مگر اسفند به دادِ این چشم‌ها برسد

باران بند آمده. شال و کلاه می‌کنم، هندزفری را می‌گذارم درونِ گوش‌هایم، آهنگی که همین چند روزِ پیش دانلود کرده‌ام را انتخاب می‌کنم و از خانه می‌زنم بیرون. می‌روم روی دیوارِ کوتاهی که کنارِ کوه‌های اطرافِ خانه کشیده‌اند و شروع می‌کنم به دویدن. هوا معرکه‌ست و حال و هوا معرکه‌تر. بیست دقیقه‌ای آرام و بی‌وقفه می‌دوم تا می‌رسیم به هم. اینطور وقت‌ها لازم نیست یکدیگر را خبر کنیم. همین که باران بند بیاید یعنی بیست و چند دقیقه‌ی دیگر حوالیِ چهارراهی که یک راهش به بزرگترین پارکِ شهر ختم می‌شود می‌بینمت! قدم‌زنان خودمان را به پارک می‌رسانیم. سمتِ چپش سرسبز و پر چاله چوله است. به بزرگترین چاله که می‌رسیم می‌ایستم. نگاهت می‌کنم و از آن خنده‌هایی که پشتش شیطنت لم داد‌ه تحویلت می‌دهم و قبل از این که بخواهی بگویی دیوانه نشو دختر می‌پرم وسطِ چاله. دستِ راستت را می‌گیری جلوی صورتت و می‌خندی. می‌گویم: «معطل نکن جانا. بیا. خدا می‌داند چند طلوعِ دیگر باید بگذرد تا آسمان دوباره هوای گریه به سرش بزند.» تو هم می‌پری وسطِ چاله. خیسِ خیسِ می‌شویم. من می‌دوم و تو دنبالم می‌کنی. عقربه‌ها فلج می‌شوند. دنیا قیام می‌کند و آسمان اشکِ شوق می‌ریزد. می‌رسیم به دکه‌ی نزدیکِ درِ ورودی و زیرِ آلاچیقِ نقلیِ کنارش می‌نشینیم. هم بستنی دارد هم چایِ هل‌دار. بستنی می‌خریم! آدم یا کاری را شروع نمی‌کند یا اگر شروع کرد تا تهش می‌رود. اینجا انتهای دیوانگی‌ست. بادِ شدیدی می‌وزد و پنجره را محکم به هم می‌کوبد. از خواب می‌پرم و می‌آیم کنارِ پنجره. آسمان ابری‌ست اما مثلِ تمامِ روزهای استخوان‌سوزِ دی یک قطره هم نمی‌بارد. تقویم بغض می‌کند و اشک می‌ریزم. فردا هم که بگذرد بهمن تمام می‌شود. مگر اسفند به دادِ این چشم‌های منتظر برسد...

 

 

خوابت تعبیر بشه الهیی
خوابِ خیالی تعبیر نداره :)
سه شنبه ۶ شهریور ۹۷ , ۱۲:۰۸ رضا `پسر از جنس پدر`
آخرش به خواب رسیدیم ... از خواب بیدار شدیم و منتظر اسفندیم
زمستانِ سالِ قبل که فقط اسفند بارندگی داشتیم. اونم خیلی کم...
معرکه بود توصیفات
ولی امید وارم وقتی پریدی تو چاله و  طرف کثیف شد همچنان مهربان باشد:))
ساداتِ عزیزم ^_^
منم امیدوارم :))
یه همچین پست زمستونی‌ای توی آخرای تابستون خیلی چسبید :)) مثل همیشه عالی فضاسازی کردین :)
خوشحالم :))
مثلِ همیشه لطف دارید :)
دلم دی بود و روحم بهمـــنی تنها تنم اسفـــند
تو بر بالای کوهســــــتان فروردیــــن مرا خواندی
:-*
عالیِ عالی ^_^
ممنونم معصومه بانو :)
امیدوارم گرما زودتر تموم شه و بارونا برسن. واقعا دارم لحظه ها رو میشمرم واسه رسیدن یه روز بارونی.
آهنگ چاهار تار آخرش حسن ختام خیلی خوبی بود برای یه متن محشر :)
منم خیلی منتطرم.
عزیزم :)
میگم ولی همچین موقعیتی خیلی خوبه . باران بیاد ، توی تهران هم که میدونی زیاد باران نمیاد
اینجا تقریباً نمیاد :|
متن قشنگی بود ^_^ مثل همیشه.


ولی راستش من اصلا آدم این کارها نیستم و انجام دهندگانش رو هم تحسین نمیکنم مگر اینکه دو نوجوان پانزده ساله و بلکه کمتر باشند! :))
فقط برای خوندن خوبه :)
شما مثلِ همیشه لطف دارید ^_^

ولی من دوست دارم :)) البته فقط دوست دارم. انجامش مشروط به نبودِ دیگران هست که اینم ممکن نیست. پس نمی‌شه یا اگر بشه صرفاً حیاطِ خونه :)))
مواظب باشید چشم نخورید :)
از چه نظر؟! :)
چاره نمیذاری برای ادم بره عاشق بشه،بزنه به کوه و بیابون :)
 البته ادم یه رفیق اینجوری هم داشته باشه حله‌ها، ولی خب چه فایده؟ من کلا زمستون‌ها مادر نمیذاره زیر بارون باشم و میگه مریض میشی، مگه اینکه خونه نباشم و نبینه:)
بیا با هم بریم :))
آخ که چقدر دلم می‌خواد بیام اونجا با هم بریم بیرون :))
دلم زمستون رو خواست حوا :)
منم دلتنگم :)
حوا بانو؟؟؟چرا پا نمیشی بری یه کتاب بنویسی؟؟؟توصف عالی!!،فضا سازی اینا عالی!،اصن همه چی عالی!!دِ پاشو دیگههه،افرین😊
تو چرا اینقدر مهربونی؟! ^_^
مثل همیشه زیبا
رفیقِ خوبم *_*
خیلی زیبا بود



واقعا احاسات آدم رو بر می انگیزه :)
نگاهتون زیباست :)
خیالِ قشنگی بود ،
اما دلِ من یکی واقعیت می خواد ...

+ به نظرتون این خیال چقدر تا واقعیت فاصله داره ؟
بلند و دور ؟ یا نزدیک ...
حتی دستم به خیالت هم نمی‌رسد! یادِ این افتادم :)

+ بستگی به خودمون داره. به نظرِ من هیچ چیز بعید نیست.
نوشتن :|
اینا چشم نمی‌خورن :)
از کجا معلوم ؟؟؟
مشخصه خب :)
یه وقت دیدی خورد !
الان یعنی ایزوله کنم اینجا رو؟! :|
یه پست زمستونی وسط تابستون
(:
نه یه چشم نزن آویزون کن خخخ شوخی کردم
:)))
وسط تابستون اگه بیای دوتایی تبخیر میشیم:)
زمستون میام :) بستنی بخوریم *_*
چه قدر فضاسازی قشنگی بود. خیلی خوشم اومد یه لحظه حس کردم الان داره بارون میاد و هوا سرده!
همه متن یه طرف بستنی  تو سرما رو بچسب:دی
:)))
عالی نوشتی دختر.

خوشحالم که دوست داشتی عزیزم :)
کارِ همیشگیِ منه :|
((:
عالی خوندی :)
چرا که نه، خیلی هم خوبه :)
^_^
انصافا تو سرما بیشتر از همه وقت میچسبه خوردن بستنی :)))
کاملا موافقم : )
دقیقاً :)) حتی اگه به شدت سرما بخوری :)))
(:
آره تو حیاط خونه منم پایه ام :دی
اونم خیییییلی ^_^
خیلی هم عالی ^_^
چقدر خوب نوشتیش،
چقدر از این عاشقانه‌های ناب دورم... :)
چقدر خوب خوندین :)
منم نزدیک نیستم...
شکست نفسی و این حرفا؟😘
نه عزیزم :)
چقدر آشنا بود توصیف شهرتون!
طبیعیه چون بارها از کوه‌های اطرافِ خونمون نوشتم.
خیال شدیم! : )
:)
دلم برای بارون تنگ شد
منم دلتنگشم
یه آهنگ هست پویا بیاتی میخونه
بارونه بارونه چترت رو بنداز دیوونه ، دل بده ،  بارون با چه صدایی داره برامون میخونه...
با پستت یاد اون افتادم اگرچه بارون نداشت :)
:)
به به چه دوست داشتنی...
یعنی از مواقعی که دل یه آدم کلی کیف میکنه...
چه شب پر ستاره وسط کویر باشه...
چه بارون باشه...
البته تنها نبودنش فکر کنم غیرقابل دسترسه... فکر نکنم کسی روی زمین باشه که آدم باهاش احساس تنهایی نکنه...فکر نکنم...
:)

منم دارم به همین نتیجه می‌رسم...
ان‌شالله که پاییز و زمستون امسال پر بارون باشن :( به شدت و همین الااااان دلم بارون خواست :'))
ان‌شاءالله :)
حوااا! خبرهای خوبی در راه است...
خیلی خیلی خیلییی التماس دعا
یهنیا تا می تونی دعا کن از ته ته دلت... لطفا.
ان‌شاءالله که دلت حسابی شاد بشه عزیزم :)
چرا انقدر خوب مینویسی اخه چرا؟؟
چرا اینقدر مهربونی و لطف داری چرا؟! *_*
سلام
من که ده دقیقه پیاده روی کنم خسته میشم
حتم دارم ورزشکار هستید
سلام و درود

:)
^__^
فک کردم واقعیه! گفتم ایول چه قرار باحالی :)
واقعی بشه ایشالا
ممنونم هم‌استانی جانم ^___^
چقدر حس خوب توش بود(:
منم میخوام.^_^
همه‌اش واسه تو :)
خیلی عالی بود تصویرسازی تون
تقریبا 1.5 برابر بهتر از 20 پست اخیرتون حتی :)
(همه شون عالی بودند این عالی تر)

بازخورد: داروگ کی می رسد باران!
بازخورد: دنیا قیام میکند! (حقیقتا عالی!)
برم ۲۰ پستِ اخیر رو چک کنم ببینم چی بودند :)
خیلی مچکرم لطف دارید.

:)
بهش میخوره بیشتر پاییز باشه. یه پاییز نزدیک :)
اینجا پاییزش تابستونه تابستونش پاییز :)
ابتداش برای من واقعیته جز اینکه ما به هم نمی رسیم.
انگاری قراره تهش نرسیدن باشه.
خیلییییی قشنگ:)
عاشقی و زمستون و بارون و بستنی:)
خیلی تشکر :)
(:
سلام
آفرین به قلم روان و زیباتون! شعر منثور گفتید. من که لذت بردم. عقربه ها فلج می شوند...! تقویم بغض می کند...! پست زیبایی بود که بسیار حالم رو پس از یک هفته دوری از وب حسابی جا اورد! نویسا و مانا باشید. سپاس!
سلام و درود
خیلی ممنونم. خوشحالم که دوست داشتید.
تجربه بستنی در فصل زمستونی رو فقط یکبار داشتم اونم تو خونه و بستنی کیم :////
متن خیلی قشنگ بود :)
فعلاً درس بخونید وقت واسه بستنی خوردن توی سرمای زمستون زیاده :))
مچکرم :)
ممنونم.
دیشب اصلا نمی تونستم بخوابم
هم از خوشحالی هم از استرس...
کی مشخص می‌شه؟!
زمانش معلوم نیست.
ولی همین که قراره اتفاق بیوفته خیییلی خوبه :)
خیلی خوشحالم برات :)
کاش واسه من دعا کنی...
عزیزم :) نتیجه دعای شماست :))
دعاهام گیرا نیست ولی چشم... حتما.
:)
دعا در حقِ دیگری به استجابت نزدیک‌تره.

+ دلم برات تنگ شده بود نوه‌ی گلم :))
آره... همیشه به یادتم :-*

+ای جانم... منم دلتنگت بودم. ولی یه سری مشکلاتی برام پیش اومده که حوصله ی خودمم نداشتم...
وگرنه که من همیشه مزاحمت می شم.
عزیزم ^_^

+ بله متوجه شدم. واسه همین اینطور وقت‌ها دعا می‌کنم دوباره پرانرژی بشی. منم یک هفته و اندی می‌شه که حالم خوب نیست. از عید تا عید :)
چه خوبه که بدون بیان از جانب من، حالم رو درک می کنی :) به معنای واقعی کلمه رفیق شفیق عزیزم :))
الهی که به حق این ایام حال دلت و خودت تا همیشه خوب خوب خوب باشه :))
رفاقت که شکل بگیره از دور می‌شه فهمید دوستت چه حالی داره :)
عزیزم ^_^ همچنین :)

+ بی‌خبرم نگذاری یه وقت. نتیجه رو بهم بگو حتماً.
مهربون :))

+چشم چشم. حتما.
خودتی :| :)))

+ بی‌بلا عزیزم.
با هم... خدا بده برکت! :)))

+سپاس.
:))))

+ قربانت :)
چرا آخرش تلخ شد؟ =(
پایانِ تلخ بهتر از تلخیِ بی‌پایانه :)
سلام :)
سلام و درود :)
میگن خواب زن چپِ 
حالا از من گفتن
خوابِ ظن چپه :)
من چقدر با این توصیفای زنده ات حالم خوب میشه. گاهی بعد از خوندن متن های خوبت دلم میخواد لپت ببوسم
زهرا ^_____^
:) 
خانوم نویسنده ^___^ :دی
کی؟! :))
مگه آدم انقد هم میتونه لطیف بنویسه؟!!!
لطیف خوندی عزیزم :)
دقیقا منم تا بارون بند میاد(بندم نیاد بازم میکنما:)))) ) همینکارو میکنم!
یکم فعل هایی ک بکاربردی زیاد نبود؟؟
درودِ فراوان بر شما :))
یدونه بیا به نظرم اضافه بود.
حوا واقعا عجیب مینویسی
متنات یه جورین انگار نسیم ساعت شش بعد از ظهر یه روز تو دی ماه به صورت ادم میخوره
یا مثل بوی کتابی که خیلی آشناست
مثل یه اهنگ بی کلام
یا رنگ درختای  نیمه اردیبهشت

همین حسا بهم دست میده:)
 عیدت مبارک:)
احساساتت لطیف هستند :)

ممنونم ^_^ همچنین عیدِ تو :)
عزیزم چقدر قشنگ بود♡_♡
حالت همیشه خوبِ خوب:)
قشنگ خوندی عزیزِ دلِ خواهری ^_^
ممنونم :)
عید غدیر خیلی خیلی خیلی مبارکت باشه حوا :))
دعا کن واقعاً مبارک بشه امروز :)) عیدِ تو هم مبارک عزیزم ^_^
سلام 

عید سعید غدیر خم مبارک باد

به به تصور اینکه زیر نم نم بارون قدم میزنی در این لحظه حالمان رو خوب کرد :))

سلام و درود

همچنین :)

خدا رو شکر :))
سلام. عیدت خییلی مبارک :)
چقدررر لطیف مینویسی.. یه حس آرامش درونی به آدم دست میده!
این نوع پستات منو یاد یه پیج اینستا میندازه! zendegi_bandegi 
یه خانوم و آقای طلبه که یه نی نی ام دارن😍
سلام ^_^ همچنین عزیزم :)
همین که تو دوست داشته باشی واسه من یه دنیاست *_*
امیدوارم این عاشقانه ها واقعا اتفاق بیفته و فقط تو خواب اتفاق نیفتن...
من خوابش رو بیشتر دوست دارم
جدی جدی داشتم خوشحال می‌شدم از اینکه بارون باریده و خوشحالی آورده با خودش براتون :) 
عیدت هم مبارک حسابی :)
شوخی شوخی بارون نداریم :)
همچنین آرزو جون ^_^
من صبح اومدم ها... لا کامنت؟ مگه می شه مگه داریم؟! اهممم!

جانم جانم... برای استجابت دعایت نماز خواندم... باشد که مقبول حق تعالی قرار گیرد :)

+جون کندم تا کتابی حرف بزنم! سخته وا! خودمونیش قشنگ تر تر تره ؛)
:))

عزیزم ^_^

+ آره بابا. راحت باش :)
سلام حوای نازم :)
خیلی قشنگ و دلنشین بود
دلم برای بارون و هوای پاک و خنک تنگ شده
کاش بارون بیاد
سلام فرناز جانم :)
نگاهت زیباست عزیزم.
دلِ منم...
ان‌شاءالله که می‌باره به زودی :)
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۰۰:۰۳ شفق تیرزاد (*_*)
حوااا! گفتن یکشنبه به روز می شه ^___^
ان شاءالله که بشه
فقط
دعا کن با مسئولیت خودش باشه...

+ازت دعوت می کنم که به جمع دیدگاهی ها بپیوندی :) خوشحال می شم اسمت رو توی صفحات دیدگاه ببینم :))
به‌به چه خبرِ خوبی ^____^
ان‌شاءالله

+ راستش من هنوز دقیق نمی‌دونم چطوریه و شما اونجا چکار می‌کنید :))
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

ایام بر شما مبارک

انصافا قشنگ می نویسید...احسنت...
ما در مورد این داستانها را اینطور می نویسیم که آقا، طرف را بردیم بیرون و تو اون سرما یه بستنی زدیم تو رگ...والسلام علیکم و رحمه الله...والا(لبخند)
این جزیی نویسی هاست که قلم شخص را رشد میده...واقعا آفرین...


موزیک هم که محشره...حرفی توش نیست...

ولی گذشته از قضایا...شما آمریکایید؟!!! والا اینجا دیروز و امروز و فردا شهریوره....حالا کو تا بهمن و اسفند(لبخند)



عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
سلام و درود

بر شما هم :)

لطف دارید.
:)))
خیلی ممنونم.

خوشحالم که دوست داشتید.

نه والا ایران هستیم و شهریوره :)


همچنین
علی یارتون
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۰۹:۲۶ شفق تیرزاد (*_*)
نیستی که :(
امیدوارم حالت خوب خوب باشه.
ببخشید خواب بودم :)
خدا رو شکر بد نیستم. تو خوبی؟! فکر کنم خیلی خوشحال باشی :)
سلام وبلاگ خوبی دارید لطفا به ما هم سر بزنید اگر دلتون میخواد دنبال کنید که دنبال بشید    
یا ما را پیوند کنید که پیوند بشید
اینم آدرس وبلاگمونhttp://khandeh-vaneh.blog.ir
:|
مثل همیشه بیست ؛)
(:
متن و موسیقی خیلی بهم میان آورین حوا بانو یه پا نویسنده ای
لطف دارید
بغضهای مرطوب مرا باور کن،
این باران نیست که میبارد ،
صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد
:)
برای از بین بردن یک عدد معشوقه
نم باران کافی ست ...
یکم درکش نمی‌کنم.
وای باران باران
شیشه ی پنجره را باران شست..
از دلِ من اما ,چه کسی نقشِ تورا خواهد شست..
:)
شـما را بیــــــــــــــشتر
آدم هـایِ غمگـینِ دوست داشتـنی
در میـان شما کسـی هـست
کـه با یـک تـکه ابـر کوچـکِ خـاکـستری
قـرار داشـته بــاشد ؟
(:
بـاران کمــی آهستــه تــر
اینجــا کســی در خـانـه نیسـت
مــن هستــم
و
تنهــایــی
و
دردی کــه نــامـش زنـدگیســت ...
چقدر قشنگه

همچنـان منتـظرم
تـا قطره های بـاران
تـو را از آن بـالا در آغوشم رهـا کننـد

یا غـرق می شوم
یا رفیـق شبهای بـارانیت می مانـم ...

 

اینم قشنگه

مثل باران چشمهایت دیدنی است
شهر خاموش نگاهت دیدنی است
زندگانی معنی لبخند توست
خنده هایت بی نهایت دیدنی است

:)

باز باران آمد
از هوا یا ز دو چشم خیسم؟
نیک بنگر!
چه تفاوت دارد . . .

چه فرقی می‌کنه؟! هیچ...

دِلِ مَـــــن
کُــــلــبـــۀ بـــارانــیـستـــــــ ...
وَ تُـــــو ،
آن بـــارانِ بــــی اِجــــازهِ ای ؛
کِــــه نـاگــــهــــان دَر اِحــســــاسِ مَـــــــن ،
چِـــکِّــــــه مـــــی کُـــنــــــی...

(:

تـــو
این روزهــا
برایـم حکم باران را داری..
درست وســط کـویـر،
همون قدر زندگی بخش
همون قدر مــحــال!

معرکه!

تلنگر کوچکی است بــاران
وقتی فراموش میکنیم ؛
آسمان کجاست ...

دقیقاً
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۱۱:۲۴ شفق تیرزاد (*_*)
خدا رو شکر هستی :) خیلی نگرانت بودم آخه از دیروز ده دفعه اومدم... نبودی!
من که اصلا خواب ندارم. تا الان استرس برگشت دیدگاه بود، حالا استرس بودن خودش :(

+اولین به روز رسانیش که فکر نکنم پیامی درج بشه!
ولی آره حق داری... منم یه مدت خموشانه خوندم بعد با یه پیام اهممم شروع کردم :)
همین الانم بزنی دیدگاه و بعد هم یه چند روزی دنبال کنی متوجه می شی چی به چیه:)
حالم یکم خوب نیست :)
آروم باش عزیزم. دیدی بالاخره شد ^_^ خدا بزرگه...

+ هیجان‌انگیزه به نظرم :)))
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۱۶:۲۸ شفق تیرزاد (*_*)
عزیزم :(
بیا بریم خرید. برات خرس صولتی بخرم خوب شی:| :)
نمی شه که... :(

+ خاص. مهربون. عالی تر از عالی. بهترین رفیق. خولاصه هر چی بگم کم گفتم :)
:)
می‌دونستی عاشقِ خرس و کلاً عروسکم؟! :))
دوست داری یه عکس ازشون بذارم تو یه پست ببینیشون؟! اونقدر گوگولی مگولی و دلبرن ^_^

+ خیلی خوشحالم که دوستی مثلِ تو دارم و الان که دارم این رو می‌نویسم اشکم ریخت :)
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۱۶:۳۴ شفق تیرزاد (*_*)
ای جان. بخند همیشه :))
جدی؟ چه خوب. من هیچکدومشون رو ندارم. و به شدت دلتنگ شونم.
آره. حتما. خیلی دوست دارم ببینم :)

+عزیزم :) من نیز از یافتن رفیق شفیقی چون شما خیلی خیلی خیلی خرسند می باشم. نمی دونی وقتی می بینم نیستی چقدر دلتنگ و نگرانت می شم.
++راستی دیشب به لاله مشهدی عزیز (دوست دیدگاهی) گفتم هر زمان می ره حرم برای شما هم دعا کنه :)
تو هم بخند مادربزرگ ببینه :)))
اوهوم
باشه :) دو سه روز سرم شلوغه بعدش حتماً

+ مهربون ^_^
++ خیلی خیلی ممنون ♡_♡
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۱۶:۳۸ شفق تیرزاد (*_*)
:)))
(((:
منتظرم.

+خودتی :)
++قابلی نداشت :-*
(((:
:)))
به زودی ان‌شاءالله.

+ نوچ تویی :)
++ قربانت ^_^
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۱۷:۵۳ شفق تیرزاد (*_*)
خیلی خوبی :-*
دیگه نبینم اشک بریزی... وگرنه تنبیه می شی: تا یک هفته ظرف ها با شما :| :)
خوبی از خودته ^_^
هر روز ظرف‌ها با منه :|
جمعه ۹ شهریور ۹۷ , ۲۰:۴۳ شفق تیرزاد (*_*)
خوشحالیم دوام نداشت :'(
دعا کن برام...
چرا عزیزم؟!
مثل همیشه انقدر عاشقانه‌هاتو دلربا می‌نویسی که آدم هوس می‌کنه عاشق بشه😍😍😍😍😘
خاتونم *___*
دعا لازمم شدید
هم من
هم دیدگاه
لطفا
ان‌شاءالله هر مشکلی هست زود حل بشه.
همه اش خواب بود؟!)):
اسفند رُ خیلی دوست دارم((:
نه همه‌ش خیال بود.
منم همینطور :)
چقدر قشنگگگ بووود :)
نگاهت زیباست ^_^
سه شنبه ۱۳ شهریور ۹۷ , ۱۰:۵۴ مرکز آموزشی پرانت
ممنون از وبلاگ خوب و زیباتون
خواهش می‌شود
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
The Death Cure
---------------------------------------------
تو اگر به تعدادِ همه‌ی لحظه‌های همه‌ی این چند سال‌، یک گوشه‌ی سالنامه‌ات چوب‌خط‌ها کشیده‌ای بدان من و آینه‌ی تمام‌قدِ گوشه‌ی اتاقم به ازای همه‌ی این ثانیه‌ها هزاران بار جان داده‌ایم...

Designed By Erfan Powered by Bayan