به خدا من دروغگو نیستم

پیش‌دانشگاهی که بودم ساعت‌های درسِ شیرینِ دین‌ و زندگی ۱۲ تا ۲ بود. معلمِ گرامی هم وقت‌هایی که می‌خواستند امتحان بگیرند طوری سوال‌ها را طرح می‌کردند که مجبور بودیم برای هر سوال حداقل ۵ خط بنویسیم! یک روز خانم معلم بعد از وارد شدن به کلاس و قبل از دادنِ برگه‌های امتحانیِ جلسه‌ی قبل گفتند که برگه‌ی دو نفر اسم نداشته و از قضا همین دو نفر هم نمره‌ی کامل گرفته‌اند و برای تکرار نشدنِ چنین اتفاقی تصمیم‌ گرفته‌اند به این دو نفر صفر بدهند! (کاملاً جدی) همه‌ی برگه‌ها را دادند جز برگه‌ی من و یکی از دوستانم. مشخص شد که آن دو نگون‌بخت ما بودیم. با لبخند رفتم کنارِ میزِ معلم و نگاهی به برگه‌ی امتحانم انداختم. واقعاً اسم نداشت. به خانم معلم گفتم که در این دوازده سالی که دانش‌آموز بوده‌ام این اولین باری‌ست که فراموش کرده‌ام اسمم را بنویسم. با توجه به صمیمیتی که بینِ ما بود انتظار داشتم تصمیمِ ایشان صرفاً یک شوخی باشد اما نبود. به چشمانم خیره شدند و گفتند که از کجا معلوم من راست بگویم؟! (همچنان کاملاً جدی) خیلی تعجب کردم. خندیدم و گفتم: «مگر یک امتحانِ مستمر چقدر ارزش دارد که من بخاطرش دروغ بگویم؟! من اصلاً این نمره را نمی‌خواهم.» از آن روز به بعد دیگر در چشمانِ معلمم نگاه نکردم. معلمی که برای هیچ دو نمره از من کم کرد! و این است سمپاد :)

هیچ چیز به اندازه‌ی دروغگو خطاب شدن مرا بهم نمی‌ریزد. از همان روز به بعد تصمیم گرفتم در برابرِ تصورِ دیگران از خودم تا جایی که می‌توانم عکس‌العمل نشان ندهم و همه چیز را بسپارم به خودِ خدا. مثلِ چند روزِ پیش که بنده‌ای از بندگانش روی همه‌ی حرف‌هایم خط کشید و به راحتی گفت دروغ است بدونِ اینکه اصلاً من را بشناسد. شنیدنِ بعضی حرف‌ها از بعضی آدم‌ها درد دارد. بعضی‌ها مهم‌اند و حرف‌هایشان می‌تواند از جهانت یک ویرانه بسازد. همین که حس کنی خیلی غریبی، به سرت می‌زند سری به آن دو شهیدِ گمنامی که لحظه‌ی شهادتشان درست هم‌سنِ تو بودند بزنی و بغضت را خالی کنی. نمی‌دانم چه می‌شود که همیشه بعد از قرائتِ فاتحه، انگار نه انگار اتفاقی افتاده. آرام و سبک می‌شوی. آخرش می‌شود همان جمله‌ی معروف که می‌گوید آدمِ خوبی باش اما وقتت را برای اثباتِ خوب بودنت به دیگران تلف نکن.


+ به تازگی یادش گرفتم: اَللّهُمَّ اغفر لیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَحبِسُ الدُّعاَّءَ

+ اولین نتیجه‌ی مادربزرگ دیروز متولد شد. آقا سید سینا هستند کوچولو :)


آدم خوبه زندگی خودت باش
منـم از دروغ متنفرم 

دارم تمامِ تلاشم رو می‌کنم :)
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۵:۲۲ امیررضا کامیار
5 خط؟چخبره؟
آره تو سمپاد اینطوریه
منم تو سمپاد خوندم
واسه امتحان‌های آخرِ سال باید برگه‌ی سفید می‌گرفتیم :| بس که توضیح می‌خواست هر سوال.
حوا تو این سیصد روزی که اینجا شناختمت دختر خوب و وش قلبی هستی
نظر هیچکس بهم نریزه دختر
از لطافت روحتِ که حرف هاشون ناراحتت میکنه
مواظب روح لطیفت باش اما همچنان از حرف هاشون ناراحت هم نشو:)

سیصد روز شد؟! چه زود گذشت :)
خوبی از خودته عزیزم ^_^
از بعضی‌ها انتظارِ یکسری برخوردها رو نداری واسه همینه که حرفاشون می‌تونه آدم رو حسابی بهم بریزه.
چشم سعی می‌کنم :)
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۵:۲۵ فاطمه سادات داوری
اگر از همون اول زندگی دروغ نگیم خیلی خوبه تا اخر عمر دروغ نمی گیم اما اگر دورغ بگیم...........
دروغ، دروغ میاره...
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۵:۲۵ امیررضا کامیار
خدا اولین نتیجه مادربزرگتونم حفظ کنه

به آقا سینا سلام مارو هم برسونید
خیلی ممنون

هنوز ندیدمش :)
چ تلخه ک خدای صدای دعامونو نشنوه ...
چ وحشتناکه ...
برنامه‌ی مخاطبِ خاص رو دیدید تا به حال؟! خیلی خیلی خوبه. چند شبِ پیش اتفاقی این دعا رو شنیدم.
شنیدن بعضی حرفا از بعضی آدما بیشتر رنج داره.

مبارک باشه اومدن سید سینای کوچک‌تون! *_*
منم این فراز دعای کمیل رو دوست دارم؛ یا ‌سریع الرضا اغفر لمن لایملک الا الدعاء... :)
همینطوره.

ممنونم ^_^
چقدر خوبه :)
مخاطب خاصو ک ندیدم ولی این قسمتی از دعای کمیله .
دبیرستان ک بودیم به لطف هیئت مدرسه هر هفته می خوندیم .
توف تو ریا :)
نمی‌دونستم.
خیلی هم خوب :)
وای عزیزم چقدر این پستت پر از حس خوب بود :)

یه جایی رو متوجه نشدم  ،وقتی حس غریبی داری واسه شهدا فاتحه میخونی و بعد آروم میشی ؟ واسه شهید خاصی ؟ واسه همه شهدا ؟ یه ذره بیشتر توضیح میدی ؟ تا حالا این کارو نکردم .... فقط گاهی که از جلوی مزار شهدای گمنام دانشگاه رد میشم فاتحه میخونم
سویلِ مهربونم ^_^

اینجا چند سالِ پیش دو شهیدِ گمنام آوردند. به لطفِ حضورِ این دو شهید الان اطرافِ مزارشون حسابی سرسبز شده طوری که مزار وسطِ پارک افتاده. وقتایی که حس می‌کنم خیلی غریبم میرم اونجا. می‌دونی آخه حس می‌کنم اون‌ها هم غریبند. بعد براشون فاتحه می‌خونم و آروم می‌شم.
معلمی که انگار معلم نبوده ‌
چی بگم
برا منم  یه همچین اتفاقی تو دوران دبستان افتاد! انقدر خاطره ی بدی بود که هیچ وقت پاک نمیشه از ذهنم 
مبارکه قدمش:)
کلاً هر چیزِ دور از منطقی آدم رو ناراحت می‌کنه. ما کوچکترها انتظارِ بیشتری از بزرگترهامون داریم.
ممنونم ^_^
مدرسه، دوست ندارم بار دیگر ملاقاتت کنم.
من نیز :)
 اصلا چه دلیلی داره که بخوایم به بقیه بقبولانیم که ما چجور آدمی هستیم، این ضعف طرف مقابله که تواناییه شناخت ما رو نداره
همینطوره ولی همیشه هم نمی‌شه بی‌تفاوت موند. سخته...
اگه بخوای به حرف بقیه اهمیت بدی که اوضاع خیلی خراب میشه من همیشه به کسایی که حتی بدترین حرفا رو میگن فقط میخندم
کارِ خوبی می‌کنید.
سلام حوا جان:)
درسته آدم توقع نداره یه سری حرف هارو از بعضی از افراد بشنوه:(
ولی خوب دیگه پیش میاد، شاید ما خیلی عزیز کردیمشون:| 



+قدم نو رسیده مبارک، انشالله قدمش روی شما نیک و خیر باشه*_*
سلام عزیزم :)
اینم حرفیه...

+ ممنونم مهربون ^_^
دقیقا دیروز داشتم به دوستم میگفتم که درباره ی تصورات آدم ها از خودت خیلی جدی فکر نکن، بعضی ها خیلی راحت میتونن آدم رو به هم بریزن. کم محلی کردن بهترین تدبیر در این جور مواقع هست به نظرم.
دو نفر بهش گفته بودن که خیلی بزرگ تر از سنت نشون میدی، دهه شصتی به نظر میایی، در حالی که این دوست من متولد 73 هست. این خیلی ناراحتش کرده بود
قدم نو رسیده مبارک ان شالله مایه ی افتخار خدا و بندگانش باشه :)
مشکل اینجاست که عکس‌العمل نشون ندادن یا همون بی‌محلی کردن فقط یک طرفِ ماجراست. گاهی از درون نابود می‌شی و نمی‌دونی چکار کنی.
به منم اینجا خیلیا گفتند ۲۸ ساله :))
خیلی ممنونم خانم معلمِ مهربون ^_^
این دعا فرازی از دعای کمیلِ
اللهم اغفرلی الذنوب التی تغیر النعم:(
خدایا ببخش گناه هایی که نعمت هارو تغییر میده::'(
اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا
اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل النقم:(
سیصد روز شد از اولین روز وبلاگم تا همین حالا:)
قدم سیدسینا هم مبارک
چقدر بده که نمی‌دونستم دعایی که شده بخشِ بزرگی از زندگیم فراسی از دعای کمیل هست...

مبارکه آلاء جونم ^_^
ممنونم :)
آره بعضی موقع ها تحمل یه سری حرفها سخته
همینطوره
قدم نورسیده مبارک
ممنونم
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۶:۴۰ فروشگاه اینترنتی مدشو

سلام

حراج کتانی و تی شرت به مدت محدود در فروشگاه مدشو

www.modsho.com

 

سلام
در طول تمام سالای تحصیلیم..تلخ ترین یا بهتره بگم تنها تلخ ترین سالا،سالای سمپاد بود..خیلی ظلما شد در حقمون به اسم تیزهوشان...وقتی نیست یادش بیوفتم غصم نگیره
سخت‌گیری‌های الکی که تاثیری توی زندگیمون نداشت. می‌فهمم...
گاهی وقتها هست ک
اگه ادم بخواد برا دیگران
خودش رو اثبات کنه،توهین ب خودش کرده.
خیلی موافقم
سلام

تولدشون بسیار مبارک باشه


شما ک آدم خوبی هستید اما خوب تر باشید و ب بقیه هم اثبات نفرمایید. خودشان می فهمند.
هاژ محمود (ره) 
:دی
سلام و درود

ممنونم

:))
بحث سختگیریش نیست..جوش بد بود..یا یه مشت قشر پولدار که فقط فکر خودشون بودن...و یه مشت معلم که بجای فهموندن درس به بچه ها فکر کلاس کاریشون بودن..
قبول دارم. واسه ما راهنمایی خیلی عالی بود اما دبیرستان افتضاح!
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۸:۲۷ فاطمه (مرضیه) رسولی
سلام. من این جا تازه واردم.
نمی دونم الان چند سالته. اما اینکه تو این سن همچین تصمیمی گرفتی... یه چیزی رو توی من تکون داد. قابل تحسینه. می دونم چه تصمیم سختیه. ان شالله همیشه سرش بمونی.
سلام و درود
خیلی ممنونم :)
اعصاب خرد کن بوده ولی خب برای نظم گاهی یه کارهایی میکنن تا عبرت بشه و بقیه بدونن شاگرد زرنگ هم نباید اشتباه کنه وگرنه حتی از اونم کم‌ میکنن،راستش نمیدونم عدالت بوده یا نه ولی میدونم خیلی ناراحت کننده است.
بخیال حوا جان جدیشون نگیر، به نظر من هر نوشته‌ای رو میخونی باید فقط صرفا به چشم یه نوشته نگاهش کنی که یا از دل براومده یا ذهن، اینجوری که نگاه کنی فکر نمیکنی کسی دروغ میگه یا راست و بخاطر چهارتا خط دل یه نفر رو نمی‌شکنیم.
من ترجیح میدم تو دنیای مجازی به جز دل آدم‌ها همه چیز رو مجازی ببینم :)
حالا رفتی زیارت برای ما هم دعا کردی؟:)

+ تولدش مبارک باشه و قدمش خیر ان‌شاءالله ،از طرف ما لپ این سید کوچولو رو ببوس :**
یه ماچ هم به لپ خودت :**

فکر نمی‌کنم عدالت باشه نمره‌ی کسی که کامل شده رو بهش ندی و تازه برچسبِ دروغگو بودن هم بهش بزنی. به هر حال گذشت :)

همیشه هم بحثِ فضای مجازی و وبلاگ و اینا نیست فرشته ولی در کل نگاهت مثلِ همیشه برام قابلِ تحسینه :)
راستش رو بگم؟! فقط سه دقیقه اونجا بودم. فقط بغضم رو خالی کردم... ولی قول میدم دفعه‌ی بعد اول برای تو دعا کنم :)

+ خیلی ممنونم ^_^ دعا کن به زودی ببینمش *_*
عزیزم :))
در طی سالیان راهنمایی، زنگ اول معارف داشتیم.
استادش شیوه خاصی برای امتحان گرفتن داشت: پنج‌تا سوال می‌داد. فقط پنج‌تا.

 ولی سوالاش این شکلی بودن: 
احکام وضو را شرح دهید؟ اهمیت جهاد از دیدگاه امام باقر؟ رسول اکرم دانش‌آموختن را به چه چیزی تشبیه کرده‌اند؟ امام زمان در دوران غیبت صغری از چه طریقی با مردم ارتباط برقرار می‌کردند؟

هر سوالش به تنهایی حاوی یک دوره کامل عقاید اسلامی بود :(
هر روز که امتحان می‌گرفت تا زنگ آخر مچ دستمون دیگه کار نمی‌کرد :(

خلاصه که این‌جوریا بود...
:)
همین وضع رو در نظر بگیرید اما ۱۰ سوال یا بیشتر. نفسمون می‌برید :)
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۹:۱۵ امیررضا خانلاری
سلام
از این معلم های مزخرف یکی داشتم :(
سلام و درود
ناراحت نباشید گذشته دیگه :)
قدمش پر برکت :)
خیلی ممنونم :)
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۲۰:۱۱ شفق تیرزاد (*_*)
درکت می کنم حوا. کاملا می فهممت.
اما من برعکس شما
تلاش می کنم که ثابت کنم اونطور که فکر می کنن نیست.
همیشه لازم نیست. درواقع ارزشش رو نداره. این وسط خودت اذیت می‌شی نمی‌شی؟!
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۲۰:۱۲ شفق تیرزاد (*_*)
راستی
مبارکا باشه :)
سایه پدر و مادر و مادر بزرگ هم برای کوچولو، مستدام.
ممنونم :)
حرف زیاد بود... وقت کم... بوسیدمت... :-*
معصومه بانو ^_^
سمپاد همینه و درست بشو نیست :) هفت عمرمون توش تلف شد و فقط دور کردن ذهن از راه اصلی ...

خوب و عالی مثل همیشه :) 

+ تولدشون پر خیر و برکت :)
لعنت بهش :)

لطف دارید مثلِ همیشه :)

+ خیلی ممنونم :)
جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۲۱:۱۷ آقای سر به هوا :)
خوبه که این اسم های اجق وجقی حداقل این اطراف نیست!
:))
من دوست داشتم رهام باشه ولی خب گذاشتند سینا :)
من راهنمایی بودم، یه سال معلم انشامون خیلی سخت گیر بود. منم خیلی سعی میکردم. یه بار یه انشا نوشتم و براش کلی وقت گذاشته بودم... بعد سر کلاس رفتم با ذوق و شوق خوندمش. معلم هم نه گذاشت نه برداشت، گفت اینو خودت ننوشتی. حالا نمیدونم از کجا به این نتیجه رسیده بود...
منم تا خوته گریه میکردم، اینقدر که بهم برخورده بود.

الان که فکر میکنم این چیزا واقعا ارزش نداره، ولی نمیتونم درک کنم که تهمت زدن به آدما چطوری میتونه اینقدر راحت باشه برای بعضی ها.
درباره ی اون معلمم اصلا بحث بخشش پیش نمیاد، یعنی من اصلا بهش فکر نمیکنم و برام مهم نیست که الان بعد از حدودا ده سال بگم فلانی رو میبخشم یا نه. ولی هر وقت یادم میاد احساس خوبی ندارم نسبت بهش..
چقدر درد داره کلِ زحماتت بره زیرِ سوال...

آره ارزش نداره. دقیقاً واسه منم راحت تهمت زدنِ یه عده عجیبه.
من حدوداً یک سال بعدش معلمم رو بخشیدم اما همچنان هر وقت اون ماجرا میاد توی ذهنم خیلی ناراحت می‌شم.
چه خوب خدا حفظشون کنه .
خوب وقتی هردو کامل بوده چه دلیلی داشته نمره شما رو کم کنه؟
ممنونم
صرفاً بهانه. این به کنار اولِ دبیرستان که بودم یه بار الکی معلمِ دین و زندگی ازم نمره کم کرده بود! رفتم برگه رو نشونش دادم گفتم کجای جوابم غلطه؟! گفت تو خیلی جزئی نوشتی من کلی می‌خواستم :|
توضیح دادن یک سری موضوعات به بعضی آدما مثل یک چرخس که تا بینهایت ادامه داره و متوقف نمیشه ، هیچ وقت نمیخوان اون چیزی رو که واقعیت داره قبول کنن ، ما اون چیزی نیستیم که بقیه فکر میکنن مهم اینه 
همینطوره
مهم واقعیت هست که اونی که باید بدونه، می‌دونه.
هیچ چیز یه اندازه دروغگو خطاب شدن سخت نیست
و این در حالی خیلی دردناکه که خودت میدونی مطلب 100 درصد درسته و اصلا جای شبهه ای نیست

شما هم سیده هستین!؟

گاهی خیلی ‌درد داره...

نه متاسفانه
بهترین حوا (:
مهربون‌ترین یاسمین :)
گاهی دلت از کسی میگیره که فکر میکنی با تمام ادمای کنارت فرق داره
دقیقاً
والا ما که سمپاد هم نبودیم بازم سخت گیری های عجیب غریب داشتیم که تهش برامون هیچ فایده ای نداشت جز ضرر (استرس)،چرااا؟چون مدرسه ی خااص بود(ایشش!😞)
اااخ منم از این حالتها بهم دست داده.دلم میخواد کله ی اون ادمو بکنم ولی فقط با ناراحتی نگاش میکنم و رد میشم.ولی بعدا عین یه بمب منفجر میشم و هی ابغوره میگیرم البته تو تنهاییم.
سخت‌گیری‌های الکی و بی‌فایده واقعاً.
عزیزم... ارزش نداره بخاطرِ حرفِ بقیه گریه کنی. حیفِ اون اشک‌ها نیست؟!
اصولا در همچین مواقعی معلما میگن اینکارو کردیم تا بقیه اعتراض نکنن ک تفاوت قائل نشدیم و اینا و خب چی بگم کارشونم خیلی درست نبود ...
درسته سخته گاهی شنیدن بعضی حرفا از بعضی آدما اما بهترین راه گذشته و توجه نکردن .
مبارک باشه قدمش خیر باشه ^_^
چی بگم...
بله ولی درونت که بهم ریخته رو باید چکارش کنی؟! گاهی سخته وانمود کنی چیزی نشده.
ممنونم عزیزم :)
دین و زندگی شیرین بود مگه؟
من هیچ وقت دوستش نداشتم:/
اون شیرین کنایه بود :))
شنبه ۳ شهریور ۹۷ , ۰۷:۳۳ آقای سر به هوا :)
صداش کن رهام!
مثل من دو اسمه بشه کلی هم بعدا حال میکنه:)
نه دیگه رهام بمونه واسه پسرِ خودم :))
محمد و رضا یا محمدرضا و یه اسمِ دیگه؟!
شنبه ۳ شهریور ۹۷ , ۰۷:۵۳ آقای سر به هوا :)
اها پس رزرو شده:)

رضا که داداشمه ؛ یه اسم دیگه:)
:)

خیلی هم خوب :)
سلام و صبح بخیر.
نظام آموزش و پرورش کشور به جای رشد و پرورش تفکر خلاق،تفکر بارور،تفکرنقاد و افزایش مهارت های ارتباطی وزندگی طبیعی؛ با تاسیس و راه اندازی مدارس تیزهوشان کل توان و انرژی آشکار ونهان این بچه های با استعداد را گرفت و آنها را با انرژی های کم و انگیزه های کمتر روانه مراحل بالاتر به خصوص دانشگاه کرد!! یه جو تدبیر هم خوب چیزی است!!
سید سینا ؛ قدومت به دنیای سرنوشت ساز مبارک باد>>>
سلام و درود
کاملاً با شما موافقم.
من از طرفِ کوچولو تشکر می‌کنم :)
شنبه ۳ شهریور ۹۷ , ۰۸:۱۴ سارا سماواتی منفرد
سلام
بعضی تیپ رفتاریشون در کار و زندگی مثل بازرس ژاور تو بینوایان می ماند .زیادی الکی جدی هستند !


سلام و درود
دقیقاً :))
قدم عضو جدید قطعا مبارکه. به شما تبریک میگم

وای... چقدر موقعیت بدی بوده. من اگه بودم کاملا دلم میشکست. من هیچوقت نمره برام مهم نبود درواقع رفتار و حرف های دبیرم خیلی آزارم میداد. به خصوص که با دبیرم خیلی رابطه خوبی داشته باشم... میفهمم چی میگی. 

تشکرِ فراوان :)

چقدر خوبه کسی باشه که درکت کنه. ممنونم :)
قدم نو رسیده مبارک:)
واقعا هم همینه وقتت رو برای اثبات خوب بودنت تلف نکن

ممنونم :)
الان تخمین دروغش کجاش بود؟ اینکه شاید قبلا هم یادت رفته باشه اسمتو بنویسی و داری دروغ میگی؟
خب این که چی؟ چه گیرِ الکی ای داده! :/
البته خدایی ربطی به سمپاد هم نداشت :))


+ برای منم همینطوره و هیچ چیز به اندازه ی اینکه بهم بگن دروغ میگی منو به هم نمیریزه :/
در بی خیالی موفق شدی؟ من تو تمرینم.

+قدمش پر از برکت و عاقبتش بخیر. ^_^
بله
خیلی
متاسفانه بعضی از معلم‌های سمپاد فرع رو دو دستی می‌چسبند اصل رو می‌گذارند کنار.

+ دارم سعی می‌کنم با خودم کنار بیام :)

+ خیلی ممنونم ^_^
قدم نو رسیده مبارک ایشالا کوچولوی خودت
تشکر :)
پس می‌تونیم اسم این شیوه امتحان گرفتن رو سندوم دین و زندگی بنامیم :))
آره :))
اینارو از سمپاد مینویسین فکر میکنن سمپاد خیلی بده! :/ 
میخواستم کامنت بذارم لعنت به سمپاد
ولی نه
چرا لعنت بهش؟
من که راضیم! :|
بد شده متاسفانه. قبلاً خیلی بهتر بود.
:))
بالاخره هر چیزی هم خوبش هست هم بدش.
از این معلم های مزخرف زیاد بودن...
متاسفانه
سلام :) 
قدم نو رسیده مبارک باشه ان شاء الله ^_^ 
اگه واسه یکی نگران باشیم و اینا خوبه بهش بگیم ؟ مثلا حالشو بپرسیم یا بگیم برامون مهمی و... . 
یا نه ریا میشه؟! 
سلام عزیزِ دلم :)
ممنونم مهربون جان ^_^
بستگی به طرفِ مقابل داره. اگه می‌دونی سرد برخورد خواهد کرد بهتره بهش چیزی نگی چون حالت بدتر می‌شه.
وقتی واسه حوا داری کامنت میذاری و یه قطره اشک میریزه رو گونت! و شاید این همان درد و دل نام دارد.
اشک واسه چیزی عزیزم؟! :(
نبینم غصه بخوری دوست‌داشتنیِ من
شنبه ۳ شهریور ۹۷ , ۱۷:۲۳ پارسا جهانگیری
شما چرا روانشناس نشدید؟
قدمش پر خیر و برکت :-)
اتفاقاً خیلی علاقه داشتم :)
ممنونم :)
کی دل دخترمو شکونده؟ =(
به‌به مامان آوا :)
منم راهنمایی بودم و واقعا دوستش داشتم. دبیرستان خوب نبود.
ولی هنوزم راضیم
به هرحال جو و سطح فکر بچه ها با بقیه فرق داره. کسایی که دبیرستان اضافه شدن میگفتن... و خب به نظرم این خوبه
من اگه میخواستم با یه سری هم تو مدرسه تو سر و مغز خودم بزنم که باید میرفتم همون سر و مغز رو میذاشتم تو گور!
البته اینکه همه اینقدر آشنان یه عذاب واقعیه که به نظرم کاش نبود.
مدرسه وقتی رفیقای قدیمی که قبلا باهاشون دوست بودم و الان نه نباشن برام یه تفریحه... ولی خب بازم.. :)
همه‌ی این‌ها جدا سطحِ علمیِ مدرسه هم جدا :)
بعضی معلما کاری میکنند ادم تا عمر داره یادش نمیره!


دور از جونت صفت دروغگویی:)
قربانت ساداتم :)
منم رو هم دروغ دیگران بهمم میریزه وقتی که تو چشام نگاه میکنن و دروغ میگن

خدا اقا سینا رو هم براتون حفظ کنه
اینم هست...

مچکرم :)
نمیخوام به کسی تهمت بی روا بزنم ولی معمولا افرادی این حرف ها رو میزنن (تو از کجا بفهمم دروغ میگی) که یا خودشون زیاد دروغ گفتن یا بهشون زیاد دروغ گفته شده. یادمه یکی از تاکسیچی ها تعریف میکرد میخواست یک بنده خدایی که گدا بود و درست هم راه نمیرفت رو به یکجایی برسونه اونم بدون کرایه. توی راه نگه میداره تا چیزی بخره و زود برگرده وقتی برمیگرده میبینه هیچ خبری از اون گدا نیست. میره و دنبالش میگرده تا آخرش پیداش میکنه. گدا میگه : تو یک قاتل هستی!!! میخواستی منو بدزدی سرم رو ببری و هر چی دارم و ندارم رو بگاپی و ببری . هیچی دیگه تاکسیچی عزیزمون هم میخواست خیر کنه کباب شد :) 

نمیتونم بگم حرف دیگران اصلا مهم نیست. چون خیلی اوقات یک زندگی رو تغییر میده. و بدتر از اینکه این حرف اگه از معلمی باشه که دوستشون داریم خیلی سنگین هست تحملش. شاید معلم اخلاق معمولش رو انجام میده ولی خب در هر صورت این ماییم که عذاب میکشیم. برای منم همچین اتفاقی افتاده بود و درست عین شما پاسخ داده بودم. یادم نمیاد آخرش چی شد ولی بهرحال :) خیلی خوشحالم باز میتونم به وبلاگ شما سر بزنم
بله ممکنه
ممنونم که وقت گذاشتید و این ماجرا رو روایت کردید :)

کاملاً موافقم
:)
عب نداره انشاءالله درست میشه...
:)
سلام
همیشه برام سواله که چه جوری آدما انقدر راحت نسبتِ ویژگیهای منفی رو به هم حواله می‌کنن بدون اینکه حقیقتا بفهمن چه معنای زشت و شنیعی می‌تونه پشت حرف‌شون باشه و یه آدمو که کیلومترها با اون مفهوم فاصله داره ویران کنه...چرا دقت نمی‌کنن که چه حرفی رو به چه کسی دارن میزنن؟
سلام خاتون جان
واسه منم سواله...
سلام مومن. جزاکم الله خیرا



ناراحت نباشید..
ما در جمعی بودیم...یه بنده خدائی داشت تعریف می کرد که "بله...فلان جا یکی بود مزخرف...درب و داغون..."...هی گفت..هی گفت که طرف خیلی اوضاع اسف باری داشته...یهو گفت عین فلانی!! ما را می گفت(لبخند)
هیچی دیگه فقط لبخند زدم...

هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من...


آدم اگه بخواد به حرف مردم باشه که نمی تونه زندگی کنه که...طلا که پاکه چه منتش به خاکه مومن...



عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
سلام و درود

عه :| شما که خیلی قابلِ احترام هستید.

دقیقاً دقیقاً

ولی قبول کنید نمی‌شه ناراحت نشد.

ممنونم
علی یارتون
خدا حفظ کنه این آقا سید کوچولو رو.
بلای مشابهی رو معلم دوران راهنماییمون سرمون آورد...
چون تو کلاس سوگلی داشت و سوگلیشون نمره پایین تری گرفته بودن!
اُف بر اونها:-|
تشکر :)
این رو هم تجربه کردم! واسه درسِ ریاضی.
:))
ممنون از راهنمایی :) 
خیلی مهربون هستن اون شخص مثل شما .*) 
 بعضی وقتا خیلی گرم استقبال می کنن .
+ از خودم دلگیر و ناراحتم ، از کارام.
یاد اون پستی افتادم که (دقیق یادم نیست متنش چی بود ) ولی فکر کنم درمورد توجه به خودتون بود و نوشته بودین " این خودشیفتگی نیست ، تو شیفتگی کامله " .
دوست دارم منم به این توشیفتگی برسم و دلخوریاییکه از خودم دارم رو برطرف کنم ان شاء الله . 

خواهش می‌کنم :)
اگه اینطوره که مطمئن باش خیلی خوشحال می‌شه وقتی بفهمه یه نفر نگرانِ حالش هست.

+ برای اینکه بتونی دیگری رو دوست داشته باشی لازمه خودت رو دوست داشته باشی. مراقبِ خودت باش عزیزم :)
مال من هم ازاین اتفاقات زیاد افتاده...
کلا این معلمان خرهوشان فک میکنن همه دروغگو وخنگ ودیوانه هستن وفقط خودشونن که آدم کاملی هستن ودروغ نمی گن...
مبارک باشه تولد آقا سید سینا
همه که نه :)

ممنون
سلاااام حوایی 🤗🤗
عجب معلمی 😲 تو خودتو ناراحت نکن بزار هر کی هر چی میخواد بگه

مبارک باشه عزیزم 💖💗💙
سلام یارِ دیرینِ کم‌پیدا :)
دارم سعی می‌کنم

ممنونم ^_^
يكشنبه ۴ شهریور ۹۷ , ۱۱:۰۲ آموزش هوشمندسازی ساختمان
بسیار عالی بود. احسنت 
:)
يكشنبه ۴ شهریور ۹۷ , ۱۱:۰۷ آموزش نصب و ضبط باند خودرو
چه گفتگوهای مفیدی . من در حال استفاده هستم 
شما که همون قبلی هستید :|
امان از این نمره ها
کاشکی برای یاد دادن اینکه همیشه باید اول نام خدا و بعد مشخصات رو نوشت این روش به کار نمیرفت و خب خط افراد برای چنین شرایطی میتونه کافی باشه.
چرا ما سعی داریم همه چیز رو سخت کنیم؟
چیزی که یکبار فقط اتفاق افتاده میتونه تا انتها هم فقط همان یکبار باشد و بس
سخت‌گیری‌های بیجا ما رو به جایی نرسوند و نمی‌رسونه.

همینطوره
يكشنبه ۴ شهریور ۹۷ , ۱۱:۱۲ آموزش تعمیرات بردهای الکترونیکی
:)ممنون 
عجب :)
تازه معلمای سمپاد الکی مثلا معلمای خوب اموزش پرورشن.
وای به حال بقیه شون :(
معلمِ شیمیِ ما دروش‌های تستی رو برامون توضیح نمی‌داد می‌گفت وظیفه‌ی من نیست :)
و جمله معروف که:آدم خوبی باش ولی وقتتو برای اثباتش به دیگرون تلف نکن!!
:)
آدم های اونقدر زخم دیدن که به همه چیز و همه کس بدبین شدن.
من خودم یکی از همین آدم بدبین ها هستم.
درسته همیشه دنبال اثبات خیلی از چیزا بودم اما خب هیچ وقت هیشکسی رو دروغ گو خطاب نکردم و کاری نکردم که حس کنه اینو بهش گفتم چون خودم به شدت بدم میاد.
من یه بار سر همین باور نشدن قید یه چیزی رو زدم که زندگی یه نفر دیگه رو تحت تاثیر قرار داد.
میدونی برای من بدتر از اینکه بهم بگن از کجا معلوم راست میگی؟ اینه که بگن قسم بخور!!!! چنان به هم می ریزم که دیگه هیچ طوری کوتاه نمیام
در کل بگم که ارزشش رو داشت این نگاه نکردن به معلم
و دقیقاً کار به قسم خوردن رسید که منم عصبانی شدم.
اه سمپاد
چ باحال
اولین سمپادی توی بیان هستی که باحاش آشنا شدم
خوشبختم^_^
:)
يكشنبه ۴ شهریور ۹۷ , ۲۱:۲۵ نرم افزار افزایش بازدید سایت
وبلاگ خیلی جالبی دارید اسمشم جالبه 
دختری از نسل حوا
لطف دارید
يكشنبه ۴ شهریور ۹۷ , ۲۳:۴۱ ایمان-همو یرگه یخ!
والا مگه ارزش داره نمره😂😂
خنده داره مگه؟! :|
سلام  عالی بود

دوست عزیز من سایتم تازه تاسیس هست لطفا منو لینک کن

ادرس سایتم
http://linamusic.ir
سلام
مال ما که همشون این جوری بودن
که اینطور
حوایی که من میشناسم، از دوست داشتنی آدم های توی بیانه.
به حرف بقیه گوش نکن که برای ما بهترینی.

تولد سینا هم پر از خیر و برکت
عزیزم ^_^
لطف داری مهربون :)

تشکر
عالی این مطلب من سایت شما را دوست دارم واقعا مطالب عاشقانه میذاری ممنون بیشتر بذار مطلب عاشقانه
این عاشقانه بود؟! :|
چه پستن اونایی که راحت به یکی میگن دروغگو. انگار نقل و نباته
کاش متوجه می‌شدند چقدر ناراحت می‌شه طرفِ مقابل.

aycoservice.com

___________________________________$$
_________________________________$$$
_______________________________$$$$
____________________________$$$$$$
__________________________$$$$$$$
________________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
______________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
____________________$$$$$$$$$$$$$$$
___________________$$$$$$$$$$$$$
_________________$$$$$$$$$$$$
________________$$$$$$$$$$
_______________$$$$$$$$$
______________$$$$$$$$
_____________$$$$$$$$
____________$$$$$$$
___________$$$$$$$
___________$$$$$$
__________$$$$$$
__________$$$$$
_________$$$$$
_________$$$$
________$$$$
________$$$$
________$$$
________$$$
_________$$
___$$$$$$$$$$$$$$$
_____$$$$$$$$$$$$
______$$$$$$$$$
_____$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$
_________$$$$
__________$$$
___________ $

:)
نبینم ناراحتیت رو دختر :)))
بخند ببینم.
تولد اقا سینا کوچولو مبارک :))))
فقط بخاطرِ تو :)))

ممنونم ^_^
دروغ مثله اسیده
همچی رو بهم میریزه
امان از اون روزی که فردی به یک بیگناه برچسب دروغگویی بزنه
اما خب چه میشه کرد
دنیاس دیگه
باید کم و بیش بخشید
قدم نو رسیده مبارک
ان شاالله سلامت باشه:)))
گاهی سخت می‌شه ولی می‌شه :)

ممنونم :)
اگه قرار باشه توی یک کلمه توصیفت کنم


صبور
به‌به ببین کی اینجاست ^_^
راستی سلام |:
همش یادم میره (:
چه خبرا بانو؟ خوبی گلی؟
سلام عزیزم ^_^
ممنونم مهربون. تو چطوری؟!
نمیدونستم سمپادی بودی ((:
:))
جالب بود ممنون
:)
قدمش مبارک باشه
خدا حفظش کنه

خیلی حرف قشنگیه:  "باید خوب باشیم اما وقتمونو برای اثبات خوب بودنمون به دیگران تلف نکنیم " بذار هر فکری که می خوان بکنن. 


ممنونم ^_^

:)
توام سیدی حــوای جانــم؟

قدمش خیر باشه الهی ^____^

عید گذشتتم مبارکــ راسی -_______-
نه مامان نسیم جان

ممنونم ^____^

همچنین :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
The Death Cure
---------------------------------------------
تو اگر به تعدادِ همه‌ی لحظه‌های همه‌ی این چند سال‌، یک گوشه‌ی سالنامه‌ات چوب‌خط‌ها کشیده‌ای بدان من و آینه‌ی تمام‌قدِ گوشه‌ی اتاقم به ازای همه‌ی این ثانیه‌ها هزاران بار جان داده‌ایم...

Designed By Erfan Powered by Bayan