودش دستم و بگیره
الهی :(
با همسر؟! :))
حتماً عزیزم ^_^
من شک ندارم خدا خیلی حواسش بهت بوده و هست :)
مثل همیشه عالی :)
مثلِ همیشه لطف دارید :)
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۳:۵۲ ایمان-همو یرگه یخ!
عی بابا شیرینی و شام منو ندادین کجا بسلامتی ؟؟😒😒
اوه اوه عاشق شدین ؟؟وابیلاااا! !
من اخرین باری که ازم ,خون گرفتن برا گواهینامه بود که گفت گروه خونیت ,oمثبت!نمیتونم خون بدم چون اگه یه کیسه خون بگیرن باید سه چهارتا بهم برسونن تا ,نمیرم😂😂😂
هستم که :|
نه بابا :))
:)))
بلی 
شبکه افق دم سحر حاج اقا پناهیان صحبت میکنن حرف هاشون آب رو آتیش بود
:)
خدا رو شکر
چه بوی نابی داشت این نوشته... 
فکر کنم حالا تا حدودی فهمیدم که چرا دوس داری تخصصت رو آنکولوژی بخونی (: 
:)
واقعا گفت عاشق هرکسی نشی؟😶 دلیل این توصیه چی بود؟ یعنی علمی بود؟😶
شعرها رو دیدم گفتم منم به یاد قدیما چند بیت پیدا کنم بنویسم :)

من با همه‌یِ دردِ جهان ساختم اما،
با دردِ تو هر ثانیه در حالِ نبردم...
- روزبه بمانی

ای عشق! پیش هر کسی، نام و لقب داری بسی
من دوش، نام ِ دیگرت کردم که "دردِ بی دوا"...
-مولانا

دو قلب داشتم اى کاش در زمان ندیدن
یکى براى تو باشد، یکى براى تپیدن...
-سیدتقی سیدی

بله بله. گفت قبل از عاشق شدن به طرفِ مقابل بگو اول بره آزمایشِ خون بده! :|

به‌به ^_^

مولانای جان *_*

چقدر شیرین :)

هیچ چیزی به اندازه‌ی شعر من رو خوشحال نمی‌کنه. ممنونم ♡_♡
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۶:۰۱ حَمید عِلّین
در نگاه اول به نظر میاد میگی
تمام سهم تو از من همین خونی (است) که نیست که بیشتر شبیه گلایه است
اما بعد که متنو میخونی متوجه میشه عنوان یه جمله دعایی است
شاید بشه اینو نقد کرد و ایراد گرفت
ولی بعد این که فهمیدم عنوان یعنی چی خیلی حال کردم ازون حرف آخر رو اول زدنا بود  که من عاشقشم
یکی نا مفهوم بودن وجهِ عنوان و قبل از اون مرییض حالیه شما باعث شد متنِ به این قشنگی گم شه و البته تِمِ خاطره گونه که مخاطبش به نظر عام میاد
+مراقب خودت باش خواهشا
++نمیدونم چرا ؟ ولی این بارم که باهات حرف زدم حالم بهتر شد
+++ در ضمن فک کنم این متن نیاز به باز نویسی داره چون حیفه میگم ها !
+ و شاید تو ندانی وقتی از درد حرف میزنی من اینجا واقعا حس میکنم :( :)
چقدر دقیق خوندین :)
آدمی که کم‌خونه شاید تمامِ دارایی و چیزی که داره اندک خونِ توی رگ‌هاش باشه. این آدم برای اثباتِ عشقِ خونه کرده کنجِ قلبش (روزی که عاشق بشه) حاضره تمامِ داراییش رو بده به طرفِ مقابلش.

+ هستم. تشکر.
++ شما لطف کنید رسمی‌تر صحبت کنید.
+++ من اینطور فکر نمی‌کنم.
+  ...
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۶:۰۸ حَمید عِلّین
شایدم منظورت هر دو وجهش بود هم گلایه بود هم علاقه
من که کلا رفتم تو بهرِ مریضیه شما اصلا نفهمیدم چی شد!!
الان احساساتم 10 در صد عاشقی است به خاطر متن
90 درصد کوفتگی به خاطره شما
خخ :)))
منظورم رو توضیح دادم. من واسه خودم گلایه نکردم تا حالا. واسه دردِ بقیه چرا.
مگه من گفتم مریض هستم؟! :)
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۶:۱۶ حَمید عِلّین
ببخشید بازم زیاد حرف زدم منِ فلان فلان شده
قبلا هم از این پست های مریضی فرستادین آدم یه جوری میشه خو؟؟
+_+

اسمش رو نمیشه گذاشت بیماری.
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۶:۲۳ حَمید عِلّین
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
عه اینو ببین چی کَفش کردم؟؟ (اوج هنرِ حمید دیوونه خخخخخ :))
+++|T_T|+++
***** ** **** ***  ***** ***** ****
****** **** ******** **** ***
قبل از شما دیگران کشف کرده بودن گویا :))
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۸:۲۶ حَمید عِلّین
تّ َماااامِ سهمِ تو از مَن ... همین خونی که دیگر اصلا نیست ؟!؟!
ولی برایَم از تو هَمان رگ های بّیجان بی خون باقیست .!.! کافیست
و نبودنت مثل خونی که نیست میدهم از جان دادن برایم سخت تر است.
اما باز تو را پیانو وار دوست میدارم :) و این خون سهم توست
یاد شعر های  رهی افتادم ایشون از اشک این استفاده ها رو میکنن غالبا

دست تقدیر از تو دورم کرد

گل از شاخ چیده را مانم

نتوان بر گرفتنم از خاک

اشک از رخ چکیده را مانم


اشکم ولی! به 'پای عزیزان' چکیده ام

خارم ولی! به سایه 'گُل' آرمیده اَ َم 


یکی بیاد منو نجات بده  :)))

الان مسعود فراستیِ تو مغذم میگه در نیومده!! من میگم نه بّابا! درنیومده درنیومده چی در نیومده!؟ بازم شروع کردی ها مسعود خان :)))))) اما خداییش متنو انداختم تو سی پیو 56 هسته ای این در اومده ازش :)

:|
چقدر پیچیده کردید همه چی رو. ساده نوشتم. مثلِ بقیه‌ی پست‌های دوم شخصِ غایب. برای چندمین بار میگم من مریض نیستم! طوری حرف می‌زنید انگار همین فردا قراره بیفتم بمیرم. :)))
سلام
عالی بود
سلام و درود
تشکر
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۹:۱۹ حَمید عِلّین
مثلِ چکمه های خیسِ نَمور
دِلبَریّه بارانِ دِی بودی
مثلِ تَب دَر نِگاهِ آیینه , مثلِ خَندِه , یااادِ دیرینه
مثل گل یا که شبنمی بر گل
مثل لبخندِ بر لبم بوددی
با تمام دوریت اما
مِثلِ خخونِ دَر رَگَم بوودی !!

 
خیلی هم زیبا :)
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۹:۳۱ ایمان-همو یرگه یخ!
گفتم شاید میخاین جایی برین !!والا
اون دنیا مثلاً :)))
جایی هم بخوام برم قطعاً اونجا مشهد خواهد بود.
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۹:۳۱ حَمید عِلّین
ببین میگم شما قبل این که پست بذاری با من یه بار چک کن این مشکلات پیش نیاد خخخخخخ :)
+من خیلی سعی میکنم رسمی حرف بزنم همین قد میشه
++ اون شکلک رو که من جایی ندیده بودم اصلا چرا سانسور کردین قشنگ بود که
+++ شعرو حال کردی با متن مو نمیزنه :)))) از این به بعد شما پست بذار من شعرشو بیام :)

باشه :| :))
+ من ممنونم که سعی می‌کنید.
++ من زیاد دیدم :) در این که قشنگ بود شکی نیست فقط حس کردم بهتره ستاره‌دار بشه.
+++ شما جدی جدی شاعر هستید؟! :)
میخوای دیگه اصلن نیام ؟
نمیدونم چرا ولی انگار احساس وظیفه میکنم بیام مزاحمه شما شم :)
راستش اون اوایل واقعاً دلم می‌خواست دیگه کامنت نفرستید از طرفی بلاک هم نمی‌شد کرد :))
اما الان که لحنِ صحبتتون خیلی عوض شده نه مشکلی ندارم. فکر کنم گفته بودم قبلاً که من با هیچ کس مشکلی ندارم مگر این که توهینی شکل بگیره.
+ شما دفترِ شعر دارید؟! چند بیت شعر گفتید تا حالا؟!
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۹:۳۷ ایمان-همو یرگه یخ!
خدانکنه! !!بسلامتی پس!😊
:)
کلا سه چهار تا بیشتر نگفته بودم همش مثل این داغون گوشیمو ریست کردم همش رفت
دیگه ما هم در اوج بوسیدیم گذاشتیم کنار :)))
به نظرِ من ادامه بدید دوباره. من به شدت به شعر علاقه دارم و باید بگم شما اگه جدی به این قضیه نگاه کنید و بپردازید شاعرِ فوق‌العاده‌ای خواهید شد.
این که اینقدر سریع و زیبا چند خطِ من رو تبدیل کردید به شعر واقعاً برام ذوق‌آوره :))
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۰۹:۴۴ حَمید عِلّین
نه بابا فکر نکنم فقط وقتی خیلی درگیر میشم میاد من واقعا نگرانتون بودم این که ناراحتی نداره البته اون عکس بی تاثیر نیس کلا سرنگ تو روووحه منه تو دسته هر کی باشه
خب بهش جدی فکر کنید. راجع‌به عکس اگه بخوام بگم که به نظرم خیلی زیباست. حس کردم تنها عکسی که به متن می‌خوره همینه. (گاهی انتخابِ عکس واسه پست‌هام بیشتر از نوشتنِ خودِ پست زمان می‌بره)
حتی کسی حاضر نیست از منو خیال تو یک عکس یادگاری بگیرد
بازم بای فور اور
عجب :/
خدانگهدار
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۰۱ ایمان-همو یرگه یخ!
که اینطوور! !
در چه مورد؟!
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۱۰ ایمان-همو یرگه یخ!
این دوستمون یه دفعه میاد کلی شعر و این چیزا یه دفعه هم میگه بای فور اور😂
ادم عجیبه به نطرم !!
بله بله
رفتم جواب‌هام رو نگاه کردم دوباره دیدم حرفِ بدی نزدم که بخواد بهشون بر بخوره :| :))
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۱۴ ایمان-همو یرگه یخ!
یه جوریه !!
با زبانِ روزه پشتِ سرِ اون بنده خدا حرف نزنیم بهتره. نیست؟! :)
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۱۷ ایمان-همو یرگه یخ!
نکته جالبی بود !!ولی خب پشت سرش که نیست بیاد خوخودش میبینه !!😂😂
یک سوال ذهن ممو درگیر کرده که عایا برای شیرینی هم منو بازه ؟؟نمیشه بستنی باشه ؟
مگه ندیدید گفتن بای فور اور؟! :| :))
بله بله. لازم نیست یکیش رو انتخاب کنید. جفتش با هم خوبه؟!
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۲۲ ایمان-همو یرگه یخ!
خخخخخخ منظورش فعلا بوده😂میادش میدونم !
اوه اوه !دس شما درد نکنه 😂
چی بگم :))
خواهش می‌کنم قابلی نداره :)
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۲۶ ایمان-همو یرگه یخ!
دیگه واجب شد ااز الان چیزی نخورم😐😂😂
هر اتفاقی که بیفته من مسئولیتش رو قبول نمی‌کنم :| :))
الهی که همیشه سلامت باشی عزیزم
ممنونم رفیق جان :)
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۴۵ ایمان-همو یرگه یخ!
😂😂😂 باشع مسولیتش با خودم😂😂
خودتون جوابِ مادرتون رو بدید پس :))
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۰:۵۵ ایمان-همو یرگه یخ!
اوووو نه من به مامانم همی االان میگم که بدونن! 😂😂
درود بر شما :))
جمعه ۴ خرداد ۹۷ , ۱۱:۰۱ ایمان-همو یرگه یخ!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** *** *** **
***** *** **** ***** **** ********* **** ***** **** ** **** ** ** ***** *** **** *** ***** * ** ****** ****
چه جالب :))
من به جایی رسیدم که ازمایش خون کفایت نکرد و تست ایکس دادم و خدا رو شکر حدس دکترم اشتباه بود ...

قلمت پایدار :)

رشتت چیه ؟
خدا رو شکر :)

ممنونم :)

شهیدِ راهِ طب :)
سلام
اینا رو ول کن...
امتحانه رو چه جور دادی؟! 😁
سلام و درود
یه لحظه فکر کردم امتحانِ دیروز رو می‌گید :| بعد می‌خواستم بپرسم شما از کجا می‌دونستید دیروز امتحان داشتم؟! :)))
اون رو که کامل شدم :)))
سلام
بسیار زیبا، معنادار بود.
سلام و درود
:)
عالی مینویسی😘ان شاالله همیشه سالم وخندون باشی❤️
عالی می‌خونی ^_^
همچنین :)
ببین هیچی از درست مهمتر نیست!! مگه دیروزم امتحان داشتی؟ 
این دختره چه سرخود شده؟! بیخبر امتحان میده!! دههه...
کامل همون بیسته؟ مگه شماها بیست ندارید؟
آره خب می‌دونم. ماجرای پست برمی‌گرده به چندین سالِ پیش. من دیگه اون دخترِ دبیرستانی نیستم.
همه امتحان دارن این روزا :|
نه مستمر بود فکر کنم از ۱۰ نمره. دبیرستان اکثرِ نمره‌ها از بیست بود ولی دانشگاه متفاوته کلاً.
راست میگیااا😀

دارم باهات شوخی میکنم... میخوام بخندی.
:))

من می‌خندم به شرطی که شما هم بخندی :)))
خسته نباشی :)
منم میخوام شهید راه طب بشم :))))انشالله کنکورو بدیم ببینیم چی میشه :)
سلامت باشی جانم :)
ان‌شاءالله :))
دعا می‌کنم به خواسته‌ی دلت برسی :)
ان شاء الله که این مسیر قشنگ رو به خوبی و با موفقیت طی کنید و یک روز کنار اتاق شما ببینیم نوشته شده باشه متخصص خون و انکولوژی.. :)
خیلی ممنونم :)
چه خوب. پس زین‌ پس بیشتر خوشحالت می‌کنم *_*
♡_♡
سلام و وقت بخیر.
-امیدوارم خوب و سرحال بوده باشید.
1- یکی از معانی " اسلام " همین توصیفی بود که شما در این پست ارایه دادید!! در فرهنگ عرب،اگر کسی حاضر می شد گرانبهاترین و عزیزترین چیزش را که معمولا " جانش " بود بدهد تا رضایت کسی را بدست آورد یا اسباب زندگی کسی را فراهم کند یا موجبات بقای چیزی را تمهید کند؛می گفتند فلانی مرتکب فعل " اسلام " شده است!!پس یکی از معانی اسلام این است که حاضر باشی جانت را که عزیزترین چیزی است که داری برای جلب رضایت خدای خالق هدیه کنی!!
2- خب،می خوای یه مدت پرسش ها را متوقف کنم!!
سلام و درود
1. خیلی هم خوب :)
2. چرا من حس می‌کنم لحنتون پر از عصبانیت هست؟! :)) سوال‌ها رو کمی راحت‌تر بپرسید بهتره.
دختر جان حس تون اشتباه گرا میده!!!
والله و بالله اشتباه گرا میده!!
فکر کنم یه سر هم باید بری پیش دکتر " تنظیم کننده حس گرها " (خنده)
+ آخر چرا هم چین حسی به شما دست میده؛من که کاملا راحت و ملایم می نگارم دخترجان....
2- باشد ببینم چکار میتونم بکنم>>>>
:))
حالا نیازی نیست قسم بخورید :| منم با حالتِ شوخی گفتم :))
+ خیلی هم خوب
:)
خب،حالا با توجه به پست خودت و توضیحی که بنده پیرامون معنای " اسلام " در فرهنگ عرب دادم ، جمله ی زیر را کامل کن:
اسلام یعنی تسلیم کردن جان و وجود به محضر حق از روی ...
اولین کلمه‌ای که به ذهنم رسید عشق بود.
از روی عشق به خدا. تا کسی رو دوست نداشته باشی حاضر نمیشی به حرفش گوش کنی و از اون مهم‌تر برایش جان بدهی.
حضرت عشق دردسر ساز لجباز دوست داشتنی:)
چه تعبیر قشنگی
ایشالا هرچی خدا صلاح بدونه
:)
نگاهتون زیباست
ان‌شاءالله
کاملا درسته؛ولی در یه فرصت مناسب به قول شما اطبا لازم است " عشق " را کالبد شکافی کنیم>>>
حتماً
اتفاقاً مفهومِ عشق برام گنگه. کامل و دقیق درکش نمی‌کنم.
سلام، بروز ترین مرکز اطلاع رسانی و اخبار
https://sorooshnews.com
سلام
سلام
والا همه آخرشم میگن برا کسی که هنوز نیومده و نمیدونم کیه :|
من موندم چطوری ندیده عاشق میشن :|
نه ؟
سلام و درود
اتفاقاً یک نفر دیروز پرسید وقتی این مدلی می‌نویسی به کسی هم فکر می‌کنی؟! گفتم نه والا
روزه هستم پس دروغ نمیگم. من کسی رو دوست دارم که هست فقط نمی‌دونم کجاست. به وقتش میاد و می‌خونه و می‌بینیه.
انتظار نداشتم شما این سوال رو بپرسید :)
حتی حضرت علی ع هم میفرمان که من خدایی رو ک نبینم عبادت نمیکنم
رسم عاشقی دیدنه
نه ندیدن
میگه که 
ارنی کسی بگوید که تو ا ندیده باشد
تو که با منی همیشه چه تری چه لن ترئنی

ندیده چطور حضرت دلبر رو میپرستی بانو ؟
اون چشمِ دل هست :)

به دیدن نیست که. به حس کردنه. حسش می‌کنم. همین برای دوست داشتن کافی نیست؟!
حواست باشه عاشق هر کسی نشی :)
حواسم هست :)
دوم دبیرستان و عاشقی😑 واقعن مهمترین دغدغه همون امتحان جغرافیا باید باشه و بس
زود قضاوت نکن! اول این که قضیه مربوط به سال‌ها پیش هست. دوم این که منظورِ خانم دکتر این بود که یکسری مشکلات هست که باعث میشه محدودیت ایجاد بشه واسه ازدواج. ایشون توصیه‌های پزشکیِ لازم رو ذکر می‌کردن بر حسبِ وظیفه.
البته نمیشه گفت اینم... پیش میاد... حواس آدم ب خودش باشه و دلش و... 
قشنگ مینویسی.. 
الان نه من اون دخترِ دبیرستانی هستم نه دلم جایی گیر کرده :)
لطف داری :)
درآمد:

عشق را از عشقه گرفته اند.

گیاهی که در باغ در بُن درخت پدید آید و در درخت پیچد.

هم چنان می روید تا همه درخت را فراگیرد و چنانش در شکنجه کشد که در رگ درخت،نم نماند.

تا آنگاه که درخت خشک شود.

اسمِ این گیاه توی کتابِ زیستِ دوم دبیرستان بود. چقدر جالب. خیلی خیلی جالب...

با توجه به این توصیف از عشق بود که حالت دلدادگی دو نفر نسبت به هم را عشق نامیدند؛یعنی ذره ذره وجود طرف در طرف دیگر حل می شود و چیزی از وجودش باقی نمی ماند و هر چه داشته است را به طرفش بخشیده است.

آخرش ختم به یکی شدن میشه درسته؟!
حالا ببینیم جناب حضرت مولانا چه فرموده اند:

باغ سبــز عشق کــو؟بـــی منتهــاست

جز غم و شادی درو بس میوه هاست

عاشقی زیــن هـر دو حالت بــرتــرست

بـی بهــار وبـی خــزان سبـز و تــرست

 

به‌به :)
بله:

چنان من و تو در اکسیر عشق حل شده ایم

که انفصــال تــو از مـن ورای ممــکن هـاست

چقدر خوبه این بیت :)

اگه اینطوری باشه که عشق واقعاً معرکه ست فقط من نمی‌دونم چند درصدِ آدم‌ها به این مرحله می‌رسند...
بله،درنهایت عاشق و معشوق در اکسیر عشق حل می شوند و تولید حیات می کنند. مثل ترکیب هیدروژن و اکسیژن که آب،این مایه حیات را موجب می شوند. به همین دلیل است که باز مولانا می فرماید:
محــور چــرخ زمـان عشق است و عشق
اصل و بنیاد جهان عشق است و عشق

بله بله
دادن درصد کار خیلی سختیه!!
فقط میشه تقریبی گفت خیلی کم.
دقیقاً مشکل همینه! خیلی از آدم‌ها سال‌هاست ازدواج کردن حتی بچه دارند اما اصلاً به این مرحله نرسیدند.
چون شکسپیر می گوید:
اندیشه ها،رؤیاها،آه ها ، آرزوها و اشک ها از ملازمان جدایی ناپذیر عشق می باشند.
در نتیجه شما می‌تونید بیشتر از هر کسی درک کنید وقتی عاشقانه کسی که نیست و نمی‌دونم کجاست رو دوست دارم و براش می‌نویسم یعنی چه :)
"ای کاش ررنج آخر داش"
--------<--{@
@}>---------
ببخشید به خاطره دیروز من خیلی زود رنجم وقتی یه لحظه حس کردم ناراحت شدین از کامنتام داغون شدم چون اصلا نمیخوام ناراحت بشین
بعضی رنج‌ها باید باشن تا آدم، آدم بشه.

آخه من چیزی نگفتم که. فقط چون اون بیت رو ستاره‌دار کردم؟!
آیا من هم میتونم در این مناظره شرکت کنم؟
به نظره من ایشون (دلدار) فنای تام رو با عشق مجازی اشتباه میگیرن


بله مشکلی نیست.
ایشون استادِ دانشگاه هستند و حقِ استادی به گردنِ من دارند.
فنای تامی که ایشون با مثال اون گیاه ذکر کردند اصلا ربطی به عشق مجازی نداره
البته یک تشابه داره و به دلیل همین تشابه گناه آدم بخشیده شد
عشقِ مجازی رو توضیح بدید لطفاً. من نمی‌فهمم.
در عشق چه مجازی چه حقیقی آدم رفته رفته صاحب اسم و رسم معشوق میشه
اما ذات اقدس الهی که در لاهوت تشریف دارن ایشون نه به اسمی شناخته میشه نه به رسمی
لا اسم له ولا رسم له
ملای ما رومی رو خدا رحمت کنه ولی ایشون فقط حالن و نه حتی مقاما صاحب برخی اوصاف الهی شدن
اما فنای تام در متاخرین مثل سید هاشم حداد روی داده که ایشونو فقط میشناسم به این مقام رسیده باشن
آها
ولی خب به نظرِ من عشق‌های زمینی هم می‌تونه این مدلی باشه. البته که عشقی عشق هست که آدم رو بالا بکشه. درواقع عشقِ زمینی واسطه ست یعنی باید باشه. این نگاهِ من هست.
با توجه به موضوع و ماه مبارک رمضان،گوش لب بسپاریم به زمزمه قطعه زیر:

منم پروردگارت

خالقت از ذره ای ناچیز

صدایم کن مرا، آموزگار قادر خود را

قلم را، علم را، من هدیه ات کردم

 

بخوان ما را

منم معشوق زیبایت

منم نزدیک تر از تو به تو

اینک صدایم کن

رها کن غیر مارا، سوی ما بازآ

منم پروردگار پاک بی همتا

منم زیبا، که زیبا بنده ام را دوست می دارم

تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید

تو را در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

بساط روزی خود را به من بسپار

رها کن غصه ی یک لقمه نان و آب فردا را

تو راه بندگی طی کن

عزیزا، من خدایی خوب می دانم

تو دعوت کن مرا بر خود

به اشکی، یا خدایی، میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات ر ا دوست می دارم

طلب کن خالق خود را

 

 بجو ما را

تو خواهی یافت

که عاشق می شوی بر ما

و عاشق می شوم بر تو

که وصل عاشق و معشوق هم

آهسته می گویم خدایی عالمی دارد

قسم بر عاشقان پاک باایمان

قسم بر اسب های خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن

تکیه بر من

قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن، اما دور

رهایت من نخواهم کرد

 

بخوان ما را

که می گوید که تو خواندن نمی دانی؟

تو بگشا لب

تو غیر از ما خدای دیگری داری؟

رها کن غیر ما را

آشتی کن با خدای خود

تو غیر از ما چه می جویی؟

تو با هر کس به جز با ما چه می گویی؟

و تو بی من چه داری؟ هیچ!

بگو با ما چه کم داری عزیزم؟ هیچ!

هزاران کهکشان و کوه و دریا را

و خورشید و جهان و نور و هستی را

برای جلوه ی خود آفریدم من

ولی وقتی تو را من آفریدم

بر خودم احسنت می گفتم

تویی زیباتر از خورشید زیبایم

تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو، چیزی چون تو را کم داشت

تو ای محبوب تر مهمان دنیایم

نمی خوانی چرا مارا؟

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی

ببینم، من تو را از درگهم راندم؟

اگر در روزگار سختی ات خواندی مرا

اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نمی کردی

به رویت بنده ی من هیچ آوردم؟

که می ترساندت از من؟

رها کن آن خدای دور

آن نامهربان معبود

آن مخلوق خود را

این منم، پروردگار مهربانت، خالقت

 اینک صدایم کن مرا، با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را

با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکیم!

آیا عزیزم، حاجتی داری؟

تو ای از ما

کنون برگشته ای اما

کلام آشتی را تو نمی دانی؟

ببینم چشم های خیست آیا گفته ای دارند؟

 

بخوان ما را

بگردان قبله ات را سوی ما

اینک وضویی کن

خجالت می کشی از من؟

بگو، جز من کس دیگر نمی فهمد

به نجوایی صدایم کن

بدان آغوش من باز است

برای درک آغوشم

شروع کن

یک قدم با تو

تمام گام های مانده اش با من

لبخندی عمیق و تهِ دلی :)
خیلی مچکرم. خیلی زیاد.
اما تشابه عشق مجازی به فنای تام
در هردو شون عاشق نه به خاطره هیچ اسمی و نه به خاطره هیچ رسمی عاشقه معشوق میشه
عشق آدم به حوا عشقی مجازی بود بسیار شبیه به نهایت عشق حقیقی یعنی فنای تام
اما ایشون همت طی مسیر امثال سید هاشم رو نداشتن اما صرفا به دلیل این تشابه بخشوده شدن
چه جالب :)
+مراجعه شود به آثار علامه طهرانی
+ حالا شما خلاصه‌وار بگید باید به چی برسم در آثارِ ایشون :|
ایران نه با عشق مجازی مشکل داره نه با عشق حقیقی و نه با فنای تام
آمریکا فقط عشق مجازی رو میتونه قبول کنه
اسراییل فقط عشق حقیقی رو برای به دست آوردن اسما و صفات الهی
اصلا همین موضوع اساس بلوک بندیه دنیای امروزه

عجب
بحث رو نکشونید به اون سمت :)
منظورم این بود من از آثار ایشون به این نتایج رسیدم نگفتم که برین و به چیزی برسین
خیلی هم خوب :)
و جالب اینه که آمریکا و اسراییل که نچرال اِنِمی هستن فقط به خاطر این که ایران فنای تام رو در راس همه چیز قرار میده با هم شده رفیق گرمابه و گلستان :)))
بِاَبی انت و اّمی یا روح الله ایشون چه قشنگ گفتن:
"برای ما همین افتخار بس که جز ذات اقدس الهی هیچ پناهی نداریم"
قشنگ تفسیر می‌کنید :)
چون اطلاعی در این زمینه ندارم فقط می‌تونم لبخند بزنم.
فقط اومدم یه گل رز که دیروز پیدا کردومو به تو تقدیم کنم ها ببین چه قاراشمیش شد
خخخخخخخخخ :)
گلِ رز رو مگه پیدا می‌کنن؟! ریخته تو کوچه یعنی؟! :|
اتفاقاً نکاتِ جالبی رو گفتید. ممنون :)
جان من با کاراکتر گل کشیدن کمتر از گل چیدن و تقدیم کردن نیست
شما با روح لطیف من بازی نکن خواهشا خخخخ :)
چی بگم
بازم بای فوراور
"نه سشوخی کردم"  با لحجه محسن
ولی اون پارادکسه دیوانه کننده بازم و فوراور منو عاشق این جمله میکنه
در ضمن شما فقط بلدین کامنتای منو در مورد دیگران عین جیگر زلیخا که نه عین خواب یوسف  که برام خرج جیگره زلیخا رو بر میداره ستاره بارون کنین آیا؟
محسن کیه؟! :|

نه دقت کنید کامنت‌های بقیه رو هم ستاره بارون می‌کنم اگه لازم باشه :)
اصلاً قبل از این که شما اینجا کامنت بفرستید یه بنده خدایی بود که اکثراً کامنت‌هاش ستاره بارون می‌شد :|
*محسن چاوشی - جمعه
خداحافظ

حال و روزم جمعه‌ها از خودِ جمعه غم‌انگیزتره...
یه چیزی رو بگم فکر کنم لازمه بدونید. من توی کلِ زندگیم هیچ‌وقت دلم نخواسته کسی رو ناراحت کنم. بقیه زیاد ناراحتم کردند اما من نه اگر هم بوده ناخواسته بوده. پس از جملاتِ من برداشتِ اشتباه نکنید که بخواید ناراحت بشید.
خدانگهدار
قربونت :))))))))))))))
(((:
حوا هستی؟
نه نبودم
جانم کاری داری؟!

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند !!!!!!!!!

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت

با من راه نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه کار به نام من دیوانه زدند (واقعا چون فقط نمیتونن ها:)

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند (بلوک بندی :)))))))))

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع

آتش آن است که در خرمن پروانه زدند (فرق حوا و هو)

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند 

سابق ما میرفیم سراغ حافظ الان دیگه ایشون یه بیت میندازه تو دلمون میگه بیا بخوون :))))))))))))))

:))
خیلی نوشته قشنگی بود.
مچکرم
جالبه من هم از این حرفا سر در میارم هم میدونم فلان سلبریتی آمریکایی چقد خرج دامنه قشنگش کرده اصّن من موندم تووووو خودم چه جور موجودیم
مگه میشه مگه داریییم البته نمیدونم ها شاید باشه ولی فکر نکنم چیز خوبی باشه
o_O
متوجه نشدم چی گفتید :|
این دکتر خوش اخلاقا کجان که ما نمیبینمشون :(
کدوم دکتر؟!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** *** ***** *** ****** ** *** **** **** ****** ***
********************** 
*** **** ** *** ********** **** ** *** **
:))
تازه من اصن وقت نشد بگم ؟! تو این مدت آشنایی عجیب غریبمون!!
حوا خیلی اسم قشنگیه :))
فعلا بازم بای فور اور :)))))
آره حوا قشنگه :)
:/
خدانگهدار
سلام وصبح بخیر بر حوا :
عشق محصول فرآیند تعاملی عاشق و معشوق است.یعنی برای بروز و ظهورو تولد عشق،وجود عاشق و معشوق لازم است.حال اینجا توقف نما تا پرسشی مطرح کنم:
طبق آموزه های قرآن،انسان از چند لایه تشکیل شده است؟
سلام و درود

منظورتون مراحلِ خلقته؟!
چقد قشنگ بود این متن....
شما قشنگ خوندی :)
به یک معنا بله>>
همون که از نطفه شروع میشه و می‌رسه به دمیدنِ روحِ خدایی در انسان؟!
منظورم لایه است نه مراحل جز به جز؛ مثلا کل مراحل نطفه تا شکل گیری جنین کامل را لایه جسمانی می گویند و به همین منوال...
آها
اینطوری نمی‌دونم.
متوجه شدم همون اول که این پست رو و کامنتاش رو خوندم :)
خب خدا رو شکر :)
خب،طبق آموزه های قرآن ،انسان از سه لایه جسمانی، نفسانی و روحانی تشکیل شده است.حال چند سوال:
1-تقدم و تاخراین لایه ها چگونه است؟
2-به لحاظ اهمیت، چیدمان لایه ها چگونه خواهد بود؟
3-- خود لایه نفسانی از چند لایه تشکیل یافته است؟
4- تقدم و تاخر زیر لایه های نفسانی چگونه است؟
5- به لحاظ اهمیت،چیدمان زیر لایه های نفسانی چگونه خواهد بود؟
۱. فکر کنم اول جسم ایجاد شده بعد نفس و در آخر روح.
۲. احتمالاً روح مهم‌ترین هست. بعدش هم نفس و بعد جسم.
۳. تا جایی که من می‌دونم سه تا. نفسِ اماره و لوامه و مطمئنه.
۴. اصلاً نمی‌دونم فقط می‌تونم نظرم رو بگم. اول اماره بعد لوامه و بعد مطمئنه.
۵. قطعا نفسِ مطمئنه از نظرِ اهمیت آخره ولی اون دو تا رو نمی‌دونم.
کاملا درسته؛خوب پاسخ دادی.
حالا بگو ببینم از رابطه سایبرنتیک چیزی خوندی یا شنیدی؟
خدا رو شکر :)
نه اصلاً نشنیدم.
                                             لایه روحانی  .

                                             لایه نفسانی

                                            لایه جسمانی  
فقط یه سوال دارم. قراره از این تفاسیر به معنای عشق برسیم؟!
یه جستجوی ساده بکن،ببین چه دستگیرت می شود>>
باشد
قراره از لابه لای انسان شناسی به مفهوم عشق برسیم>>
آها
نوشته که:
موضوعِ اصلیِ سایبرنتیک بررسیِ ماهیتِ کنترل در انسان، حیوان و ماشین است.
اون ها تا جایی که من میدونم لایه نیستند سه جهان متفاوت اند که ما در اون ها حیات داریم
امام سجاد از اون ها با اسامی
سوادی(سیاه من) خیالی(خیال من) و بیاضی(سپید من) یاد کردند
اما نفس به مجموعه این ها و بسیاری مسائله دیگه گفته میشه و نفس هم هفت نوع داره
نفس امّاره نفس ناطقه نفس عاقله نفس مطمئنّه نفس راضیه نفس مرضیّه
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم !!!!
این همه نفس داریم؟! O_o
سوادِ من در این زمینه در حدِ دین‌ و زندگیِ دبیرستانه شما ببخشید :))

+ میشه بدونم رشته‌ی دانشگاهیِ شما چیه؟!
سایبرنتیک علم آگاهی وکنترل بر اجزای سازنده یک سیستم است.اگر انسان را یک سیستم در نظر بگیری،بین این سه لایه رابطه سایبرنتیک برقراراست.دانش آگاهی از لایه روحانی به لایه های زیرین [نفس( مطمئنه-لوامه- اماره) - جسم] تسری پیدا می کند و در عوض انرژی حاصل از تعامل لایه جسمانی با محیط طبیعی به لایه های بالاتر[ نفس(مطمئنه - لوامه - اماره) - روح] انتقال می یابد>

* خب،حالا بگو هر یک از این لایه ها چه کارکردی دارند؟
خیلی پیچیده شد که :|
خودتون بگید :)
اما برای اصلاح و تربیت در اون سه لایه به قول شما دین به
استغفار صلوات و قرآن دستور داده
هر سال که دوازده ماهه خداوند سه ماهش رو برای تبلیغ همین سه کار ساده اختصاص داده
رجب استغفار شعبان صلوات رمضان قرآن
این بحث های علمی کار به جایی نخواهند برد
وقتی علمای عارف ما در 70 سالگی برای استغفار هر شب در قنوت وتر دعای ابوحمزه میخونن!!!! به جایی میرسن نه با مباحثات علمی حالا چه دقیق چه غیر دقیق
الان شما با چی مشکل دارید؟!
همه میگن باید الان تو ام آی تی فیزیک کوانتوم میخوندی ولی من همه اون ها رو فدای فهمیدن همین مسائل کردم از 15 سالگی خودم کمکم به خیلیشون رسیدم ولی به شما پیشنهاد میکنم آثار علامه طهرانی رو بخونین مثل خاطره و خیلی شیرین نوشته شده و بسیار دقیق چون ایشون عرفایی رو دیدن که در نهایت مقام ها قرار داشتند مثل قاضی گلپایگانی طباطبایی حداد کشمیری و ...
:)
خیلی هم خوب
یعنی دانشگاه نرفتید کلاً؟!
فکر کن یک نفر که خودش به شدت اهل سیر و سلوک باشه با ده دوازده استاد تمام که هر کدوم هزاران برابر بزرگتر از امثال رومی و عطار و ... هستند در ارتباط باشه و بیاد در مورد اون ها کتاب بنویسه
از روح مجرد شروع کنین تا اون جایی که من میدونم رهبری (حضرت آقا رو میگم) حداقل هفت بار اون کتابو خوندن
هر چند علاقه‌ای به این مدل مباحث ندارم و با روحیاتم که بیشتر توی دنیای شعر پرسه می‌زنه سازگار نیست ولی چشم :)
در حدیث اومده هر کس به دنبال درک همه علوم بره دوایش کنید چرا که بیمار است البته من چون زود شروع کردم به فکر کردن در مورد این مثائل و خودم رو وقف کردم که بفهمم به اندازه کافی فهمیدم البته همچین راحت الحلقوم هم نبود .
نه من کلا به شما گفتم که تازگیا که دارم شروع میکنم درس بخونم میبینم همه چی  یعنیییییییییی همه چیو از یاد بردم ولی مثل خودتون تو سمپاد درس خوندمو همه میگفتن تو دیگه چرا درس نمیخونی منم که گوشم به این حرف ها بده کار نیس متاسفانه!!! یا شایدم نباید تاسف بخورم کی میدونه؟؟؟؟
نظرِ من رو بخواید (که خب اهمیتی نداره) باید بگم بهتره ادامه بدید درس رو. بخونید یادتون میاد و با توجه به شناختِ حداقلی که از شما دارم مطمئناً می‌تونید موفق بشید. فقط من درک نمی‌کنم چرا یک نفر باید درس رو بذاره کنار بره دنبالِ همچین مباحثی. یعنی طلبه بودید یا خودجوش نشستید کلی کتاب خوندید؟! خانواده نگفتن این چه کاریه؟! :|
خداوند برای هریک از این 5 لایه ماموریت و وظایفی مقرر کرده که آگاهی از اونها درک درست تری از سازوکار انسان و کنش و واکنش های او به دست می دهد. خواهش بنده از شما اینه که یه بررسی مختصری بنمایید و به هر نتیجه ای رسید، بازگو کنید.ممنون
خب پس بگذارید خوب فکر کنم :)
متاسفانه الان در جامعه ما یه چیزای عجیب غریبی باب شده همین بالای همین پست یکی یک کتاب آشغال به تمام معنا رو به عنوان عرفان معرفی کرده که آدم شاخ درمیاره!!!!
این مسائل از ادَّقِ مسائل هستش کار هر کسی نیس

هزار نکته باریکتر ز مو این جاست

نه هر که سر بتراشد قلندری داند !!!!!

حس می‌کنم به درجه‌ی بالایی از عرفان رسیدید :|
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** همه اون اشعارو همین ها گفتن دیگه خخخخخخخ :)
البته تو شبکه چهار برنامه چشم شب روشن هفته ای یک بار فلسفه بحث میکنن اونم برای شما  شاید جالب باشه 

نه همه‌شون :/
کسی که شبکه چهار ببینه به نظرِ من خیلی قابلِ احترامه :)
من این طور حس نمیکنم شما به قول خودتون با اون شناخت حداقلی  چه طور به این نتیجه رسیدین !!!!! :(
در ضمن من که گفتم دارم ریاضی میخونم و برنامه نویسی پارالل کامپیوتینگ با سی
و ...
دیگه دیگه
کی گفتید؟! :| به یکی دیگه گفتید یحتمل.
و...؟!
و... شما دوباره افتادین تو مووده شکستن دلِ من هااااااا .... :(
من؟! :|
چی گفتم مگه؟! ببخشید من همچین قصدی نداشتم.
یه پیام رمضانی:حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)

۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴)... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد».

خیلی خیلی ممنونم. و چقدر موردِ سوم واسه من لازم بود...

+ چشم چشم
فکر میکنین اولین کسی هستین که از این کنایه ها میزنین به درجات بالای عرفان رسیدیو ؟؟ و مدرکه تحصیلیت چیه ؟...
از علائم آخر الزمان اینه که علم همه جا پخشه ولی ....
راستش باقی حدیث اصلا یادم نیس :))))) ولی محتواش اینه که ...
محتواشم دقیق یادم نیس خخخخخخ :)))))
ولی روزمرگی و مشغول بودن به درس  و مشقو و جامعه و ... آدمو از فکر کردن و به نتیجه درست و حسابی رسیدن میندازه
شمایی که ادعا می‌کنید تقریباً کلِ پست‌های من رو خوندید چطور نفهمیدید من اهلِ کنایه نیستم؟! من جدی گفتم. روزه هستم هر چند نبودم هم دروغ نمی‌گفتم پس بدونید هر چی گفتم بدونِ هیچ منظور و کنایه‌ای بوده جناب! واقعاً برام جالب بود بدونم چه رشته‌ای خوندید. واقعاً به نظرم درکتون بالاست! (با توجه به کامنت‌های اخیرتون نه کامنت‌های چند وقتِ پیش)
متاسفم واسه نوعِ نگاهتون
اصن من چرا هی میام خودمو کوچیک کنم
فعلا بازم بای فور اور :)))))
این شما واین اساتید دانشگاه و حوزه ولی اون آقای زنجانی در کامنت های اولو جون من به خاطره من بیخیال شو

من واقعاً از تفاسیرِ شما لذت بردم می‌خواید باور کنید می‌خواید نکنید! هیچ کدوم از حرف‌هایی که زدم هم کنایه نبود. این که بقیه با شما چه رفتاری کردن به من مربوط نیست فقط لطف کنید من رو با بقیه جمع نزنید!
متاسفم واقعاً متاسفم وقتی می‌بینم کلِ تصورِ بقیه از من در همین حد هست...
آخ ببخشید ببخشید یعنی شما با همین اطلاعات چند وقت پیش به این نتیجه رسیدین من به درجات بالایی از عرفان رسیدم ؟؟؟؟؟
مشکل مثل همیشه از منه ببخششید باید میگفتم نه اصلا این طور نیس احتمالا شما از عرفان خیلی دور هستین به هر دلیلی و متوجه نیستین که در مورد چه مسئله ای  اظهار نظر میکنین
این طوری خوب میشد به نظرت این طوری که خیلی داغون تره انگار دارم بهت اهانت میکنم :((((
حالِ من با شعر خوش هست. پای من رو نکشید وسطِ عرفان. ممنون :)
آدم که همیشه تصورش رو از شما با شما در میون نمیزاره که. به نظرم این که بگم دلمو نشکنو بیخیال! بهتر بود تا این که بگم شما حالیت نیس چی میگی
:(((((( با عرضه شرمندگی.
من به شما خیلی احترام میذارم اتفاقا به خاطره همین دیسیپلینتون در برخورد با دیگران و مبادیه آداب بودنتون  و من هیچ کسو با هیچ کس جمع نمیزنم

شما لطف کنید با کسی که حالیش هست راجع‌به عرفان بحث کنید.
جمع زدید! وقتی می‌گید فکر می‌کنی اولین کسی هستی که فلان یعنی جمع بستید.
من اصن کاری ندارم اتفاقا دارم سعی میکنم حفظتون کنم از این مسائل
 
خیلی ممنونم از لطفتون
یه شعر حافظایی:
مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم

تــرا می بینم و میلم زیادت می شود هر دم

بسامانم نمی پرسی نمیدانم چه سـر داری

به درمانم نمی کوشی نمیــدانی مگــر دردم

نه راهست اینکه بگذاری مرا بر خاک و بگریزی

گــذاری آر و بازم پـرس تا خاک رهــت گـردم

فرو رفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی

دمــار از مـن بـــرآوردی نمیـــگویی بــر آوردم

کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت

نهـادم بر لبت لب را و جان و دل فـــدا کردم

اتفاقاً دیروز بود فکر کنم یه بنده خدایی همین رو برام فرستاد گفت من پست‌هات رو کپی می‌کردم حلال کن :))
وای راس میگی جمع زدم غلط کردم تو خیلی خانومی
T_T من ولی راجع به عرفان با شما بحث نکردم که به شما چیزی یاد بدم یا ندم
شایدم این کارم نا خواسته انجام دادم ؟؟؟؟؟؟
آقا من دیگه رفتم بای
خدانگهدار
یه حکایت:      
 جوانی موسی کلیم الله را دید که برای مناجات به طور می رود. گفت در مناجات  از خدا بپرس تو که وعده ی عذاب داده ای چرا من که مرتکب تمامی معاصی گردیده ام تاکنون هیچ گزندی به من نرسیده و عذابی مشاهده نکرده ام ؟ موسی علیه السلام به میقات رفت و پس از چندی چون آهنگ بازگشت نمود ؛ ندا آمد  ای موسی  چرا پیغام آن جوان گنهکار را به ما نرساندی؟! او منتظراست  تا پاسخ  مارا بشنود ! گفت : شرم کردم جوان بی ادب و تبهکاری است و تو ازهر عیب منزهی ! فرمود به او بگو  مدت هاست بالاترین  عذاب او را  فراگرفته  و او بی خبر! چه عذابی بالاتر از این که او شیرینی عشق و انس با من را در نمی یابد و مدام در غفلت از حقیقت خود  و من است؟ به  همه کار می پردازد  جزمناجات و ارتباط  با من که همه چیز اویم ؟ چه مجازاتی سوزنده تر ازقساوت قلبی که با هیچ زیبایی و ترنمی نرم  نمی گردد؟ و رو سوی آسمان ندارد ؟ چشمه سار چشمش خشک گردیده و زبانش بر نام  من بسته شده است !
چقدر زیبا :)
شما خواهشا به حرف های این جور افراد توجه نکنین الان مد شده
روان شناسیو فیزیک کوانتوم و کاگنیتیو ساینسو و هزار تا علم دیگه رو قاطی میکنن
و البته به اون حدیث و قرآن و اشعار رومی و امثال اینها رو اضافه میکنن به اسم
معارف میدن دست مردم اگه میخوای منابع انگلیسی این جور کتاب هارم به شما معرفی کنم ولی اصلا به هیچ دردی نمیخورن چون این علم ورای تصورتون پیچیده هست و هرچه دراون مطالعه بشه هیچ فهمیده نخواهد شد
این علم فقط و فقط ربانی است و الهی و دست اولیا الله است و لا غیر
من کلاً دنیام با این حرف‌ها جور در نمیاد شما خیالتون راحت.
سلام
بسییی لبخند :)
حس خوبی میده ادم متنیو میخونه و نمیدونه چی میشه یهویی میفهمه در طول خوندنش لبخند روی لباش شکفته بوده. 
موفق باشی حوا بانو.
سلام و درود
خدا رو شکر :)

همچنین
سلام، بروز ترین مرکز اطلاع رسانی و اخبار
https://sorooshnews.com
سلام
اومدم یه چیز بنویسم تعداد کامنتا رو گه دیدم تعجب کردم یادم رفت=))
:)
عالی بود
ممنونم
شنبه ۲۶ خرداد ۹۷ , ۱۲:۲۳ استخاره با قرآن


سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه

یک تیم 10 نفره پس از یک سال تلاش شبانه روزی موفق به طراحی یک سیستم استخاره آنلاین با قرآن برای هموطنان عزیز خود شده ایم و آن را به صورت رایگان در اختیار مردم عزیزمان قرار داده ایم

اکنون برای حمایت از زحمات این افراد، نیازمند معرفی این سیستم استخاره آنلاین به کابران هستیم. لطفا در صورت تمایل برای حمایت از ما، لینک “استخاره” را در وبلاگ خود قرار دهید
https://www.seyedrezabazyar.com/istikharah
سلام و درود
راستش من این مدلی کسی رو لینک نمی‌کنم.
عشق به نفرت خیلی بهم ربط دارن ... خدا نکنه عشق تبدیل به نفرت بشه :(
...
چطوری تونستی اینهمه مهارت تو نوشتن به دست بیاری؟ممنون میشم راهنماییم کنی حوا جان
شاید چون خیلی به ادبیات و شعر علاقه دارم و مطالعه می‌کنم :)
دعوت به همکاری

(مناسب برای تمامی افراد)(تمامی سنین)

(خانوم های خانه دار)(کارجویان عزیز)

شرکت کندو (کنتل) (cantel)

شرکت برای ارسال و اجرای طرحهای تبلیغاتی خود (رایگان) که درقالب اپلیکیشن اجرا میشه به تعداد نامحدود اعضا نیازمند است.شما با ثبت نام و مشاهده طرحها پورسانت عالی کسب میکنین.((طرحها کاملا رایگان))

برای کسب اطلاعات به آی دی تلگرامی 
@Lahzahaaaaaaa
مراجعه کرده
و یابرای ثبت نام  ازلینک زیراستفاده کنید
http://ads.cantel.ir/account/register?link=om1395
:|
يكشنبه ۲۲ مهر ۹۷ , ۰۷:۴۴ محمدبوژمهرانی
عالی بود
http://atsiz.ir/
يكشنبه ۶ آبان ۹۷ , ۰۹:۴۲ محمدبوژمهرانی
عالی
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
The Death Cure
---------------------------------------------
تو اگر به تعدادِ همه‌ی لحظه‌های همه‌ی این چند سال‌، یک گوشه‌ی سالنامه‌ات چوب‌خط‌ها کشیده‌ای بدان من و آینه‌ی تمام‌قدِ گوشه‌ی اتاقم به ازای همه‌ی این ثانیه‌ها هزاران بار جان داده‌ایم...

Designed By Erfan Powered by Bayan