همه کاره و هیچ کاره

شش ساله که بودم شهریار حفظ می‌کردم و نقاشی می‌کشیدم. قد کشیدم. نقاشی و طراحی از ارکانِ مهمِ زندگی‌ام شدند طوری که وقتی برای اولین بار آرامگاهِ حافظ را با تمامِ جزئیاتش در پیکِ نوروزیِ خواهر کشیدم مادر بغض کرد. بیشتر قد کشیدم. شروع به نوشتن کردم. معلمِ پنجمِ دبستانم به یکی از انشاء‌هایم از بیست، بیست و یک داد. دومِ راهنمایی که بودم به خواستِ عمه جان در مسابقه‌ی داستان‌نویسی شرکت کردم. بعدها گفتند اول شدی. در مراسمِ تجلیل شرکت نکردم. یکی از پسر‌های فامیل که از قضا همسایه هم هستیم، کاملاً خودجوش جای من جایزه‌ام را گرفت و به مادرم تحویل داد! کمی بعد بدونِ اطلاعِ من چاپش کردند. تماس گرفتند برای چاپِ مجدد که اجازه ندادم و پرونده‌اش برای همیشه بسته شد. آن وسط‌ها در یک اردوی علمیِ چند روزه‌ی خارجِ استانی به همراهِ دو نفر از بچه‌ها‌ی مدرسه و معلمِ ریاضی کمی خطِ میخی یاد گرفتم و با اوریگامی (هنرِ کاغذ و تا) آشنا شدم. سومِ راهنمایی شروع به کدنویسی کردم. در ذهنم برنامه طراحی می‌کردم و ساعت‌ها کد می‌نوشتم. گاهی تا سحر مشغولِ کدنویسی می‌شدم و آن قدر فکر می‌کردم و می‌نوشتم و پاک می‌کردم تا بالاخره به نتیجه می‌رسیدم. خیلی بیشتر قد کشیدم. درباره‌ی قانونِ جذب (راز) مقاله نوشتم. در همایش‌های مختلف شرکت کردم. راجع‌به نانوفناوری روزها مطالعه کردم و فیلم دیدم. درباره‌ی تلفیقی از جهانِ بعد از نفت و کاربرد‌های علمِ نانو نوشتم و کنفرانس برگزار کردم. بعدها به پزشکی و علی‌الخصوص رشته‌ی خون و آنکولوژی علاقه‌مند شدم. می‌نشستم کنارِ دبیرِ زیست و فیلمِ تشریح می‌دیدم. (انصافاً خیلی خشنانه تشریح می‌کردند!) فیلمِ پیوندِ کبد و کاشتِ حلزونِ گوش را هم یادم می‌آید با مادر دیدم. این هم گذشت و وبلاگ‌نویس شدم و الان دو سال است که می‌نویسم. در زندگی‌ام سعی کردم هر چیزِ جذابی را در چارچوبِ باورهایم بدونِ واهمه تجربه کنم. همیشه از خودم پرسیدم مگر چند بار به دنیا می‌آیی و چند بار فرصتِ زندگی داری که بخواهی اجازه بدهی با حسرت از دنیا بروی؟! البته اعتراف می‌کنم یک بار سرِ جلسه‌ی امتحان، یکی از پسرهای نه‌چندان درس‌خوانِ کلاس که صندلی‌اش کنارِ من بود خیلی مظلومانه خواست طوری بنویسم که بتواند از روی دستم بنویسد. من هم سکوت کردم و چون دلم برایش سوخت خیلی عادی نوشتم و به مراقب‌‌ها هم چیزی نگفتم. شما ولی از این کارها نکنید خوب نیست. :| با همه‌ی این‌ها هیچ وقت در هیچ زمینه‌ای ادعایی نداشتم. فقط این را می‌دانم از پسِ هر کاری هم که بر بیایم در شناختِ آدم‌ها اکثراً اشتباه می‌کنم. نتیجه‌اش می‌شود وقت گذاشتن برای آدم‌هایی که لایقِ ثانیه‌ای توجه نیستند و بالعکس کم‌توجهی به آدم‌های بامحبتی که تو را در ناب‌ترین لحظاتِ زندگی‌شان شریک می‌کنند حتی اگر تو را ندیده باشند. ببینید :)

سه شنبه ۴ ارديبهشت ۹۷ , ۱۸:۲۳ علیرضا امیدیان نسب
:))
:)
تصویر این روزهای حرم را عشق است...به به ...
دوخط آخر قابل تامل بود مرسی
خیلی ^_^
:)
یاد خردسالی بخیر
یاد خنده های شیرین کودکی بخیر
یاد دل های خوش مان بخیر
واقعا دعا کنیم برای ظهور آخرین منجی بشر که دل هایمان بدفرم شکسته است از خیلی چیزها...
قبول دارم هر چی بیشتر می‌گذره آدم‌ها عجیب‌تر میشن اما هنوز هم دلخوشی‌ها کم نیست :)

دعا کنیم...
سلام
همیشه عالی از عالی تر هم اون ور تر
سلام و درود
:)
بیشتر و بیشتر و بیشتر قد بکشید الهی...
فعلاً که با وجودِ فرزندِ اول بودن کوتاه‌قدترین عضوِ خانواده‌ام :| :))
مگر چند بار بدنیا می آیی و چند بار فرصت زندگی کردن داری؟‌‌ツ

 خیلی خوب نوشتی ツعاولی بود 

دل تنگ حرم شدم با این عکس :-(
همین رو بگو :)

خوب خوندی عزیزم :)

عکسِ امروزه :) ان‌شاءالله به زودی دلتنگیِ جفتمون رفع بشه.
ایشالا همیشه موفق باشی حوای عزیز :)
ممنونم :)
ماشالله از هر انگشتتون یه هنر میباره :)))
نه بابا فقط تجربه بود :)
میدونی حوا؟! یه چیزی هست که بعدا خودت می فهمی 
خیلی وقته تو فکرشم ^_^ 
این پست رو خوندم یادش افتادم ولی الان نمیتونم بگم بهت ((: 
امیدوارم همیشه دور و برت آدمای بامحبت باشن ♥ 
تضمین می‌کنی خودم بفهمم؟!
خب بگو منم بدونم :)
بگو :|
همچنین :))
پر فراز بود، نشیب نداشت :)
چرا نذاشتید دوباره چاپ بشه؟
من هم یک سالی درگیر داستان نویسی شدم، عضو شدم، نوشتم و در نهایت (به دلیل مشغله) بی خیالش شدم
تصویر حرم زیبا بود
نشیبش میشه الان که فرصتِ هیچ‌کدوم از اون کارها رو ندارم :)
اگه دفعه‌ی اول هم اجازه می‌گرفتند نمی‌گذاشتم. چون حس می‌کردم در حدِ چاپ نبود.
کاش ادامه بدید دوباره :)
خیلی...
راستی جریان یادگاری چیه، اون بالا تو منو
همون‌جا توضیح دادم. تصاویر رو هم تا حدِ ممکن کم‌حجم کردم تا راحت‌تر بشه دید.
بله بله تضمین می نمایم (((: 
فقط بذار وقتش برسه خودم بهت می گم 
ممکنه هم طول بکشه ها 
ولی تو مأیوس نشو از فهمیدنش عزیزم ^_* 
ولی من تضمین نمی‌کنم تا اون موقع باشم :)))
باشد باشد :)

یادم نمیاد تو زندگیم ناامید شده باشم ^_-
الان فهمیدم اصلا نمی شناختمت حوا 🤐🤐🤐🤐
مثلاً از اون آدمایی که نصفشون زیرِ زمینه یا چی؟! :)))
واهاهاهاهای ما باکی دوستیم😌
یه دخترِ خسته که دور تا دورش کتابه ولی دلش نمی‌خواد حتی نیم‌نگاهی بهشون بندازه :)))
یعنی تلان مشهدید؟
نه
در راستای پستِ قبل یکی از بلاگرهای بزرگوار که ساکنِ مشهد هستن امروز رفتن حرم و برام عکس فرستادن :)
من به افتخارِ شما تمام قد می ایستم و دست می زنم :-)
شما لطف دارید ولی این دخترِ عبرت‌ناپذیر (!) لایقِ لطفِ شما نیست. :)
خط میخی بلدی 🤔🤐
عجب موجودی هستی حوا 😅😀
خیلی کوچولو :))
خیلی غیرِ قابلِ تحمل :)
واقعا از آشنایی با شما خوشحالم حوا خانوم :)
:)
شکسته نفسی نفرمایید :-)
حقیقت رو گفتم :)
وای چقدر خوب بود این پستت بهت غبطه خوردم 😍:*:)
موفق تر از همیشه باشی حوای مهربون و هنر مند ما^_^
ولی من به تو غبطه می‌خورم :)
همچنین رفیقِ عزیزم ^_^
نه نه نه
منظورم ناشناخته و عجیب بود 😊
:))
اگه اونطوری بخوای حساب کنی بودن منم تضمنی نداره که 
فرض ما اینه که عدم حضور مربوط به مجهول مسئله باشه نه خودمون که کما بیش معلومیم ((: 
منظورم ادامه پیدا نکردنِ وبلاگ‌نویسیِ من بود هر چند اونم هست. مشخص نیست تا کی باشم.
:|||||||||||
پس اون توصیفاتی که تو پستت نوشتی حتما منم؟😑😑😂
توصیف نبود شرحی بر شرحه‌شرحه شدنِ من از طفولیت تا به الان بود :)))
حقیقت اینه که من از دوستی با تو خیلی خوشحالم و برام افتخاره :)
نفوس بد زدن اصلا ابدا هیچ اکیدا ممنوع (: 
نفوسِ بد نیست فقط جمعه که رفتم خونه‌ی مادربزرگ‌هام حس کردم خیلی از دنیای شیرینِ واقعی دور شدم. از اون روز تصمیم گرفتم بعد از امتحاناتم بیشترِ وقتم رو با اون‌ها باشم :)
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)


احسنت :)

ولی ای کاش نوشته هات رو چاپ کنی... کتاب بنویسی چون واقعا واقعا ارزشمند و زیبا می نویسی.

امیدوارم هیچوقت حسرت چیزی رو نداشته باشی و ان شاءالله هر آنچه می خوای و دوست داری، به صلاحت باشه و بشه :))


هیچوقت از محبت کردن پشیمون نشو. سعی کن حافظ حس خوبت باشی

بهترینها لایقت :)

@ فرهاد... زیارت قبول
نمی دونم کامنت من رو خونده بودین یا نه و دعا کردین و یا نه
به هر حال بابت عکس خیلی خیلی ممنونم ازتون... خیلی قشنگه.

:)

(:

ارزشِ خوندن نداره :)

ممنونم ^_^

فقط می‌دونم قبلش باید خوب طرفت رو بشناسی هر چند آدما رنگ عوض می‌کنند ولی چشم :)

همچنین :)
چرا دوست نداری نویسنده بشی؟ 
من اگه جای تو بودم و یکی به داستانم جایزه می‌داد یا چاپش می‌کرد الان جی‌کی رولینگ شده بودم :))))
چون نویسنده نیستم اصلاً :) تنها مبحثِ ادبیاتِ کنکور که از پسش برنیومدم آرایه بود :)))
کی هست؟! :))
حوااا!
مگه من نگفتم اینطور حرف نزن دختر؟ دهه!

دانشگاه مشق نداره (البته رشته ما داره) ولی خوندنی خعععلی داره... می فهممت
ولی لطفا لااقل هفته ای یکی دو بار تشریف جان رو بردار و بیار اینجا دور همی... :))
مادربزرگ و پدربزرگم (مادری) چند سالِ پیش خونه‌شون رو کوبیدن و دوباره ساختن. الان حیاطشون عینِ بهشته :))
همه جای خونه‌شون پر از گل و گلدون و درخته اصلاً آدم کیف می‌کنه. خودشون هم که عشق ♡
اون یکی مادربزرگ و پدربزرگم (پدری) هم توی خونه‌شون کلی گل و گلدون دارن هر چند خودشون هم گل هستند. ♡
خلاصه این که دلم می‌خواد پیششون باشم و با اون‌ها صحبت کنم. خیلی بهتر از فضای مجازیه. :)

:))
خیلی هم خوبه اتفاقا از این نظر ولی راه های ارتباطی دیگه نمیشه باز شه برای ما؟ ((((((((: 
یعنی راه نداره الان بگی؟! :)))
نویسنده‌ی هری‌پاتره...
نویسندگی مگه شاخ ودم داره دختر وقتی خوب می‌نویسی یعنی نویسنده‌ای دیگه...
که اینطور :| حوای از همه جا بی‌خبر :))
فکر کنم داشته باشه :دی
ماشالا چه هنرمند :)) 
خیلی هم خوووب*_* 
من که از همون اول از اشناییت خوشحال شده بودم :دی 
موفق و سلامت باشی:)
لطف داری :))
^_^
عزیزم :)
همچنین :)
خیلی هم عالی دمت گرم
این که هنوز توی شناختِ آدم‌ها دچارِ مشکلم عالی نیست که :)
قربانت ^_^
اهم اهم... یادم رفت بگم
اگر دوست داشتنی نبودی و نوشته هات بی ارزش بود که ماها برای خوندن و هم صحبتی باهات وقت نمی ذاشتیم
خیلی خوبی و مراقب خوبی هات باش :))
شما بسیار لطف دارید ^_^

خوبی بی‌شک از خودتونه :))
از این صوبتا نکن که اصنشم راه نداره ^_* 
اوه اوه پس خیلی سِرّی هست O_O
نگو🙈🙈🙈🙈🙊
جدی :))
هم خوش‌اخلاقی هم پرانرژی *_*
دردسرهای دیر باز شدن صفحه... الان جوابت رو خوندم
چه قشنگ... حیاط ما هم یه روزی همینطوری بود. متاسفانه الان کمتر شده.
خدا حافظ و نگهدار خودت و تک تک عزیزانت باشه.
هرطور راحتی عزیز جان. ولی ما رو هم فراموش نکن. هر دو هفته یه بار؟
خدا بده برکت! :)

+ بهم حق بده... من توی این مدت انقدر استرس داشتم و دارم نمی تونم ببینم رفقام یکی پس از دیگری از دسترسم خارج بشن... تحملش سخته برام.
ان‌شاءالله دوباره سرسبز بشه :)
ممنونم همچنین.
حالا ببینم چی میشه. یه تصمیمِ کلی هست که روش فکر هم نشده چه برسه به تاییدِ نهایی :| فعلاً که هستم تا تیر :|

+ می‌فهمم... فقط می‌تونم دعا کنم همه چی همونطوری بشه که دوست داری :) ان‌شاءالله
گفته بودی قبلا که به رشته ریاضی علاقه داشتی. نفت و نانوفناوری و ....
آره ولی تجربی هم شیرین بود :)
:)
ان شاءالله

خب دیگه گلم
باس برم
می سپارمت به خدا
:)

خدا پشت و پناهت ^_^
سلبریتی کی بودی شما؟؟ :)
با ارزوی موفقیتهای روز افزون.
شما دیگه اینطوری نگید معصومه خانمِ عزیز :)
ممنونم :)
معتقدم ادم جالبی هستی.
امیدوارم تااا جایی پیشرفت داشته باشی نه فقط تو درساا، نه تو زندگیت هم، اره داشتم میگفتم امیدوارم انقدر پیشرفت کنی که تو تصورات ادم نگنجه.👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻
منم معتقدم دوستِ مهربونی هستی :)
خیلی ممنونم همچنین عزیزم
قربونت بشم،من باهرکسی مثله خودش برخوردمیکنم حتما توام اینجوری بودی که من به چشمت خوش اخلاق اومدم😍😍😍

اقامن خیلی بی ظرفیتم دیگه ازم تعریف نکن😂

عزیزم ^_^

:))))
نوشته هات همیشه با روح و روان انسان بازی میکنه ... ولی خوب این نیز میگذرد
لطف دارید شما... همه چی می‌گذره :)
چقدر فعال و هنرمند:))
مطمئنم به خاطر علاقه و توجهت به کاری که انجام میدی،تو هر مسیری پا بذازی موفق ترین میشی:)
+کاش میذاشتی نوشته هات دوباره چاپ بشه!!!
لطف داری عزیزم :))
:)
+ یه داستانِ کوتاه بود که الان هم ندارمش. مهم نیست. :)
خب دروغ نگفتن که با توصیفی که خودت نوشتی. حالا گیرم که متاسفانه بار این کلمه منفی شده. 
امیدوارم به روز معروفیت به تو بباله. :)

بله متاسفانه... به قولِ خانم کتایونِ ریاحی من یلبریتی هم نیستم چه برسه به سلبریتی :)
خیلی ممنون ^_^
سه شنبه ۴ ارديبهشت ۹۷ , ۲۰:۰۳ 👼😘فرشـ👼ـتـه بـی بـال 😊😍
انشالله روز به روز بیشتر پیشرفت کنی :)
ممنونم همچنین :)
فقط باید وقتش برسه (: 
ّباشد :)
چه خوب...
ان شاء الله همیشه قد بکشی و کامل تر خودتو پیدا کنی و پربار تر بشه زندگیت...نهایتشم بهتر از اونی باشه که میخوای درحدی که فکرشم به ذهنت خطور نکرده...
زندگی فرصت پر ارزش و محدودیته...ارزش غم خوردن نداره اما ارزش جبران و شروع دوباره از هر لحظه رو داره...ارزش بهتر شدن...ارزش استفاده با وجود تمام نواقص...
اونم تو که پر از نقاط مثبتی پس میتونی بهترین ممکنِ خودت باشی...
خیلی ممنونم :)
پس اینطور که معلومه باید ادیب یا نویسنده می شدی :)
خوبه خوبیِ استعداد داشتن در نویسندگی اینه که با هر شغلی که داری میتونی بهش بپردازی :)
منم یه بار در امتحان پایان ترم توسط یکی از پسرهای کلاس با تقاضای به من برسون و جوری بنویس که ببینم مواجه شدم. خب امتحان فراتر از جزوه بود و من هم به جوابهام مطمئن نبودم و اصلا نمیشد تقلب کرد چون تابلو می شد_باید فکر خودت رو می نوشتی_. و منم احساس میکردم بلد نیستم و از تقلب هم هیچوقت استقبال نکردم چه برای خودم و چه برای بقیه! برگه م رو نشونش دادم که بفهمه برگه ی بنده سفیده و بی خیال بشه که شد.
بعد که نمره ها رو روی بورد زدند، من 17 شده بودم ایشون 8! :|
و واقعا عذاب وجدان گرفتم به خاطر پایبندی به ارزشهام :)))

فکر می‌کنم همون جایی هستم که باید می‌بودم :)
بله :)
عجب :))
امتحانِ ما سخت بود ولی خب من خیلی خونده بودم. گذشت به هر حال ولی مطمئناً تکرار نخواهد شد. :)))
چقد خوبی تو اخهههه=)
خودت خوبی که من رو خوب می‌دونی :)
تا اینجا بزرگترین دستاوردم همون ۱۲۰۰گیگی بوده که نوشتم!

همین پستتون بوی حسرت میده،نمیتونم اینجور متنهارو تحمل کنم!
اعتراف می‌کنم من هنوز تو شوکم :| کم نیست آخه :|

:((
چه عکس زیبایی:)
چه نوشته محشری:)
امیدوارم هر روز و هر روز بیشتر پیشرفت کنی:)
بادکنک‌های رنگی رنگی همیشه واسه من نمادِ آرزوهای دست‌یافتنی بوده :)
لطف داری عزیزم :)
همچنین :)
روز به روز پیشرفت کنید ان شاءالله، نوشته هاتونو چاپ کنید نویسنده خوب داریم اما کم!

رشته دانشگاتون چیه؟
ممنونم ^_^ نویسنده به معنای واقعیِ کلمه زیاده. من جسارت نمی‌کنم.

بخوانید شهیدِ راهِ طب :))
سلام :)

آفرین بر این همه هنر و استعداد ...

آخرشم ما رو یه سفر معنوی به مشهدالرضا علیه السلام مهمون کردی ...

قبول باشه خواهر خوب و با شخصیت من :)
سلام و درود :)

زیارتِ من که از دور بود ولی اونقدر لحظه به لحظه بود همه چیز که حسِ یه زیارتِ واقعی داشتم.

زیارتِ آقا فرهاد قبول باشه ان‌شاءالله.
انگار یک قانون نا نوشته ای توی این دنیا هست که همیشه محبت هامون نصیب آدم های اشتباهی بشه :)
درودِ بی‌کران بر شما :)
پس از اول اوعجوبه بودین شما

معلم هنر راهنماییمون اصلا نمره بیست نمیداد مگر تو کارنامه
میگفت بیست مخصوص خداست
ولی یه بار تو یه کار ابتکاری ، وقتی طرحم رو دید همون جور مات موند گفت من نمره نمیدم بهش، فرستاد هر سه ناظم مون براش چیزایی نوشتند 
تنها مایه مباهات منم این بود در طول زندگی :)))
فقط به خودم اجازه‌ی ورود به حوزه‌های مختلف رو می‌دادم :)

احسنت :))
ادامه ندادید؟!
ادعا چیست؟ دو نمره :)
بیا صادق باشیم، دختر فعال و باهوش و خیلی خوبی هستی، از امکاناتت خیلی خوب استفاده کردی که یه دست‌مریزاد اساسی داره و اونقدری در مورد توانایی‌ها و مهارت‌هات ادعا داری که ریز به ریزشون یادت مونده :) هرچند چندتاشو بیشتر برامون ذکر نکردی. و این هیچ اشکالی نداره که تو در این موارد افتخار یا ادعا داشته باشی، حداقل فعلا.
فروتن بودن چیزی نیست که با قربانی کردن صداقت به دست بیاد، وقتی فروتن بشیم از رجحان‌هامون حرف می‌زنیم بدون اینکه کسی بوی ادعا ازش بشنفه و بدون اینکه اصلا لازم باشه ذکر کنیم که ادعایی نداریم :)

+ آرزوی موفقیت بی‌نهایت برای دختر موفقی که بی‌شک موفق‌تر خواهد شد.
+ اگه تونستی از بین این همه آدم بگی من کی‌ام؟! :)))
نگاهِ شماست پس لزومی نداره هم‌فکر باشیم :)

+ من هم برای شما آرزوی موفقیت دارم.
+ نمی‌دانم :)) خودتون اعتراف کنید :|
:) 
ایول الله دختر با استعداد. 
 ان شاءالله که خدا بهترین دوستان و رفیقان و یار رو کنارت قرار بده.
خیلی میچسبه اینجوری به یادبودن ها
(:

ان‌شاءالله برای همه :)
خیلی زیاد ^_^
لذت بردم  :)))))
خدا رو شکر :)
نکنه شمام یه مولتی پنتشیال هستید ؟
از این کارا که گفتی ، هیچ کدوم رو تمام کردی ، هیچ کدوم برات اینقدر جذاب شد که بعدش ترکش نکنی ؟ 
اگه دوتا جوابت منفی هست ، احتمالا بالا مولتی باشی :)
برات آرزوی موفقیت دارم من 
همه‌شون اونقدر برام جذاب بودن که با وجودِ مشغله‌ی زیاد هنوز هم گاهی برم سراغشون و اینکه کارِ ناتموم توی زندگیم نداشتم.

مچکرم :)
داشتم فکر میکنم ، خوبه جای شما نیستم ، اینقدر دنبال کننده و اینقدر کامنت :/
عمرا حال نداشتم جواب بدم کامنت هارو 
خوشا به حالتون پس :)
در بهشت پست وبلاگ میرنید؟...سر خوش لحظه تان!
بهشت:حرم حضرت
لایق نبودم اونجا باشم اما دنیای همین لحظه‌ی الانم کم از بهشت نداره بخاطرِ این عکس :)
مانا باشی
خیلی وقت سمت ما نیومدی حواسم هست :)
همچنین
اتفاقاً یه کارِ خیلی مهم باهاتون دارم. منتظر باشید. :)
حتی میشه بخاطر داشتن دوستی مثل تو "پُز" داد، البته پز دادن هم کار خوبی نیست :)
خیلی هم باحال و انرژی مثبت.!
پز دادن خوب نیست بله بله :)
خیلی هم رفیق و مهربون!
شکسته بندی میفرماید :))))
فعلاً که تو کارِ شکستن هستیم. :))
امیدوارم بازم تجربه های قشنگ توی زندگیت داشته باشی:))) و کلییییییی آدمِ مهربون و با محبت اطرافتو پر کن:)
ممنونم عزیزم :)
کامنت هلما + وای به دلی که هوس حرم کرده ولی از حرم خبری نیست:|
جوابِ کامنتِ هلما + تصویرِ حرم دیروز گرفته شده‌ها. داغِ داغ :)) من به همین هم دلخوشم...
عالی

امیدوارم وبلاگ نویسیتون حالا حالا ها به آخر نرسه :)
مچکرم :)
با سلام خدمت شما دوست عزیز

اگه تو اینترنت دنبال اهنگ باحال میگردی به سایت زیر مراجعه کنید

www.musicgelyan.com
با تشکر
سلام

تشکر :)
تو همیشه حس خوبی میدی به من
خوشحالم ^_^
دختر مؤدب و با استعداد من، موفق باشی گلم :)
قربانت ^_^
چه دختری ماشالله ماشالله 😍😘
:)))
گفتی اوریگامی و کردی کبابم ):
خیلی دوس دارم یاد بگیرم (:
چیزِ پیچیده‌ای نیست. الگوهای مختلف رو می‌تونی دانلود کنی و بسازی :)
خیلی بیشتر از قبل از آشنایی با تو خوشحالم حوایی (:
عزیزم :)
مشهدی؟
نه متاسفانه
شما عکسای پستاتون رو از کجا میارید؟ خیلی با کیفیتن :)
اینترنت :)
من خودمو هنوز نشناختم چه برسه به آدم ها
اما تا حدودی میشه شناخت:/
مثلا من بعد 25سال دوستمو شناختم:/
خودشناسی لازمه‌ی خداشناسی هست :) سعی کن خودت رو بشناسی.
میشه ولی تاوان داره...
منم خیلی ویژگی های خوب دارم، رو میکنم ریا نشه [و در افق محو میشود]  :|
حال دلتون خوب...
خیلی بده که شما همچین تصوری راجع‌به این پست و هدفِ من از نوشتنش دارید. ناراحت شدم راستش. :)
مچکرم
زندگیتون مستدام بانو😊
امیدوارم همیشه همینطور باشه🙂
تشکر تشکر :)
دیدید بالاخره یکی رفت حرم من رو دعا کنه :))
این خیلی عالیه که تو محدوده امن خودتون نموندین و دنبال علایق مختلفتون رفتین! کاش منم همچین روحیه‌ای پیدا کنم! :)

+ با دیدن عکس آخر پست، وسوسه شدم پاشم برم از حرم حضرت معصومه(س) عکس بگیرم بذارم اینجا جهت سوزاندن دل :))
مطمئنید همچین روحیه‌ای ندارید؟! :) من فکر می‌کنم دارید.

+ عکس در راستای جمله‌ی آخر گذاشته شده نه سوزاندنِ دل! :))
به چه زبانی کد مینوشتید ؟
پایتون ؟
سی شارب؟
سی پلاس پلاس ؟
وبی دات نت ؟
پی اچ پی ؟
اچ تی ام ال ؟
سی اس اس؟
واسه شما چه فرقی می‌کنه؟! هر چی!
درنگاهت چیزیست
که نمیدانم چیست! 
مثل ارامش بعداز یک غم...
مثل پیداشدن یک لبخند!
مثل بوی نم بعداز باران
درنگاهت چیزیست که نمیدانم چیست!
من به آن محتاجم....

"حمید محمودآبادی"
خیلی زیباست ^_^
مراقب شمعدانی‌هایت باش
اردیبهشت
ماه عاشقی‌های بی ملاحظه است:)

"مجتبی تقوی"
اردی‌بهشت ماهِ تکرارِ آشفتگی‌های بعد از سلامِ توست :)

" حوا :| "
در واقع من تصور خاصی از پست شما نکردم!  فقط وقتی نوشته بودید که آرامگاه حافظ را با تمام جزئیاتش در پیک نوروزی ای کشیده بودید، یادِ نقاشی ها وطراحی های خودم افتادم که هنوز در همان سال های بچه‌گی ام مانده!   با همان طرح های بچه گانه :|    اگر برداشت نادرستی از کامنت من داشتید من عذر خواهی میکنم.
:)
:)
درواقع من باید بخاطرِ برداشتِ نادرستم عذر بخوام :)
جمله‌ی آخرتون برام یه درسِ بزرگ بود... ممنونم :)
مهم اینه که سوء تفاهمی در بین نباشه... 
+ قلمتان را خیلی دوست دارم.
احسنت :)
+ لطف دارید. من هم بدونِ تعارف و از این قبیل چیزهای بیخودی پست‌هاتون رو خیلی خیلی دوست دارم. آرامشِ عجیبی دارن...
هرچی اطرافیان و بیشتر بشناسی تنهاتر میشی:)
به شدت قبول دارم :)
بله خوشابحالتون پس! 😊

ولی من همچنان التماسِ دعا دارم. رفتید حرم حتماً من رو هم دعا کنید. :)
عالی بود😍
:)
:)))
خانم دکترِ ادیبِ هنرمندِ کدنویسِ مهربووون مایی خب :)
به‌به چه عجب ^_^
قربانت :))
پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۵۹ ایمان-همو یرگه یخ!
چشم چشم😊
خیلی ممنونم :)
بسیار جالب بود تعریفی که از خودتون داشتید. در واقع زندگیه منم مثل شماست چون منم مثل شما در زمینه های متفاوتی مشغول بودم و کار کردم و به دنبالشون رفتم یا به دست اوردم یا از دست دادم. 
ولی به این نتیجه رسیدم که خیلی از آدمها می توانند هر کاری که بخوان بکنند فقط کمی همت میخواد کمی از این منم منم گفتن ها دست برداریم و وقعا تلاش بکنیم می تونیم از این شعار فقط بر روی یک چیز تمرکز کن دست بکشیم و کارهای مختلف رو با کیفیت مناسب انجام بدیم. 

درسته :)
با سلام
با افتخار دنبال شدید
از شما دعوت می شود ضمن بازدید از وبلاگ ما ،ما را نیز دنبال بفرمایید
سلام و درود
عجب :))
وبتون که حذف شده!
میخوندمت :))
ولی کلا این چند وقته نمیتونم زیاد کامنت بذارم چون میترسم نتونم زود چک کنم و جواب بدم کسی ناراحت بشه.
کنکور عست دیگر! التماس دعا😅🙏
:))
بله بله. ان‌شاءالله بهترین‌ها برات رقم بخوره. ^_^

سلام مطالب وبلاگ بسیار خوب هست.

 برای کسب درآمد اینترنتی بر روی لینک زیر کلیک کنید درامدی که بستگی به آمار بازدید وبلاگ شما بستگی دارد

https://zarpop.com/ref:1401

سلام
مشابه همیم تقریبا
با این تفاوت که من معلمم...

گاهی تجربه ها بد نیستند...

و چه بسیارن ادم های بامحبتی که اصلا ندیده ایم.
خیلی هم عالی :)

بله...

:)
بابا باریک! :))
ما از آشنایی و دوستی مجازی با شما خرسندیم بانو ^_^
((:
خیلی هم ممنون :) همچنین *_*
سلام

میخواستم بگم سلام همزاد من که دیدم از لحاظ جزئیات شبیه به هم نیستیم (من هم همچین گذشته ای داشتم اما به گونه ای متفاوت)

پس جا داره بگم سلام ایزوتوپ من خخخخخ

ولی میدونین نکته ی بد ماجرا چیه؟
اینه که بقیه به خاطر متفاوت بودن درکت نکنن و مسخرت کنن
اینجاهاش میره رو اعصاب ادم!
سلام و درود

خیلی هم خوب :)

وای خدا شیمی :)))

می‌فهمم... دیگه عادت کردیم :)
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

ولادت حضرت علی اکبر سلام الله علیه و روز جوان، بر شما مبارک


عرض کنم که پس از هر انگشتت یه ناخن در اومده(لبخند)
با این اوصاف لابد کوکب خانوم هم هستی...ولی میگن!! کوکب خانوم قرمه سبزی هم می خورد(لبخند)


عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
سلام و درود

خیلی ممنونم. بر شما هم :)

گویا :))
عجب :)) والا منم می‌خورم فقط زیاد دوست ندارم :)

همچنین. مچکرم.
علی یارتون
یادم رفت بگم...

ان شاء الله اون صحنه را هم به صورت زنده ببنید...
و همون جا هم جواز کربلاتونو امضا کنند...

یا علی
خیلی مچکرم. ان‌شاءالله. دعا کنید...

علی یارتون
حس خوبی داشت پر از تلاش و شکست نخوردن و تجربه های جدید ولی سطر آخر یه ضربه ی ناگهانی بود:)
خط میخی خیلی شیرین تر از پهلویه یاد گرفتنش هم به مراتب راحته. تکلیفت باهاش روشنه ولی پهلوی ... :(
کلِ پست بخاطرِ جمله‌ی آخر بود درواقع :)
جالبه در کل :) بانمکه ^_^
ببخشید آدرسش عوض شده بود...
http://lifebook.blog.ir
:)
کامنت قبلی رو خصوصی کن
سلام و درود :)
طبیعیه. خیلیا اینجا از من خوششون نمیاد :) یه عده علیهِ من پست می‌نویسن. رفقای قدیمی به بهانه‌های الکی یهو دیگه دنبال نمی‌کنند. برخوردِ بد می‌بینم و خیلی چیزای دیگه.
خوشحالم که نظرت عوض شده ^_^
خیلی جالب بود.. :)
آفرین به شما.. :)

لا حول و ولا قوه الا به الله.. :) صدقه هم فراموش نشود :)

+ به نظرم هیچ کاره گفتن اشتباهه ! خب احتمالا خودتون نخواستین تو اون زمینه ها به سمت خاصی پیش برین.. به نظرم اون زمینه ای که براش الان دارین تلاش میکنین یعنی خون و.. یه هدف قشنگه که ان شاء الله پر از موفقیت خواهد بود.. و بعدا ما اسمتونو رو از اخبار و.. خواهیم شنید با دستاوردهای بسیار خاصی در زمینه ی مذکور که میگن مثلا خانم ح (که خودتون اینطوری مینویسین) موفق به کشف موضوع خفنی در علم مذکور گردید.. :)

++ در موردعکس هم.. من اون شعر رو وقتی دیدم.. یاد این بیتش افتادم..

هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت..
او نظر کرده ی زهراست.. ابا عبدالله..


:)
مچکرم :)

:)))

+ شاید چون فعلاً در هیچ زمینه‌ای به جای قابلِ قبولی نرسیدم کلمه‌ی هیچ‌کاره زیاد هم بد نباشه. لطف دارید شما. :)))

++ خیلی هم زیبا :)
سلام حوا جونم :))
اول شدن وبلاگت رو خییییییییلی تبریک میگم
همیشه عالی بودی و هستی و ان شاء الله خواهی بود :))
سلام رفیق جان ^_^
ممنونم مهربون جان
قربانت :))
سلام عزیزم.
خوشحالم که  استعدادات می شناسی و ازشون بهترین استفاده رو می کنی.
موفق باشی گلم
سلام رفیق جان
بهتری؟!
ممنونم
سلامت باشی :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک رانده شده از بهشت!
Designed By Erfan Powered by Bayan