اختیار است اختیار است اختیار؟!

وقتی تصمیم گرفتم بیام مشهد، با مخالفتِ شدیدِ مامان و بابا  رو‌به‌رو شدم. دلایلِ زیادی برای مخالفتشون داشتند که مهم‌ترینِ اون‌ها این بود که من هیچ‌‌وقت تا این اندازه دور از خانواده نبودم و تنها جایی نرفتم و نمی‌تونم از پسِ خودم بر بیام. درواقع حوای نازنازی که همیشه همه چیز براش فراهم بوده نمی‌تونه مستقل زندگی کنه. اگه مریض بشه (وی همیشه بیمار است و یک جای بدنش درد می‌کند)، اگه مشکلی پیش بیاد و هزارتا اگه‌ی دیگه، کی توی یه شهرِ غریب به دادش می‌رسه؟! با همه‌ی این‌ها من کارِ خودم رو کردم. واسه انتخابم تردید نداشتم اما پدر استخاره کردند و نتیجه این شد که من باید انتقالی بگیرم برگردم شیراز. باید! چون جوابِ استخاره به نفعِ شیراز بوده نه مشهد. بیشتر از اون نمی‌تونستم بخاطرِ دلم و آرزوهای چندین و چند ساله‌ام، با پدر و مادر مخالفت کنم برای همین گفتم چشم و خب قرار بر این شد درخواستِ انتقالی داده بشه و من برگردم شیراز. حدوداً سه هفته‌ طول کشید تا جواب بیاد که می‌شد هفته‌ی سومِ مهر. پدر تماس گرفتند و گفتند جواب اومده می‌خوای برگردی؟! گفتم اگه اجازه بدید نه و خب پدر و مادر هم خیلی راحت قبول کردند چون متوجه شده بودند چقدر کنارِ امام رضا حالِ من بهتره.

زمان خیلی چیزها رو بهتر می‌کنه و تقدیر هم می‌تونه به نفعِ دل عوض بشه. کسی فکرش رو می‌کرد حوا اربعینِ ۹۷ حرمِ امامش باشه؟! کسی فکرش رو نمی‌کرد حوا تک‌تکِ اعیادِ مبارک و حتی نیمه‌ی شعبان هم حرم باشه. به الانِ خودم و حالِ دلم که نگاه می‌کنم، از اینکه پای انتخابم موندم با همه‌ی وجود خوشحالم. از این به بعد هم هر چی بشه مهم نیست چون من به خیلی بیشتر از چیزهایی که از خدا می‌خواستم رسیدم.

یکسری اتفاق‌ها افتاد که باعث شد من ساعت‌ها به «استخاره» فکر کنم. به طورِ کلی استخاره واسه زمانی هست که کاملاً دچارِ تردید شدی و خلاصه کلی شرایط داره اما هر کسی متناسب با حالِ خودش ممکنه از استخاره استفاده کنه. من تا به امروز توی زندگیم برای هیچ انتخابی دچارِ تردید نشدم. حتی زمانی که پدر نتیجه‌ی استخاره‌ی خودشون رو گفتند هم قاطعانه پای انتخابم موندم چون برای من تردید و به دنبالِ اون استخاره اصلاً مطرح نبود.

موضوعی که چند وقته برای من مطرح هست اینه که آیا استخاره کردن برای هر کاری صحیحه؟! اینکه برای هر تصمیم و انتخابی طبقِ نتیجه‌ی استخاره یا اصلاً نگیم استخاره، بگیم آیه‌ای که با باز کردنِ قرآن و پرسیدنِ نظرِ خدا میاد بریم جلو؟! اینکه برای عملی کردنِ همه‌ یا اکثرِ تصمیم‌هامون، دنبالِ یه نشونه باشیم درسته؟! استخاره، عالمِ خواب و خیال و رویای صادقه و چه و چه و چه. اینطوری اختیار معنای خودش رو از دست نمی‌ده؟!

به شخصه فکر می‌کنم دنبالِ آرزوها رفتن به شرطِ خارج نشدن از یکسری چارچوب‌ها که خودمون برای خودمون تعریف کردیم و بهش معتقدیم، تشکر از خدا بخاطرِ نعمتِ اختیار هست. فرضاً من یه چیزی رو می‌خوام، بهش فکر می‌کنم، راه‌هایی که مقابلم هست رو می‌سنجم، تحقیق و مطالعه می‌کنم، تصمیم می‌گیرم و با توکل به خدا می‌رم جلو که این جلو رفتن می‌تونه انجامِ چیزی که می‌خوام باشه یا اینکه نه گذشتن از خواستِ دل باشه. این تجلیِ اختیار توی زندگیِ ماست و تهش حتی اگه ظاهراً شکست باشه، خودِ خودِ موفقیته. نظرِ شما چیه؟!


+ کلاً با اختیار مشکل دارم. دبیرستان هم که بودم صد بار درسِ اختیارِ دین و زندگی رو خوندم و چند ساعت بابا برام توضیح داد تا کمی درک کردم یعنی چی :|


اول؟!!
چی؟! :|
منم مفهوم اختیار رو خوب درک نکردم.
شاید همین اختیار داشتنمون هم جبر باشه... نمی‌دونم.
کامنت اول منظورمه:دی

مشکل رو که با درس اختیار دین وزندگی دارم
یکجا میگه که انسان عقل و اختیار داره
و یجا میگه همه اتفاقات زندگی انسان از پیش تعیین شده

بنظرم بیشتر مواقع اختیار داریم
و بعضی مواقع هم تقدیره...مثلا دارم تو پیاده رو راه میرم یه آجر ازون بالا میوفته رو سرم و الفاتحه!!
چیز پیچیده ایه خلاصه:|
آها :)

منم زیاد بحث کردم با پدر که خب فقط در حدِ امتحانِ مدرسه و تست‌های کنکور قانع شدم :|

من بیشتر بحثم اینه که اگه برای هر کاری منتظر باشیم یجورایی بهمون وحی بشه که انجامش بدیم یا ندیم اختیار زیرِ سوال نمی‌ره؟!
آره خیلی :)
منم میگم استخاره برا وقتیه که همه‌ی جوانب دو تا انتخابو بررسی کردی و موندی بازم. ولی با همه‌ی اینا، خیلی وقتا با وجود تلاش خودم بازم چشمم دنبال نشونه‌هاس... 
بعد اگه نشونه‌ها بگن نکن یا جوابِ استخاره بد میاد نمی‌کنی؟!
زیاد که در این باره یا هر مطلبی سوال میکردم میگفتن هیس بعضی چیزا رو نباید زیاد روش زوم کرد و حساس شد..:|
اون که ذاتِ خداست که نباید زیاد بهش فکر کرد :|
میشه بپرسم شما چى میخونید ؟
نه نمی‌شه :)
جمعه ۶ ارديبهشت ۹۸ , ۱۸:۱۶ پلڪــــ شیشـہ اے
جبر و اختیار مسئله جالبی هستش. توی کتاب های معرفت شناسی (البته کتاب های مطمئن) خوب توضیح داده شده. (مباحث کلامی فلسفی)
اصلا یادم نیست محتوای درس دبیرستان رو.

واسه استخاره هم خیلی تاکید می کنن که اگر جایی تردید داشتید بین دو تصمیم و بعد از تحقیق و فلان و بهمان باز دلتون آروم نشد، ظاهرا اون موقع بهتره استخاره گرفت. اول عقل و تحقیق و تفحس بعدم اون. توی زندگی روزمره گاهی استخاره رو حتی با تفال اشتباه می گیریم.
:))) یادمه موقع خواستگاری همسرم، یه چیزایی پیش اومد دیگه دلهره داشتیم، مامان از یه عالمی طلب استخاره کردن. جوابش اومد "تاثیری ندارد." مامانم گفتن: " چون تو تصمیمت و گرفتی و به دلته، این شده جواب. :))) " هنوزم یادم میافته خنده ام می گیره. چون داستانی داشتیم. 

ان شاءالله که روزهای زیبایی رو سپری کنی
اصل درس و مشق و فلان و اینا از یاد آدم میره، خاطره های دلچسب دوران دانشجویی هستند که می مونند. الحمدلله که امام جان حال و آینده ات رو دلچسب کردند. :*
خدا مراقبت باشه
خوب باشی عزیزم :*
نگاهِ آدم‌ها به هر چیزی می‌تونه متفاوت باشه که خب استخاره هم از این قاعده مستثنی نیست. در کل سوالی که برام مطرحه جایگاهِ اختیار توی زندگیمون هست. اینکه خدا من رو مختار آفریده به این معنا نیست که واسه هر چیزی دنبالِ نشونه نباشم و خودم برای خودم تصمیم بگیرم؟! گیج شدم :|

تاثیری ندارد همون میانه هست؟! :)
ان‌شاءالله هر روز خوشبخت‌تر از دیروز باشید ^_^

خیلی ممنونم عزیزم :)
قربانِ شما :)
تصمیمامون چه جبر باشه چه اختیار، حداقل یه هاله اختیار روش هست که مسئولمون میکنه در برابرشون! یعنی مجبوریم تصمیم نادرست نگیریم! تاجایی که منطقمون و اطلاعاتمون یاری میکنه
همینطوره.
گاهی تصمیم اشتباه نیست قرار هم نیست کاری خلافِ خواستِ خدا صورت بگیره ولی خب چون استخاره بد میاد انجام نمی‌دیم.
اگر خوب نگاه کنید می بینید که همین اندک اختیار هم دست یک جبر هست...
واقعا ما چقدر انتخاب داریم که بتونیم از حق انتخابمون استفاده کرده و دست به انتخاب بزنیم؟
کی انتخاب کرده که توی زمان جنگ و قحطی جنگ جهانی بدنیا بیاد و آخرشم یه تانک نازی ها از روش رد بشه و له بشه!؟ آیا خدا اون رو هم با همین قوانینی که مارو میسنجه وزن میکنه؟!
کسی که طبع خشک و خشنی داره حق انتخابش با کسی که طبع ملایم و خونسردی داره یکی هست موقع عصبانیت ؟ اینها روز قیامت یکسان قضاوت میشن؟!
کسی که توی خانواده خوب بزرگ میشه و همیشه توسط اطرافیان حمایت میشه با کسی که مثل فیلم "متری شش و نیم" از یه پدر معتاد به دنیا میاد و همون بچگی باید مواد پدرش رو گردن بگیره و بره توی زندان بزرگ بشه حق انتخاب یکسانی دارن؟
ما چی برای انتخاب داریم واقعا؟
یادمه اولِ دبیرستان که بودم دقیقاً همین سوال رو از معلمِ دین و زندگی پرسیدم و واقعاً دنبالِ جواب بودم و ذهنم درگیر بود. فکر می‌کنید چی جواب گرفتم؟!
معلممون گفت بعضی از بچه‌ها سعی می‌کنند سوال‌هایی مطرح کنند که معلم به چالش کشیده بشه که خیلی کارشون زشته :|

همه‌ی جمله‌هاتون حرفِ منم هست. ببینید من به عدالتِ خدا شک ندارم فقط درکش نمی‌کنم. نمی‌دونم چطور قراره عدالت برقرار بشه.
چند سال پیش از یکی پرسیدم
حرف زیبایی زد
گفت
اختیارات ما در یک محدوده ای هست مثل دار قالی 
ولی اینکه دار قالی رو چجوری ببافیم دست ودمونه
و یکی دیگه مثال زد از ملا صدرا فکر کنم
گفت 
من میگم شما یکی از پاهاتون رو ببرید بالا
این اختیار است که کدومش رو ببرید بالا
ولی اگه بخوایید هر دو تا رو باهم ببرید بالا نمیتونید 
این جبر است
یادش بخیر منم زمانی این دغدغه ها رو داشتمااا

چه جالب :)
پس این حقِ ماست که در محدوده‌ی همون دارِ قالی انتخاب کنیم. بعد فکر کنید همین انتخابِ محدود رو هم از خودمون بگیریم...
یه جمله‌ای هست گمونم از سارتر. میگه انسان مجبور به اختیاره‌. 
دقیقا همینه به نظر منم.
شاید...
البته گاهی با اختیار، خودش رو مجبور می‌کنه کاری کنه که نمی‌خواد!
من ارتباط استخاره با اختیار رو متوجه نشدم. اینکه چه موقعی استخاره بگیریم و چگونه بگیریم مسئله نیست چون جواب استخاره هرچیزی هم بیاد الزام آور نیست. 
به‌به سلام حاج مهدی :)
حتماً هستند افرادی که برای هر کاری یا اکثرِ کارهاشون استخاره می‌کنند. درواقع دنبالِ یه نشونه هستند برای تاییدِ تصمیمشون. من می‌گم جایگاهِ اختیار توی زندگیِ این مدل افراد کجاست؟! فرضاً من یه کاری رو خیلی دلم می‌خواد انجام بدم همه چیز خوبه خلافِ هیچ قانونی (شرع و عرف) هم نیست اما تا زمانی که از یه جایی (یک موردش می‌تونه استخاره باشه) بهم گفته نشه اون کار رو انجام بده انجامش ندم.
نه دیگه، منتظرم نشونه‌ها تاییدم کنن! در واقع نشونه‌های تایید کننده رو می‌بینم فقط! :دی منظورم استخاره نبود الزاما. 
پس اختیار چی می‌شه؟! حس نمی‌کنی اینطوری خودت برای خودت تصمیم نمی‌گیری و نشونه‌ها برات تصمیم می‌گیرن؟!
الان می تونم بگم استخاره معمولا وقتی میشه که فرد در انجام کاری تردید داره و یه جور مشورت با پروردگارش هست. کار بدی هم نیست و اختیارو زیر سوال نمی بره. انسان ناتوان در انتخابِ پس از خالقش کمک میخواد. 
من متوجه نشدم که خودتون طالب استخاره بودید یا پدرتون که این مهمه. پدرتون وقتی اصرار شما رو میدید و راه دور مشهد. شاید برای همین مشورت کرد.

+ خانم اگه چند خط از نوشته هاتونو تو یه کانال بزارم. ناراحت میشید؟ ( با اسم خودتون)
این که بله. من با استخاره مشکل ندارم بلکه با استخاره برای هر کاری مشکل دارم.
پدر استخاره کردن و خب من بهش عمل نکردم و الان هم خیلی راضی‌ام. خودِ پدر هم راضی هستن :)

+ بستگی داره اون کانال کدوم کانال باشه.
خوبی؟
قسمت اول پست رو که خوندم یهو ترسیدم! :|
اونجایی که گفتی باید برمیگشتی شهرتون...
الحمدلله :) تو خوبی؟!
و تو چه می‌دونی من چقدر جلوی ضریح گریه کردم و از خدا خواستم صلاحم رو در خواستِ دلم قرار بده... و خب آخرش همه چیز خیلی بهتر از چیزی که می‌خواستم شد :)
سپاس.
اگه نمی دونستم و درکت نمی کردم که نمی ترسیدم...
خدا رو شکر. الهی همیشه خواست دلت با خواست خدا یکی باشه.
چه سپاسِ سردی :| :(

همچنین عزیزم :)
جبر و اختیار، سرنوشت و تقدیر و مفاهیمی از این قبیل به نظرم علاوه بر به چالش کشیدن ذهن، به نظر من هنوز پاسخ منطقی و عقل پسندی براش وجود نداره. هرچند که فلاسفه و اندیشمندان بنام زیادی بهش پرداختن، ولی من به شخصه جواب قانع کننده ای براش نیافتم. یک جورایی میشه گفت جواب ها و ادله باگ دارن، تهش باز یجای کار میلنگه!
فارغ از این موضوعات باید زندگی کنیم، تصمیم بگیریم و بر اساس عقل سلیمی که خداوند در اختیار ما قرار داده، در کنار مطالعه تجارب دیگران و مشورت با کسانی که مسیر مورد نظر ما رو رفتن، میشه راه درست رو از نادرست تشخیص داد. و در آخر بقول شما اختیار است، اختیار است، اختیار...
کاملاً با شما هم‌عقیده‌ام :)
سلام. :)
برای همینه که میگن فکر و فکر و مشورت و بازم فکر! اونوقت اگه سر دوراهی موندید و واقعا مردد بودید طلب خیر کنید از خدا. بله بعضی ها کلا انتخاباشون رو به نتیجه استخاره واگذار کردن. من حتی دوستی داشتم که پشت فرمون استخاره میگرفت که بپیچه چپ یا راست! چیزی که میدونم این روشِ دین نیست! همون افیونه. 
درود :)
دارم به این فکر می‌کنم که اگه انتخاب‌های این مدل افراد وابسته به اشخاصِ دیگه‌ای هم باشه و روی زندگیشون تاثیر بگذاره چی می‌شه.
جمعه ۶ ارديبهشت ۹۸ , ۱۹:۵۹ فاطمه سادات داوری
این مسله جبر و اختیار داستانی شده در نظرات
بده؟! :)
جمعه ۶ ارديبهشت ۹۸ , ۲۰:۰۷ فاطمه سادات داوری
نخیر همینجوری گفتم همه نظراتت درباره جبر و اختیار میشه.
اتفاقاً منم می‌خوام بشه. موضوعِ پست همینه.
جمعه ۶ ارديبهشت ۹۸ , ۲۰:۰۸ فاطمه سادات داوری
اره منم با حرفت موافقم ولی سایتت خیلی عالیه دارم راست میگم انشا الله همیشه موفق باشی
لطف داری عزیزم :)
سلامت باشی
سلام حوا جان :))
خوب هستی ؟ 
سلام عزیزِ دلم :)
الحمدلله. تو خوبی مهربون؟!
ببخشید ، در جواب یکی از کامنت ها گفتین نمیدونین قراره چطور عدالت برقرار شه ؟ میشه بیشتر توضیح بدین.

همون توضیحاتی که اوشون توی کامنتشون دادند. آدم‌ها شرایطِ یکسانی ندارند. فرض کن یک نفر مرفه هست. آدمِ خیلی خوبی هم هست. تمامِ فرایضِ دینی رو هم بجا میاره به فقرا هم کمک می‌کنه. یه نفرِ دیگه هم هست که فقیره. وضعش اصلاً خوب نیست اما دزدی هم نمی‌کنه و شریفه و اون هم تمامِ فرایضِ دینی رو بجا میاره. خب این دو تا آدمِ خوب می‌میرن. آیا بخاطرِ اینکه شخصِ فقیر توی دنیا خیلی سختی کشیده بهش پاداشِ بیشتری می‌دن؟! اگه آره عدالت می‌ره زیرِ سوال چون آدمی که ثروتمند بوده به انتخابِ خودش نبوده که ثروتمند باشه. اگه به فقر و رفاهِ این دو نفر نگاه نکنن و ملاک نباشه واسه پاداش و جزا بازم عدالت می‌ره زیرِ سوال. چرا یکی باید اینقدر سختی بکشه توی دنیا و یکی همه چی براش فراهم باشه و هر دو به یک اندازه پاداش بگیرن؟!
خدا می‌گه: و به هیچ کس هرگز ستم نخواهد شد.
من این رو قبولش دارم اما نمی‌دونم چطور این اتفاق قراره بیفته.
راستی بخاطر این پست رفتم سراغ کتاب دینیم ^_^
اسم درسش هست " قدرت پرواز " همون درسیکه در مورد اختیاره . 
بنظرم اسم خیلی خوبی براش انتخاب کردن :) 

عزیزم :)

آره همینطوره. بعد ما گاهی خودمون رو از این نعمت محروم می‌کنیم.
اره من خوبم خدا رو شکر :*
یکم نگران کنکورم :))
ان‌شاءالله همیشه خوب باشی ^_^
نگران نباش :) می‌گذره. خوب هم می‌گذره :)
امیدوارم هرچه ریعتر هر مشکل و بیماری ای که دارید به امید حق برطرف شه و همچنین بیماری پدربزرگ منم هرچه سریعتر بهبود پیدا کنه و درکل همه بیماران و مریض ها.

اما راجب مطلبتون من بیشتر اختیار رو ترجیح میدم تا استخاره و...نه اینکه اعتقاد نداشته باشم ولی خدا گفته من به بندم عقل و قدرت اختیار دادم که خودش برای خودش تصمیم بگیره و البته اینم گفته که راه رو برای بندم نشون دادم...چه بسا استخاره و... یکی از راه ها باشه ولی من باز هم به عقل و اختیار خودم تکیه میکنم و در اکثر موقعیت های زندگی هم به امید حق موفق بودم که خیلی جای شکر داره
خیلی ممنونم :) ان‌شاءالله

خیلی هم خوب. خدا رو شکر.
جمعه ۶ ارديبهشت ۹۸ , ۲۰:۴۹ ساحل چت زاهدان چت
حمایت کننده زاهدان چت یالاست چت
:|
خیلی خوب توضیح دادین *_* کاملا متوجه شدم.
اینکه قبولش دارین خیلی خوبه :))
نمیدونم دونستنش ضروریه یا نه ولی خدا همه اعمال ما رو در نظر میگیره ما فقط مرفه و فقیر بودن افراد رو میبینیم نه جزعیات زندگیشونو :)
ممنون که با حوصله به سوالم جواب دادین .
خوب خوندی عزیزم ^_^
(:
آره صد درصد. من یک بعدش رو گفتم. اگه همه‌ی اعمال رو در نظر بگیری بحث به مراتب پیچیده‌تر هم می‌شه.
قربانت :)
جمعه ۶ ارديبهشت ۹۸ , ۲۱:۰۴ ساحل چت زاهدان چت
حمایت نمیکنید
چه حمایتی؟!
نه. تصمیمو من می‌گیرم نشونه‌ها فقط تایید می‌کنن :)) توضیحش سخته، خیلی حرفم منطقی هم نیست خودم می‌دونم :))
خب اگه تأیید نکنن تصمیمت رو عملی نمی‌کنی دیگه :)
آهان آره :دی
من برم رو سبک زندگیم بیشتر فکر کنم =))
:)
من منظورم این نبود البته :| :))
خیلی برای راحت کردن خودشون که زحمت مشورت نکردن و تحقیق کردن رو به دوش نکشند میرن سراغ مسئله استخاره و می‌خوان اینجوری بار کمتری به دوش بکشند و اگه به جواب عمل کنند و بد ببینند با خدا قهر می‌کنند و بدبختیشون رو از سمت خدا می‌بینند، و همین رو بهانه‌ای می‌کنند برای روی گردوندن از خدا. بعضی‌ها هم با اینکه استخاره می‌کنند اما خودشون هم از همون اول میدونن اگه خلاف نظر خودشون باشه بهش عمل نمی‌کنن.این دسته از آدما حق اختیار داشتن رو از خودشون سلب می‌کنند و با فقدان این نعمت خیلی چیزا رو از دست میدن.
به نظر من خدا استخاره رو برای زمانی گذاشته که با وجود مشورت و تحقیق هنوز کمی ترس تو دل آدم باشه و خدا برای آرامش این نوع افراد و از بین بردن ترس احتمالیشون از عاقبت راهی که در نظر گرفتند، خواسته که با نعمت استخاره کردن برای خودشون طلب خیر کنند و با قلبی مطمئن جلو برند.
همینطوره. بعضی‌ها هم دوست دارن واسه هر کاری با خدا مشورت کنند و طبقِ خواستِ خدا برن جلو. گله هم نمی‌کنند اتفاقاً. این‌ها کارشون قشنگه و اتفاقاً رضایتِ بیشتری هم به نسبتِ خیلی‌ها دارند اما من فکر می‌کنم عملاً دارن حقِ انتخاب رو از خودشون می‌گیرن.

مویی نجنبد از سر ما جز به اختیار

آن اختیار هم به کف اختیار دوست

لطفا حرم رفتین  یه سلام عوض ما هم بدین

موفق باشین

:)

چشم
سلامت باشید
درسته.
خدا انسان رو اشرف مخلوقات قرار داده چون عقل و حق انتخاب داده تا باهاش راهی رو برن که به نظرشون درسته که بعضی از ماها مانع همین حق میشیم.
هر چند فکر کنم همین استخاره کردن هم از حق اختیاری میاد که خدا بهمون داده. 
دقیقاً

همین من رو گیج‌تر می‌کنه. اینکه من انتخاب کنم همه‌ی تصمیم‌هام با نظرِ خدا باشه و برای همه‌ی کارهام استخاره کنم. یعنی اختیار دارم که اختیار نداشته باشم :|
ته همه تصمیما که با حضور خداوند مهر می‌خوره اما قرار نیست تو تمام تصمیماتمون استخاره رو وارد کنیم. در عین تصمیم خودمون تو ذهن و فکرمون توکل به خدا رو باید در نظر بگیریم و کار خودمون رو بکنیم. البته باید تو همه تصمیمایی که می‌گیرم همه جوانب رو در نظر بگیریم و از خدا کمک بخوایم نه با استخاره کردن.
منم با شما هم‌عقیده‌ام :)
اخه کی کنار امام رضا حالش بده ؟ (:
حال دل همیشه خوب ^_^
^_^
همچنین عزیزم :)
در مورد جبر یا اختیار یکی مثالی زدهبود خیلی جالب بود لان یادم نیست متاسفانه پیدا میکنم میگم

و اما استخاره: معمولا تو هر کار مهمی که تردید داشته باشن استخاره میکنن ، وقتی بهم زنگ زدند و به کاری غیر تخصصی منو دعوت کردند بدون هیچ تردیدی قبول کردم حتی استخاره هم نکردم و تا الانش هم راضی ام . از عارفی شندیم که استخاره نکن ولی اگه استخاره کردی بهش عمل کن.
حالا شما خودت استخاره نکردی و شخص دیگری جای شما استخاره کرده ، فرق داره
ممنون :)

عمل به استخاره واجب نیست. درواقع قرار نیست عمل نکنی و همه چیز خراب بشه یا بالعکس. کی هست اون عارف؟!
این بحث اختیار یه تایمی خیلی زیاد ذهن منو به خودش درگیر کرده بود و یادمه یه بار تا صبح درمورد این موضوع با دوستم صحبت کردم و آخرش هم به نتیجه ای نرسیدیم...به نظرم اگر خیلی زیاد روی این قضیه اختیار دقیق بشیم در نهایت میشه به این نتیجه رسید که اختیار وجود نداره ... 
اما بزارید یه سوال مهمتر بپرسم ...چرا باید ذهن خودمون رو درگیر این موضوعات کنیم؟ چه فایده ای داره؟ چرا با همین مثلا سراب اختیار جلو نریم؟ میدونم میگید این سوال خیلی سوال مهمیه و آدم باید این چیزا رو بدونه ... ولی به نظرم خیلی عمیق شدن روی این موضوعات فقط به سردرگمی بیشتر می انجامه و جواب مشخصی نداره...
اینم حرفیه :)
اما خب جلوی ذهنی که درگیر شده رو چطور می‌شه گرفت؟!
Thank you very much for your website
<a href="https://my-ahang.com/">دانلود آهنگ</a>
:)
اون یه عارفه همین! :-)


 واما جبر و اختیار :
مثل دو پای انسان می ماند تو اختیار داری که در حالت ایستاده یک پا را از زمین برداری ولی دومی باید رو زمین باشد 


خدا حفظش کنه :)

مثالِ خیلی جالبیه اما مثلِ تمامِ مثال‌های قبلی درک رو راحت‌تر نمی‌کنه...
متأسفانه یه عده از دوستان معنی انتخاب رو بررسی نکردن، میگن جبره!
دوست من، اختیار یعنی انتخاب هایی که تهش خودتی و خودت، و نتیجه ای که میگیری بابت همین انتخاب هاست. 

تو هیچوقت بابت جنسیتت یا میزان مرفه بودن خانوادت یا شهری که هستی و... ثوابی نمیگیری، تو بخاطر سالم بودن یا مریض بودنت (بذاته) اجری نمی‌گیری (جدای از بحث شاکر بودن که جزای اختصاصی داره یا...) ، اختیار یعنی ارزش انسانیت، که اگه قائل به جبر بشی یعنی همون شعور انسانی که موجب افتخار انسان هاست رو زیر سؤال بردی. خلاصه بگم تو برای انتخاب ها و تلاش هایی که داری جزا میبینی... 

انتخاب درش اختیار معنی داره، اما اقتضا و شرایط نه، تو نمیتونی اب و هوای الانو تعیین کنی این جبر نیست اما تو میتونی جایی که هستی رو انتخاب کنی و این همون اختیاره... 

جبر محلش نه شوق و علاقه که محلش انتخابه، و مختار محض هم نیستیم، تو این قسمت دقت کنید، این یعنی انتخاب ما صرفا انتخاب و بدون بازخورد نیست، اگر انسانی انتخاب کنه ادم بدی باشه، این اختیار رو داره، اما به این معنی نیست که هر انتخابی کنه نتیجه بدون تغییره...
انتخاب بدون اختیار میشه جبر و اختیار بدون بازخورد(جزا) میشه تفویض... 
و اینجاست که امام گرامی ما فرمود نه جبر هست و نه تفویض بلکه امری هست بین این دو...


در زمینه استخاره هم، اصلش موضوع درستی هست، منتها ما توی محل یابی اشکال داریم مثل همون بحث جبر، استخاره جاش در شرایط خاصی هست، در جایی که دو یا چند امر، همه درست عقلی و شرعی باشن، اگر بعد تفکر به رجحان یکی نرسیدیم، اونوقت مشورت هست، و امرهم شوری بینهم، اگر با مشورت هم به جایی نرسیدیم و هردو یا همه تایید شدن اون‌وقت استخاره میاد وسط...
بنابراین استخاره بین گناه و واجب، یا بین چند مسئله که رجحان عقلی یا شرعی داره، یا اهل تخصص و مشورت میگن داره، ورود پیدا نمیکنه.


سوال شدن خوبه، اما دنبال جواب باشید، و جوابی اگر پیدا نکردید از اهل علمش بپرسید، اگرچه اصول دین عقلیه، اما گاهی برخی مسائل واضح نیست و ممکنه اشتباه کنیم. 


حوا بانو، خواهر دینی گرامی، امروز اگر توفیق شد، برای من حرم دعا کنید، امروز رسیدم مشهد، حرم رو دیدم و دلم خواست اما وسایل داشتم و نمی‌شد... التماس دعا... 
خیلی ممنونم بابتِ توضیحاتِ کاملتون و وقتی که گذاشتید.

همیشه هم به این راحتی که شما گفتید نیست. همیشه گزینه برای انتخاب نداریم. یه وقتایی هم جبرِ مطلقه.

این که گفتید امری هست بینِ جبر و تفویض برام قابلِ درک نیست :|

در موردِ استخاره هم موافقم باهاتون :)

اهلِ علمش یا یافت نمی‌شه و یا اونقدر ثقیل توضیح می‌ده که کلاً از پرسیدن پشیمون می‌شی :|

امروز بعید می‌دونم برم اما فردا چشم. محتاجیم به دعا.
سلام

همون طور که گفتید که اختیار فقط و فقط جایی معنا پیدا می کنه که بعد از کلی تحقیق و بررسی همچنان تردید داریم و هر دو کفه ی ترازو مساوی هستن . همچین تردیدی برای شما نبود و استخاره نکردید اما حتما برای پدرتون بوده که استخاره کردن . ( تازه اگه من بودم بدون تردید می گفتم نه ! اما پدرتون به شما و خواستتون احترام زیادی گذاشتن که کار رو به استخاره کشوندن )

استخاره مال جاییه که تردید داریم . یعنی عقل ، دل و همه چیز در مورد آری و نه نظر مساوی میدن . ینی جایی که اگه استخاره نکنیم باید ده بی سی چل کنیم ! درواقع استخاره مال جاییه که اصلا انتخابی نمی تونیم بکنیم ... و این به نظرم منافاتی با اختیار نداره

من آدمیم که زیاد با قرآن استخاره می گیرم . اما به این راحتی نمی پذیرم . باید محتوای صفحه ای که میاد با من حرف بزنه و دقیقا راه حل مشکلی رو که دارم توضیح بده . مثلا وقتی در نهایت تردید بودم در مورد رفتن از مشهد استخاره کردم اومد "سیروا فی الارض" گفتم نه یه بار دیگه می گیرم . دوباره استخاره کردم یه قسمت دیگه ی قرآن دو باره همین آیه اومد و من از مشهد رفتم . 
خلاصه این که خیلی با استخاره ی صفر و صدی میونه ی خوبی ندارم . اما اگه یه جایی واقعا دو کفه مساوی بود چاره ای جز استخاره باقی می مونه ؟
سلام و درود

خدا رو شکر که شما پدرِ من نیستید! :|

فکر کنم بد متوجه شدید. من گفتم منافات داره؟! شرایطِ خاص رو گفتم. اینکه برای هر کاری استخاره کنیم و منتظر باشیم از یه جایی تصمیمون تایید بشه بعد انجامش بدیم. هر کاری یا اکثرِ کارهامون.

شما فکر کنم اینطوری برداشت کردید که من با استخاره مشکل دارم. اینطوری نیست. قطعاً اگه یه روزی برای کاری به شدت دچارِ تردید بشم استخاره خواهم کرد.
استخاره اصلا یه گزینه است ته‌ته ، اونایی که هی برای هر چی استخاره میگیرن اشتباه میکنن‌‌؛ یه بنده خدایی میگفت عمه‌ام هر خواستگاری براش می‌اومد میرفت استخاره میکرد و از شانس بد هم می‌اومد، تا الان که ۵۰ سالشه و ازدواج نکرده میگه کاش این کار رو نکرده بودم!

جبر و اختیار! جبر و اختیار مسئله‌ایه که هرگز برای من حل نمیشه زیاد هم رفتم پی‌ش و پرسیدم‌ها ولی خب جواب ها خیلی قانع کننده نیست، من چیزی نگم در موردش بهتره :)
واسه امرِ خیر مخصوصاً ازدواج که تاکید شده استخاره نکنید. این رو توی حرم یکی از خانم‌های بخشِ پاسخگویی به مسائلِ شرعی بهم گفت.

مثلِ خودمی :)
سلام
ایشالا پدر و مادر میشید درک میکنید دوری فرزند چقدر سخته اونم از جنس دختر
از توی این لیسانس پاره ها و مدارک در کوزه(جسارت نمیکنم مدارک خودمو میکم) هر چی در بیاره ارزشش به رضایت و دلگرمی پدر و مادر. نمیرسه.اضطراب و غصه خوردنشون رو شاید نبینید ولی شهر دور درس خوندن راحت نیست
اینا رو شما متوجه نمیشید باید مثل من مادر بشید متوجه بشید. من که سه شکم زائیدم میدونم نه شما:)
سلام و درود
اول بذارید بخندم :))))
بحثِ تحصیل نیست. پدر و مادرِ من هم الان کاملاً راضی هستند.
حقیقتش من زیاد اعتقادی به استخاره ندارم چون بارها دیدم مردم روی مسئله ایی ۹۹ درصد قصد دارن انجامش بدن، بعد برا اون یک درصد میرن استخاره میکنن بعدش اگه خوب اومد که خوشحال میشن و اگه بد اومد کار خودشونو میکنن
بعضی ها هم که استخاره میکنن ولی سر آخر تصمیم خودشونو میگیرن
به نڟرم چیزی عقل بهش حکم میکنه ارجحیت داره
زندگی یه جورایی جبره و اختیار نقش کمی توش داره
اون که بله. منم ترجیح می‌دم از اختیاری که دارم واسه انتخاب‌هام (هرچند اندک و محدود) استفاده کنم و پای تصمیمم بمونم.

موافقم :)
با مشغول کردن خود و ذهن خود به کاری که فایده داره...این بحث هارو فلاسفه خیلی قبل از ما انجام دادن ... به نظرم بیشتر از این خودتون رو درگیر نکنید،اگر اعتقاداتتون بهتون آرامش میده حفظش کنید و زندگیتونو بکنید ...
مسائلی پیش اومد که ناخودآگاه ذهنم درگیرِ این موضوع شد.

چشم :)
سلام حوا جان

یه جمله میگم و این چیزیه که یبار تو سخنرانی شنیدم و واقعا به این جمله رسیدم :(نقل به مضمون)
"مرزِ بین اختیار و قسمت انسان ها قابل فهم برای ما ادم های عادی نیست."
_____
یعنی ما نمیتونیم بفهمیم که اختیارمون 50 درصده و قسمتم 50 درصد اتفاقات؟
 یا اختیارمون 20 درصده یا قسمت 80 ؟یا برعکس؟
یا 1 درصد قسمته و 99 درصد اختیار؟یا برعکس؟
و حتی ممکنه که اختیارمون هم قسمت باشه
فکر میکنیم که کاری رو با اختیار انجام دادیم ولی قسمت بوده و اختیار ما کمترین نقش رو داشته یا اصلا هیچ نقشی نداشته یا برعکس.

سلام ما رو به حضرت برسونید.
عاقبت به خیر بشید
یاعلی
سلام و درود

ما آدم‌های عادی :)

چقدر سخته این جهلِ اجباری...

حتماً عزیزم :)
همچنین
علی یارتون
در هر مثالی بفرمایید بانو، بررسی می‌کنیم که آیا جبر هست یا اختیار، ضمن اینکه حواسمون باشه، شرایط و مقتضیات دنیا رو با حق انتخاب یکی ندونیم.
دختر یا پسر بود مقتضی هست یعنی زمینه هست، پولدار یا کم پول بودن زمینه هست، اما عملکرد ما میشه اختیار ما... 
مثال بهترش... اگر فردی در زمینه انجام گناهی قرار داشته باشه، درهرحال نهایت در دست خودشه، مثل قضیه حضرت یوسف، که شرایط دست خودش نبود، اما انتخاب با خودش بود، و خدا هم بابت انتخابش پاسخ داد. 

اونم که عرض کردم بین اون دو مورده، توضیحشو قبلش نوشتم :) که خلاصش میشد انتخاب بدون اختیار میشه جبر، و اختیار بدون جزا میشه تفویض. 

مسئله اختیار مسئله عقلی هم هست، اگر جبر یا تفویض بود دیگه عذاب معنی نداشت، جهنم معنی نداشت، چراکه در جبر طرف عامل واقعی نبوده و مجبور بوده، آیا درسته خدا کسی رو عذاب کنه یا بهشت بده که از خودش کاری نکرده و اراده ای نداشته؟! و در تفویض هم گفتم ماهیتا نمیشه جزا داشته باشه، به عبارتی آزادی بی قید و شرط، که مخالف معاد هم هست. در این صورت بحث عبث بودن و بیهوده بودن احکام و آفرینش ما هم پیش میاد، بودن صرفا برای بودن میشه... اینجاست که شهید مطهری می‌فرماید آزادی هدف ذاتی نیست، زمینه رشد ماست... 

 از نظر استاد مطهری آزادی هدف نیست، بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف (یعنی کمال) است.
آزادی مقدمه ی کمال است نه خود کمال ... خدا انسان را طوری خلق کرده است که به کمال خودش از راه آزادی و انتخاب و اختیار برسد. (مطهری، 1373 ، 349)
بنابر این روشن شد که آزادی در نظرگاه استاد مطهری، گرچه کمال است، اما خود ابزاری است برای رسیدن به کمال برتر. به تعبیر دیگر، آزادی «کمال آلی» است نه «کمال غایی». هدف انسان این نیست که آزاد باشد، ولی انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خودش برسد، چون آزادی یعنی اختیار، و انسان در میان موجودات تنها موجودی است که خود باید راه خود را انتخاب کند.
آزادی خودش کمال بشریت نیست، وسیله ی کمال بشریت است، یعنی انسان اگر آزاد نبود نمی توانست کمالات بشریت را تحصیل کند، [همچنان که [یک موجود مجبور نمی تواند به آنجا برسد. پس آزادی یک کمال وسیله ای است نه یک کمال هدفی. (مطهری، 1373 الف، 347)


ممنونم، ان‌شاءالله... 


تا جایی که متوجه شدم موافقم اما خب همه رو متوجه نشدم پس با همه‌ی حرفاتون موافق نیستم :)

آزادی؟! مثلِ این می‌مونه که توی یک اتاقِ سه در چهار بگن آزادی. همچین حالتی داره تقریباً. خلاصه که باید خیلی به حرفاتون فکر کنم :) یکم گیج شدم.

:)
با استخاره موافق نیستم و به نظرم آدم باید همه‌ی تلاشش رو بکنه خودش بفهمه چه ‌کار باید بکنه... و همیشه هم اگر به ته دلمون نگاه کنیم می‌تونیم بفهمیم جوابش رو...

من مخالفش نیستم اما دقیقاً همینه که گفتی. تهِ دلم همیشه می‌گه چکار کنم :)
در واقع ما نه اختیار تام داریم و نه جبر محض. یه چیزی ما بین این دو. 
لا جبر و لا تفویض، بل امرٌ بین الامرین.
همینطوره
شنبه ۷ ارديبهشت ۹۸ , ۲۲:۱۸ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
راستش من وقتایی که میخوام کاری رو انجام بدم و تردید دارم به حافظ تفال میزنم.نه بخاطر دیدن تفسیرش بخاطر خوندن ابیاتش.یجورایی کیف میکنم ازینکه انقدر قشنگ باهام حرف میزنه و حالِ دلم رو بازگو میکنه.
این اواخر یه دغدغه ای داشتم و یکی از دوستام که از قضا خیلی ادم استخاره زنی (!) بوده و میدونه من با حافظ ارتباطم خوبه،بهم گفت یه تفال بزن.نتیجه خیلی به حال اون زمانم ربط داشت و دوستم گفت حالا که حافظ گفته این کارو انجام بده ،انجام میدی؟! گفتم من که نمیتونم عقلمو بدم دست حافظ! درسته احساسم به حرف حافظ نزدیکه ولی خب عقلمو که از دست ندادم خواهر من :| گفت افرین چقدر عاقلی و عجله نمیکنی و اینا.من قبلنا خیلی استخاره میکردم و عملم میکردم به استخاره.گفتم اصلا کار درستی نیست بنظرم.خدا به ادم عقل داده،اختیار داده،میبینیم مسنجیم تصمیم میگیریم.
استخاره و فال و اینا معنی نداره بنظرم.بیشتر بدرد سرگرمی میخوره :)
فال که آره منم اعتقادی ندارم بهش فقط در حدِ حالِ خوبش :)
والا استخاره فکر می‌کنم بحثش جداست از فال. اگه همون‌طور که گفته شده وقتی واقعاً نمی‌دونستیم چکار کنیم واسه آرامشمون هم که شده استخاره کنیم بد نیست. منتهی باید دید چند دفعه ممکنه همچین حالتی واسه ما پیش بیاد. خیلی کم واقعاً :)
دقیقا وقتی همه جوانب در نظر گرفته بشه و شرایط سنجیده بشن نیازی به استخاره نیست
 چقدر سر این قضیه اختیار به رفقا بحث کردیم و قرار شده بریم حتی از یکی از مراجع بپرسیم قضیه رو :| ولی یه سری توو یکی از سخنرانی های دکتر فرهنگ یه چیز جالبی شنیدم که یکم کمک کرد به فهمیدن قضیه اختیار!
+اتفاقا امروز خیلی توو یه انتخاب مردد بودم ومیخواستم استخاره بگیرم اما خب نگرفتم و منصرف شدم !
:)

کاش می‌گفتید چی شنیدید.

+ ان‌شاءالله که بهترین‌ها براتون رقم بخوره :)
من فکر میکنم اختیار ینی ما به خواست خدا با دستامون معجزه می کنیم و خالق زندگی خودمونیم!در واقع این خواست خداست ک ما بتونیم خودمون انتخاب کنیم و بر اساس اراده ای  که خدا در وجودمون دمیده زندگیمون رو اونجور ک میخوایم بسازیمش و قطعا در این مسیر چیزی جز اون چیزی که برامون مقدر کرده،اتفاق نمیوفته (توبه ۵۱)
راستی سلام حوا❤
خب به نظرت این تناقض نیست؟!

سلام عزیزم :)
و شما؟!
من نباتم :)
نه چه تناقضی!این عشق بی نهایت خداست که ته قلبمون رو آروم نگه میداره!میدونی چرا؟چون ما معشوق خداییم!و خدا دوست داره تنهاییمون فقط با خودش پر بشه،بخاطر همین میگه تلاشت رو بکن،خودت تصمیم بگیر،در نهایت انتخاب کن،ولی دل نبند!به من توکل کن!هر چی ک من بخوام همون میشه :))
این به من خیلی آرامش میده :)
خوشبختم :)
ولی تناقضه. خودت انتخاب کن اما همونی می‌شه که من می‌خوام. شاید اینطوری نباشه دقیقاً. نمی‌دونم.

چه خوب :)
نگاهمون متفاوته حوا جان :)

من حرفِ خودت رو بازگو کردم عزیزم :)
ما آیه ای داریم ک خداوند میگه:خداوند سرنوشت کسی رو تغییر نمیدهد مگر اینکه خودش بخواهد،پس در نتیجه این اختیار رو انسان داره و طبق آیه ۵۱ توبه ک خداوند گفت هرگز ب ما جز آنچه خداوند مقدر کرده است نمیرسد،این همون دل نبستنه!
موردِ اول دقیقاً همونی هست که گفتم. تقدیر می‌تونه عوض بشه. موردِ دوم رو راستش بینِ آیه و نتیجه‌گیریِ شما ارتباطی نمی‌بینم :| البته الان به شدت خسته‌ام و قدرتِ فکر کردن ندارم :)
چقدر حال دلت کنار امام خریدنیه... خوشا به سعادتت ... بیش باد
خیلی ممنونم :)
در مورد این گفتم ک من این رو تناقض نمیبینم بخاطر همین گفتم نگاهمون متفاوته :) بله قسمت دومش حرف خودم بود :)))
خیلی هم خوب :))
همین تفاوت‌هاست که زندگی رو جذاب می‌کنه :)))
ببخش عزیزم مزاحمت شدم،خسته نباشی :)♡
تو کامنت اولم نظرم رو در مورد ارتباطش گفتم :)  [ این فقط نظر نباته] :)))

مراحمی شما :) سلامت باشی :)
و من هم با احترامِ خیلی زیاد مخالفم :| :)
جالب بود
:)
کتاب یکی از علما بود که جبر و اختیار رو در یکی از فصول خیلی خوب توضیح داده بود. برای منم اونجا حل شد. ولی الان یادم نمیاد اسم کتابش رو :|
یکم بیشتر فکر کنید :| :)
بحث قشنگیه، دوست داشتم برای تفکراتتون چندتا آیه قرآن و حدیث هم بگم... 
برای بحث جبر و اختیار ما کلی طلب قرآنی و روایی داریم، چون این بحث حقیقتا بحث مهمی هست و دقیق. 

وَ لَوْ شِئْنَا لَآتَیْنَا کُلَ‌ نَفْسٍ‌ هُدَاهَا وَ لٰکِنْ‌ حَقَ‌ الْقَوْلُ‌ مِنِّی‌ لَأَمْلَأَنَ‌ جَهَنَّمَ‌ مِنَ‌ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‌ أَجْمَعِینَ‌
اگر مى‌خواستیم، هدایت هر کس را به او ارزانى مى‌داشتیم. ولى وعده من که جهنم را از همه جنیان و آدمیان پر مى‌کنم، حق است
فَذُوقُوا بِمَا نَسِیتُمْ‌ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ‌ هٰذَا إِنَّا نَسِینَاکُمْ‌ وَ ذُوقُوا عَذَابَ‌ الْخُلْدِ بِمَا کُنْتُمْ‌ تَعْمَلُونَ‌
به کیفر آنکه دیدار چنین روزى را فراموش کرده بودید، اکنون بچشید. ما نیز شما را از یاد برده‌ایم. به سزاى کارهایى که مى‌کرده‌اید عذاب جاوید را بچشید.
(سوره سجده، آیات ۱۳ و ۱۴)

از دو آیه بالا در کنارهم میشه فهمید مراد اعطای هدایت هر نفس، همون هدایت اجباری هست. و خداوند اون رو رد کرده، در آخر آیه دوم خداوند افعال اونها را به خودشون نسبت میده، بنابراین مشخصه اختیار خودشون بوده. 

دوم. 
إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا
راه را به او نشان داده‌ایم. یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس
انسان ۳

این آیه هم تصریح در اختیار داره، راه هدایت مشخص شده اما شکرگذاری(و عمل) یا کفرانش با خود ماست. 

سوم. 
امام زین العابدین علیه السلام فرمود: خداوند چنین مى فرماید: اى فرزند آدم به اراده من است که تو مى توانى اراده کنى ( من آزادى اراده به تو داده ام ) و به نیروى من است که مى توانى واجبات را انجام دهى، و با سوء استفاده از نعمت من است که قدرت بر معصیتم را پیدا کرده اى! من تو را شنوا و دانا آفریدم ( و راه و چاه را به تو نشان دادم )...”

این هم از روایات قدسی هست که در برخی کتب تفسیری نقل شده

چهارم. 
امام فرمودند: ”خداى عز و جل نسبت به خلق خود مهربان تر از آن است که بر گناه مجبورشان کند، و آن گاه به جرم همان گناه جبرى، عذابشان کند، و خدا قدرتمندتر از آنست که اراده چیزى بکند، و آن چیز موجود نشود، ”راوى مى گوید: پرسیدند: آیا بین جبر و تفویض قسم سومى هست؟ فرمودند: بله، وسیع تر از میانه آسمان و زمین است. 
( توحید صدوق ص ۳۶۰ ح ۳)

این هم توضیح بیشتر همون امر بین الامرین... که از این جهت من چیزی نگفتم، ممکنه از این دید هم کسی اشکال کنه، که خب، خدا قدرت به ما داده، پس ما اگه گناه کنیم خدا خواسته، یا... 
این نیاز به ریزمسئله بینی داره... و بنوعی بحث توحیدی هست.
ما در عالم هستی قدرت و توانی جز از خدا نداریم (لاحول و لاقوة الا بالله)، حتی شیطان با قدرت خدا زنده هستش و کاری میکنه... 
منتها آدم نباید قاطی کنه، قدرت یک بحثه، انتخاب یک بحث. 
قدرت حرکت و اراده از خداست، اما  انتخاب با ماست، هیچ موجودی قدرت و کلا چیزی مستقلی از خدا نداره، و از طرفی خود خدا این اراده و قدرت رو به ما داده، این معنی مشخصی هست و مشکلی هم نداره. 
این تناقض نیست، قدرت از خدا و انتخاب از ماست، و این حق انتخاب هم از نعمات خداوند به ماست.

پنجم. 
چهار کلام نقل شده از امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام... 
آیا گمان کرده اى همان کسى که تو را نهى کرد، وادار کرده؟ نه، آنکه تو را به گناه وادار کرده، بالا و پائین خود تو است، و خدا از آن(گناه) بیزار است.
اگر دروغ و خیانت در اصل اجباری باشد، باید قصاصِ خیانتکار ظلم، و خیانتکار در قصاص مظلوم باشد.
آیا خدا تو را به راه راست دلالت مى کند، آن وقت سر راه را بر تو مى گیرد، که نتوانى قدمى بردارى؟ 
هر عملى که دنبالش از خدا بخاطر آن عمل طلب مغفرت مى کنى، او از خود تو است، و هر عملى که خدا را در برابر آن سپاس مى گویى، آن عمل از خدا است.

این ها هم توصیفات جالبی بود که زمانی می‌خوندم. 
از همه اینا بگذریم این بحث نیاز به بررسی از چند جنبه داره... 

- قدرت و توانایی همه موجودات از خداوند نشأت می‌گیره... (توحید) 
- اراده و حق انتخاب از نعمات خداوند به ماست(خودشناسی) 
- جبر یعنی مجبور بودن در عملکرد، این با شرایط و ویژگی ها فرق داره، یعنی سفید بودن یا سیاه بودن، قد بلند بودن یا قد کوتاه بودن، ایرانی بودن یا... سلامتی یا مرضی، ربطی به جبر نداره چراکه اصلا در محدوده عمل و انتخاب ما نیست و خارج از بحثه.(موضوع شناسی) 
- تداخلات اراده و انتخاب های انسان‌ها رو جبر ندونیم، که اتفاقا این خودش آزادی و حق انتخاب انسان هاست، ظلم انسان‌ها به هم ربطی به جبر نداره، و اشتباهاتی که در قبال هم انجام میدن... (مصداق شناسی) 
- خدا به انتخاب ها و اراده ما (نیت) امیتاز میده نه چیزایی که نقشی درشون نداریم، شامل اراده افراد دیگه و شرایطی که اراده و انتخابی درشون نداریم مثلا شیعه بودن یا کافر بودن محیط و شناسنامه‌ای... (ارزش شناسی) 
- دنیا مرحله امتحان و نه زندگی بی نقص هستش. توجه کنیم که از اول قرار نبوده دنیا بی نقص، و عادلانه باشه، چراکه اصل آزادی و امتحان یعنی وجود شرایط مختلف و اراده های مستقل، و برای همین دنیا نمیتونه برای همه مساوی و یا با اراده های محدود یا جبری باشه، چراکه (ایکم احسن عملا) دیگه معنی پیدا نمی‌کنه...
یعنی شرایط فعلی، اقتضای دنیا هست، و توجه کنید، این ربطی به قدرت خدا نداره، چه اینکه خدا قدرت داره نشانه های قطع آور یا هدایت اجباری به ما بده، یا دنیایی به ما بده بدون کاستی و ضعف (بهشت) اما در این شرایط امتحان و رشدی نخواهد بود، مهم انتخاب های انسان با همین شرایط هست. 

برای مثال انتخاب انفاق برای یک انسان که محدودیت در خودش و بقیه هست معنی داره، وگرنه اگر همه بی نیاز بودن انفاق معنی نداشت و انسان به این رشد نمی‌رسید و موارد بسیار دیگه. 
امتحانی که برای پرورش ما هست، باید سوال یاشه، و سوال یعنی همین، یعنی نیمه و ناقص، جای خالی با ماست، تا رشد کنیم و یاد بگیریم...(غایت شناسی) 
و توجه کنیم، که علت و معلول هم جبر نیست، اگر کسی خودشو بندازه توی چاه، مردن یا آسیب دیدنش جبر نیست، علت و معلوله، و این مقوله خارج از بحث اراده و انتخاب ماست(علت و معلول، مصداق شناسی) 



امیدوارم با فکر و خلوت، به جوابتون برسید. 


خیلی ممنونم که وقت گذاشتید :)

خیلی گیج‌تر از قبل شدم :|
خدا به آدم عقل داده  و دینشو براش فرستاده.اگه من با هیچ کدوم از این دوتا نتونم بفهمم کار درست و غلط کدومه یا کدوم کار بهتر از اون یکیه راه استخاره کردن برام بازه. و الا کسی که هر دفعه برای هر کاری بخواد استخاره کنه برای خداوند تو زندگیش ارزشی قایل نشده. چون خود خدا اراده کرده که انسان رو از طریق عقل و دین هدایت کنه و ایشون میگه که نه.باید خود خدا مستقیما همه چی رو به من الهام کنه.
و البته به نظرم اگه بنده ی خداوند نتونه با عقل و دین(و مشورت که خودش دستور دینه) راهش رو پیدا کنه خداوند بر عهده ی خودش میدونه که اون فرد رو آگاه کنه چون وظیفه ی هدایت بنده هاش رو به عهده گرفته.
در ماجرای خودتون هم که در آخر به خاطر خواسته ی خودتون و نه جواب استخاره با رفتنتون موافقت کردند. اگه جواب استخاره موافق رفتن به مشهد در میومد اینقدر آرامش برای شما نمی اورد.همین که مطمینید پدرتون راضین و رضایت قلبی پدرتون خیلی بهتر از یه تصمیم اجباریه.

موافقم :)
با همه‌ی حرفاتون موافقم :)
استاد پناهیان ی سلسله سخنرانی توی موضوع جبر و اختیار داره. خلاصش هم میشه همون بل امر بین الامرین. اوصیکم به شنیدنش
+اگه از امام رضا ع فاکتور بگیرم من شیرازو بیشتر از مشهد دوسدارم :/ 
:)

+ من هم :)
استخاره ب معنای طلب خیره...
و این طلب خیر با دو رکعت نماز و دعای بعدش هم اتفاق میفته...

استخاره -به معنای خاصش- تو همه موارد واقعا مسئولیت پذیری ادم رو کم می کنه...اما همونطور ک خودتون گفتید بعد تحقیق و پرس و جو و سر دو راهی ها، راه خوبیه...:)
بله بله :)
منم سوال اینجوری دارم ... اما از دبیر دینی مون پرسیدم ... نتونست قانع ام کنه !
از چندتا دخترا هم پرسیدم ی جوابی داد انگار متن کتابی رو بدون دلیل و استدلال حفظ کرده بود :|
مثلا میخوام بدونم اینکه خدا میگه شما اختیار دارید ... پس چرا یکی مثل امام حسین از سرنوشتش خبر داشت که شهید میشه تو کربلا ... و حالا چون میدونست چرا رفت کربلا تا شهید بشه ؟؟... این عین خودکشی نیست ؟؟ 
و یا اونجا که یزید به حضرت زینب میگه من برادرت رو نکشتم خدا کشت و حضرت زینب هم میگه من جز زیبایی اونجا چیزی ندیدم ...
واقعا چرا ی نفر پا نمیشه این چیزای پیش و پا افتاده رو به ما درست توضیح بده ... انگار انتظار دارن ما از کجا اینا رو بفهمیم وقتی دبیر دینی زیرش در میره تا توضیح بده وقتی میگم با 21 سال سن کسی نتونسته جوابم رو بده ... ابروشون میره بالا ... واقعا ما به عنوان مسلمون زشت نیست چیزی ندونیم ؟؟ 
+ آقای رهگذر ۳ اگه ممکنه به سوالاتِ ایشون جواب بدید.

ما به عنوانِ مسلمون خیلی چیزا نمی‌دونیم و این واقعاً بده. کافیه یه آدمِ خبره پیدا بشه و به چالش بکشه ما رو. ببین چی می‌شه!
حوا به قدری دلم از این استخاره های الکی خونه که حد ندارع
من قرار بود از ایران برم
برای رفتنم خیلی سگ دو زدم تا راضی بشن خانواده.نمیدونی چقدر سختی کشیدم
تهش چی شد؟استخاره ای که بد اومد
باعث شد اعتقادم رو به استخاره از دست بدم...
چی بگم...
:)
در پاسخ به خواهر دینی گرامی، کاربر "فرزانه"

مسلما اینجا مشکل در ارزش شناسی هست، همونطور که امام علم به شهادت داشتند، علم به نتایج هم داشتند، و این دو رو کنار هم بگیرید...
ظاهرا اینطور برای شما اشکال پیش اومده که کشته شدن رو تموم شدن زندگی فردی میبینید، اما بذارید بگم، که هر امامی در شرایط امام حسین علیه السلام بود وظیفه اش همون و قضیه اش هم و انتخابش هم همون می‌بود.
به عبارت بهتر، امام بهترین کار ممکن رو انجام دادند، و خودشون هم انجام دادند و جبری نبود. بله اگه کسی با دید مادی نگاه کنه که خب آدم لذت‌ها و نعمت های دنیوی رو عمدا از دست بده صرفا و هیچ، شهادت با خودکشی فرقی نداره پس یا کار اشتباهی بوده یا جبر. 
اما اگر نتایج و بعد قضیه رو هم ببینید، مثل پایدار موندن دین اسلام(حفظ فرصت سعادت و هدایت بشری) و فاسد نشدن همه مردم، و حتی در بُعد شخصی رسیدن به کمال (رضای خدا) و تصمیم و عمل مطابق با منافع انسانی نه مادی، اینکار امام بهترین کار بوده و دلیلی نداره با علم، عملشونو تغییر بدن... یعنی به عبارت دیگه مشکل ظاهرا در معنی ذهنی ما از زندگی، سعادت و شهادت هست.

امام حسین علیه السلام :فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرما؛ به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم .تحف العقول ، ص245

اگر به این نکات توجه کنید، که ۱) ما باید مطابق با وظیفه انسانی و مطابق با کمال حرکت کنیم نه صرفا میل و لذت های شخصی و ظاهری، ۲)این دنیا ظرف تمرین و امتحان ماست و موقتی هست، و ۳)نتیجه ای هم برای این امتحان هست، مشکل حل میشه، اونجاست که می‌فهمیم چرا حضرت زینب سلام‌الله‌علیها فرموند جز زیبایی ندیدم، چه اینکه یزید توقع داشت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها این واقعه ها رو مثل قتل و سیه روزی و بدبختی ببینن و گله کنن، و از دید ظاهری هم کشته شدن قریب به اتفاق مرد های یک خاندان و اسارت ناموس و... هم کم چیزی نیست و از قطعا مصیبت بزرگی هست، اما حضرت نتنها بدبختی و بیچارگی ندیدن بلکه همین قسمت مهم مسئله یعنی انجام تکلیف و رسیدن به کمال، و عمل به وظیفه انسانی امام رو دیدن... 
و مؤید این مطلب هم نه تفسیر به رای، که ادامه بیان خود حضرت زینت سلام‌الله‌علیها هست... 
 سیدبن طاووس در کتابش می‌نویسه حضرت اینطور فرمودند «ما رأیت الا جمیلا، هؤلاء قوم کتب الله علیهم القتل فبرزوا الی مضاجعهم...» من جز زیبایی ندیدم، جمعیتی بودند خدای متعال شهادت را بر آن ها نوشته بود و آن ها به شهادت رسیدند.

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ﴿۲۳ - احزاب﴾ از میان مؤمنان مردانى‏ اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند


در نتیجه، شهادت خودکشی نیست، و فضلی بالاتر شهادت نیست، و شهادتی به شهادت امام حسین علیه السلام نمیرسه، پس با وجود علم، دلیلی نداره تغییر رویه بدن یا گله کنن... 


دو نکته مهم: 
۱) نسبت دادن افعال به خدا
نسبت دادن کارهای خیر و خوب به خدا مشکلی نداره، همچنان که گفتم لا حول و لا قوة الا بالله یعنی همین، چرا که اگر کسی شهادت بدست بیاره، از نعمت خدا بدست آورده، کسی طاعت کنه، بخاطر نعمت خداست، و عملش جبران نعمت های بیکرانی که خدا بهش داده نمیشه... پس نسبت دادن شهادت به خداوند مشکلی نداره، اما سوء عمل چون انتخاب خطا هست نسبت داده نمیشه... 
به بیان ساده تر، اگه توی خونه‌ی پدر و مادرتون غذایی درست کنید، و تشکر کنن در جواب میگید کاری نکردم هزینه و... اش همه با خودتون بوده... (در رابطه با خدا حتی اراده و قدرت شما از خداست و هیچ چیزی از خودتون خرج نکردید فقط اراده رو درست استفاده کردید) 
اما اگر همین شرایط و امکانات رو اشتباه صرف کنید نمی‌تونید بگید امکانات خودتون بوده و تقصیر من نیست! 

مقتضی اعمال و امکانات رو خدا به همه داده، کسی اگه درست انتخاب و عمل کنه شکر نعمات خدا رو بجا آورده و عملا خودش و امکان اختیار و امکاناتش همه از سمت خداست پس در حقیقت طلبی نداره. 
و کسی اگه سوءاستفاده کنه اگرچه قدرت و امکاناتش از خداست و اختیارش از خداست اما خدا توقع عمل صحیح و مطابق با کمال ازش داشته، پس نمیتونه به خدا نسبت بده چون اون طور که خدا توقع داشته(احکام دین) استفاده نکرده. 

دقیق تر بگم، خدا اراده کرده مختار بودن انسان‌ها رو به همراه توقع شاکر بودن، یعنی قدر دونستن و درست استفاده کردن، کسی درست عمل کنه خدا کمکش کرده، کسی اشتباه عمل کنه سوءاختیارش از خودشه... 

۲) علم به افعال جبر نیست
به چند وجه از جبر خارج میشه:
اولا خدا علم به انتخاب اون انسان داره، بنابراین بدون انتخاب این علم محقق نمیشه. 
دوما قطعی بودن علم خدا یعنی قطعی بودن انتخاب طرف، و این هم جبر نیست، یعنی اگر می‌خواست میتونست راه دیگه ای انتخاب کنه اما نکرده. 

اشتباه نشه بین علم قطعی به اختیار و عمل طبق علم، اینطور نیست که چون خدا علم داره واقع بشه، بلکه چون واقع میشه خدا علم بهش داره، اونم وقوع اختیاری... 

در باب مثال، اگر بدونید یک ماشین با حرکت در یک پل قطعا به دره میفته، این علم قطعی شما نیست که طرف رو به دره میندازه، بلکه انتخاب و عملکرد طرف بوده... تنها تقریب به ذهن بود. 


در ضمن، حوا بانوی گرامی، برای اینکه دین آدم قوی باشه، اولا باید خود آدم دنبالش باشه، دوما باید از اصول شروع کنه، و سوما باید از منبع رده یک یعنی عقل و خود دین استفاده کنه نه حدس و نظر. 

خیلی ممنونم که وقت می‌گذارید :)

بله بله :|
سلام حوا 
اون خانمه که برای ازدواج میومد سراغتو میگرفت چی شد قضیه ش؟:-)
سلام و درود
نرفتم :| اونم دیگه چیزی نگفت :)))
سلام . خیلی بحث جالبیه ، اما مسئله این هست که واقعا در هر مسئله ای رجوع به استخاره درست است یا نه !؟
سلام و درود
سوالِ منم همین بود :)
من به استخاره به عنوان آخرین راه حل نگاه میکنم...
کارِ خوبی می‌کنید :)
سلام :)
همیشه با خودم میگفتم چرا به همه قرآن عمل نکنم من که هروقت گیرمیکنم میرم یه آیه میخونم 

اختیارو انکار نکنید چون واضحه مختاریم. به نظرم این مسئله رو اگه بخواید از این ور حل کنید فقط میشه همین کارو کرد :: عدم انکار اختیار. باقیش از جاهای دیگ حل میشه یعنی یه منظومه  از عقاید صحیح لازمه که (امر بین الامرین)درک بشه 

+ امام رئوف طلبیده شمارو که اونجایید خوش به سعادتتون :) و علیه السلام ! 
سلام و درود :)
چرا واقعاً؟! :|

انکار نکردم! ثقیل حرف نزنید خب :)

+ :)
منم برای بیرون اومدن از کارم دچار تردید بودم و می خواستم استخاره کنم ولی پشیمون شدم و ترجیح دادم با فکر خودم تصمیم بگیرم . حالا گرچه بیکارم اما از تصمیمم پشیمون که نیستم خوشحال هم هستم.
موفق باشید ان‌شاءالله :)
استخاره همیشه جواب میده

به من ثابت شده...
نگفتم جواب نمی‌ده. می‌گم استخاره برای هر کاری درسته؟!
یه سری مقالات درسم تموم شد، توی بحث دین شناسی ان‌شاءالله توی سایت می‌ذارم، میتونید بعدا مراجعه کنید، آدرس رو شدش میذارم واستون. 

+ توی متن قبل، منظورم این بود برای بحث های دینی، از مطالب اصلی یعنی توحید و... با بررسی دقیق تر، می‌تونید جوری پیش برید که توی مسائل جزئی واستون اشکالات کمتری پیش بیاد، و اگرم پیش بیاد زودتر حل میشه.
اعتقادات پایه احکام و اخلاق و کلا زندگی ما هستش، توی هر مسئله ای، چه درس، چه کار، چه... مفیده.

 مشهد حوزه خواهران زیاد هست، می‌تونید برید برای آشنایی، و دوست پیدا کنید و باهم درباره این مسائل صحبت کنید. 

التماس دعا... :) 
ان‌شاءالله موفق و مؤید باشید.
خیلی لطف می‌کنید ممنونم :)

خیلی معذرت می‌خوام اما من از حوزه خوشم نمیاد :| اتفاقاتی افتاد که باعث شد ذهنیتم خراب بشه متاسفانه.

محتاجیم به دعا :)
همچنین
شرمنده حوا جون داریم تو کامنت دونیت بحث میکنیم
ممنون رهگذر 3 که وقت گذاشتید برای پاسخ دادن
نظرتون رو با دقت خوندم ... عذر میخوام اینو میگم اما منی که دختر با حجابی نیستم وقتی دین رو نمیشناسم دلیلی  نمیبینم احترام براش بذارم... چون خط قرمز هاش رو نمیشناسم و کسی از حجاب نصفه ونیمه من ایراد نمیگیره بیشتر تشویقم میکنن به بی حجابی !
دشمنت شرمنده عزیزم :)

+ آقای رهگذر لطفاً پاسخگو باشید :))
سلام
سلام و درود
حوا بانو نه که طلبه بشید، یک دوست حوزوی خوبه، کمکتون میکنه.
اونا هم یه بانو هستن مثل شما، با فکرها و زندگی های متفاوت، شاید یه دوست خوب بینشون پیدا بشه، نه؟! دوستی که به کار و درس نیست :) قبول دارم البته مشکلاتی هست. و خب منم حوزه بعنوان ماهیت علمی و پرورشی علاقه دارم. اگه توجه کنید که اصل حوزه، به دست خود ائمه بوده، شاید حستون بهتر بشه... 

 پاسخ به خانم  «فرزانه» 
بله، حق دارید و این بحث(دین‌داری) از محیط هم اثر پذیر هست. 
یعنی در حالت اولیه بسته به خانواده و محیط زندگی، و بعد دوست، آدم طرز فکرش شکل میگیره، اخلاقش شکل میگیره و شرایط زندگیشو تعیین میکنه. 
مهم اما، اینه دنبال مطلب باشیم، دنبال سوال هامون باشیم؛ بدون توجه به واکنش بقیه. شرایطی هم هست، که به دلایل مختلف دینداری یک بحث دور از دید قرار گرفته که شاید از دلایلش، ساختن ذهنیت بدست رسانه ها و... باشه.
این ذهنیت که دین صرفا تعطیل کننده خیلی از بخش های زندگی هست، یا تعصب هست، یا سوءاستفاده هایی که با ظاهر دین انجام میشه، اما در هر حال شناخت خود دین در مرحله اول، خیلی از این مسائل رو حل میکنه. 

دین، یعنی برنامه‌ی زندگی، در طرز فکر، اخلاق و حدود رفتاری. 
بطور کل هم معیار توی حدود در دین، مصلحت و خوب بودن برای ماست، خوب بودن از نوع انسانی و ارزش محور... 

بسته به نوع دین، خدا محور داریم، یعنی زندگی ای که براساس خدا و دستورات خدا هست. 
و غیر خدا محور داریم، که اصل و حدود از سمت غیر خدا و دور یک مسئله خاص هست، مثلا لیبرالیسم که محور اقتصاد هست یا...

بنابراین دین، برخلاف چیزی که توی ذهن خیلی ها هست، از عمل مشخص میشه نه شناسنامه، و با توجه به اینکه برنامه زندگی هست، و مرحله اولش طرز فکر، پس هر زمانی میتونید انتخاب کنید، مشکلی نداره تا اینجا چه مبنا هایی داشتید یا بقیه چه ارزش هایی رو بهتون میگفتن، مهم اینه دنبال ارزش های واقعی و برنامه ای برای زندگی باشید که بیشتر از همه برنامه ها، شأن و منافع انسانی تون درش حفظ میشه یا بدست میاد. 

دین با توجه به اینکه از مبانی فکری (طرز فکر) شروع میشه و در نهایت به عمل میرسه، پس نباید توقع داشته باشیم اول راه به آخر راه برسیم و مقید به حدودش باشیم. آدم وقتی حرف کسی رو قبول می‌کنه و بهش عمل می‌کنه که خود اون طرف رو بشناسه و قبولش داشته باشه... 

هر بحثی، مثل حجاب، یا نماز، یا روزه، یا... ،کلا هرچیزی درصورتی که طرز فکر نباشه، فرع هست.
توی دین اصول (اصل هایی) داریم و فروع (فرع هایی)
اصل همون طرز فکر و مبنای ماست، و فرع یعنی چیزهایی که به تبع این مبناهای فکری قبول و اجرا می‌کنیم. 
برای همین به اونا اصل میگن، چون بدون اونا آدم عملش درست نمیشه. 

اصول دین ما، پنج تاست، یعنی اگر این پنج موضوع رو دقیق و بدون مشکل درک کنیم، توی حدود رفتاری راحت می‌شیم. 
اول خداشناسی، اینکه درک درستی از خدا پیدا کنیم، از صفاتش، از اینکه مثل ما آدم ها نیست، از اینکه اصلا چرا بحث خدا؟!... که مورد پنجم یعنی عدل و عادل بودن خدا، از زیر مجموعه های همین بحثه... 
دوم بحث آخرت شناسی هست، اینکه بدونیم، زندگی همش همین که می‌بینیم نیست، زندگی فقط زنده بودن نیست، و خدا برای ما برنامه‌ها داره... و اینجا تنها مرحله ای از زندگی ما هست، یعنی خود زنده بودن هدف نیست و فقط یک شرایط برای یادگرفتن و بهتر شدنه... 
سوم بحث پیامبر شناسی و امام شناسی هست، که خب این خدایی که به حکم عقل و با چشم میشه فهمید هست، و اینکه نتیجه ای هست، خب، این زندگی اگه صرفا برای زنده بودن نیست پس باید توی چه زمینه هایی حرکت کنم؟ و جواب سوالامو از کجا بفهمم؟! و... که چهارم و امامت زیرمجموعه همین قسم هست، که خب دین و احکامش رو فهمیدم، اما احکام رو کجا دقیق تر بفهمم، توی زندگی چطور بفهمم راهم درسته؟! این کار امامه...

برخلاف عرف رسانه ای الان، دین با دوست داشتن و محبت شروع میشه، و با عشق تموم میشه... اما این از بحث های غیرمنطقی نیست. 
دوست داشتن خالق یک بحثی هست که با فکر براحتی درک میشه، ما پدر و مادرمونو دوست داریم در حقیقت چون بود و پرورش ما بدست اونا بوده، اما در واقع (الحمدلله رب العالمین) همه چیز، حتی پدر و مادرمون و همه دنیای اطرافمون رو موجودی به ما داده که اسمش رو گذاشتیم خدا... 

آدم وقتی کسی بهش خوبی میکنه، محبتش رو در دلش پیدا میکنه، اما خدا (الرحمن الرحیم) همه مهربونی ها و لطف های عالم رو به ما داده... هیچ خوبی ای نیست جز اینکه خدا مسببش بوده (توی مطلب قبل گفتم) 

یعنی آدم بشینه یه شب، ستاره ها و آسمون رو نگاه کنه، یا نه حتی خودش رو نگاه کنه، خیلی چیزا میفهمه... 

بگذریم که کلی دلیل منطقی و عقلانی هم هست که اینجا جا نمیشه... 

برای مرحله اول، یعنی خداشناسی، کلی راه هست... و شروع هم از همون هست... از اول شروع کنید، با علاقه، بدون توجه به مسائل دیگه، قدم قدم، ان‌شاالله بهتر میشه شرایط... 
دوستِ حوزوی از کجا پیدا کنم؟! :|

سلام مثل همیشه عالی بود منم یه سایت جدید زدم تو زمینه سئو فعالیت میکنم و آموزش سئو میدم اگه تونستین حتماً سر بزنید خوشحال میشم

آدرس سایت من : https://seo-hub.info

:)
سلام به چت روم منم سر بزن اگه خواستی تبادل لینک میکنیم
:|
سلام،استخاره برای هر کاری درست نیست
شما کار درست رو انجام دادین، منم بودم همین کارو میکردم.
سلام و درود
:)
سلام حوای نازنینم :)
به نظرم استخاره مال وفتیه که با وجود تفحص و سنگین و سبک کردن و تحقیق کافی باز ندونی که باید کاری رو انجام بدی یا نه؟ وگرنه اگه اعتقاد راسخ به انجام کاری داری و می دونی که درسته شرعا هم ایرادی نداره استخاره دیگه چرا! شاید بعضیا دوست دارن حرف دلشونو خدا بزنه ^_^

سلام عزیزم :)


شاید :) به خودشون مربوطه به هر حال.
ممنونم از شما رهگذر 3 وقت گذاشتید و همین طور شما حوا بانو 
دوستام که بعضی هاشون مقید هستن میگن کتاب های مرتبط رو بخونم  مثله " در جستوجوی ثریا" رو بخونم ... باید دنبالش باشم ,تقلید کردن بی چون چرا,از فرهنگ کشور های دیگه, راه حل این سردرگمی هام نیست
خواهش می‌کنم :)
استاد دین و زندگی ما میگفت یه چیز کلی از زندگی از پیش تعیین شده اما تصمیمات انسان میتونه تغییرش بده این همون اختیاره
من که کلاااا مخالف استخاره ام مگه واقعا نتونی بعد از بررسی و مشورت و تحقیق دلتو قرص و محکم کنی اونم نه تو هر چیزی یه وقتایی هست که اگه به راهت شک داری دیگه استخاره نداره اصلا لازم نیست دیگه بهش فکر کنی چون اون شک بعدا کار دستت میده 
به قول اون پیرمرده تو فیلم پرده نشین مثلا تو مورد ازدواج یا از طرف چیزی دیدی که بدبینی که خب اون استخاره هم کنی باز بدبینی به طرف یا نه چیزی ندیدی اون فقط و فقط دقت و تحقیق میخواد :دی 
و با حرفت در مورد تشکر بابت اختیار موافقم 
چقدر ساده و درست :) موافقم

(:
الان کامنتا رو خوندم
دوست حوزوی باحال و پایه زیاد دارم من البته اکثرا قم و تهرانن :دی خواستی بیا آشناتون کنم
باشه :))
سلام حوای عزیزم
خوشحالم که به حرف دلت گوش دادی ... خوشحالم که خوبی ...
موفق باشی ...
سلام تیردخت جان :)
قربانت :)

همچنین عزیزم
با احترام، خودتون دوست پیدا کنید بهتره... (من خانم هایی که میشناسم در حدی نیست که معرف باشم یعنی در حد کلی میشناسم و نه بیشتر، و دوستان هم ممکنه با معیار های دیگه ای دوست انتخاب کرده باشند) نمیگم کسی معرفی کنه اونا بدن، میگم قرار نیست از بودنشون کیف کنه آدم، قراره کمک فکری و روحی باشن. و تازه همشهری و مشهدی باشن بهتره، دوست مجازی، به معنای کامل دوست نیست. 
من میگم آدم با کسی دوست باشه که خوش فکر باشه، و اینجور آدما رو باید پیدا کرد. حالا حوزه باشه یا غیرش، و چون حوزه مهد دین و علم دین هست، احتمال بیشتری داره به آدم مناسبی برخورد کنید. اما تقیدی نداره، چه اینکه توی حرم هم میشه، یا حتی توی کلاس دانشگاه... و یادآوری کنم دنبال آدم معصوم نباشید. 
حوا بانو اگه دوست خوب میخواید، الان به فکر باشید، شاغل بشید دیگه دوست خوب فکر نکنم به اندازه‌ی الان در دسترس و ممکن باشه. 
متأسفانه چیزی که هست، ما دوستایی انتخاب می‌کنیم که صرفا ازشون خوشمون میاد! نه اینکه مفید باشن و اهل فکر... دوست واقعی اونه که با واقعیت آشنات کنه، بذاره خودتو با تمام خوبی ها و بدی هات ببینی... حتی اگه برخی حرف هاش باعث بشه گریه بیفتی... (البته قطعا منظور توهین یا انتقاد جلوی جمع نیست) 

از همین جاست که توی دین میگن، مومن آینه مومنه، (المؤمن مرآة المؤمن بحار الانوار،61 ، 235 )، و میگن کسی که انتقاد میکنه ازت اگرچه ناراحتت میکنه رو دوست بگیر، نه چاپلوس :)
«... وَ إِنَّ کثِیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیبْغِی بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِیلٌ ما هُمْ...» ص/۲۴
... بسیاری از دوستان و افرادی که با هم سر و کار دارند به یکدیگر ستم می کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، امّا عده آنان کم است... 
«الْأَخِلاَّءُ یوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ» زخرف ۲۷
دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران.

خلاصه، یه دعای خوب میتونید واس خودتون داشته باشید، که خدا دوست خوب نصیبتون کنه... ان‌شاءالله... 


+ کاربر  «فرزانه» 
بله اصل دین قابل تقلید نیست، شما رساله هر مرجعی رو باز کنید اولین مسئله بحث تقلید، ممنوع بودن تقلید در اصول دین و به عبارتی همونطور که گفتم  «طرز تفکر و ساختار فکری» هست، به دلایل متنوعی که داره. 
اما تقلید با مطالعه فرق داره، و مطالعه انتقادی و پذیرشی که حاصل تفکر باشه، تقلید نیست. 
میتونید کتاب های اموزش عقاید مثل بهشت عقاید و آموزش کلام اسلامی و امثالش رو بخونید، نسخه اینترنتی مثل کتابخانه قائمیه یا کتابخونه های عمومی در دسترس هست ، برای عقاید نباید ادم رمان بخونه، و با توجه به اینکه فکری هست قاعدتا نیاز به فکر و درک داره. پس جوری پیش برید که خسته نشید... 

سوالی بود، بیاید صفحه حوا بانو، صفحه خودتونه قابل نداره :)) بنویسید (میگن کیسه خلیفه...) ، میدونستم و میتونستم توضیح و منبع میدم. 

ان‌شاءالله موفق باشید. 
حوا بانو از شما هم ممنونم :) شما هم موفق و در پناه حق باشید ان‌شاءالله... 
بله بله متوجه شدم :) اتفاقاً پستِ بعدم بی‌ارتباط با این موضوع نیست.

خواهش می‌کنم :) همچنین
اسم مشهد که میاد دلم میلرزه ..
داستانشو باید بنویسم ..
حتماً بنویسید برامون.
دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۸ , ۰۹:۲۶ مصطفی فتاحی اردکانی
با اینکه یه ده روزی از پست میگذره ولی بازم سلام.
در مورد استخاره: میشه گفت استخاره مشورت با خداست اونم در شرایطی که تو دوراهی قرار گرفتید. و اینجا بابای شما استخاره گرفته و رفتن مشهد شما برای بابای شما بد اومده. چه بسا اگر خود شما نیت می کردید و استخاره به نیت شما گرفته می شد. خوب می اومد.

در مورد اختیار هم رهگذر 3 توضیحات جامع و کاملی دادند. . به طور خلاصه میشه گفت که برای درک اختیار، اول باید تقدیر رو درک کرد.
تقدیر هم یعنی هر عملی یه عکس العملی داره.
یعنی اینکه اگر آب بزنیم به صورتتمون، صورتتمون خیس میشه.
حالا ما این وسط اختیار داریم که انتخاب کنیم که آب رو بزنیم به صورتمون یا نه. وقتی که آب رو زدیم به صورتمون دیگه خیس شدن صورت حتمیه. نمی تونیم بگیم که صورتمون به جبر خیس شده.
حالا میشه این رو تعمیم داد به مسائل بزرگتر
سلام و درود

چقدر خوب توضیح دادید :) خیلی خیلی ممنونم.
به نظر من برای این کار باید همه ی جوانب رو در نظر گرفت 
موافقم
وبلاگ باحالی دارید :-)
باحالی از خودتونه :)
الان دقیقا مشکل همه فرزندان و پدر مادرها همینه دوست داشتین به سایت ماهم سربزنید موضوع ثبت شرکت ممنون 
که اینطور
سه شنبه ۲۵ تیر ۹۸ , ۱۳:۴۹ میلاد حاجی زاده
منکه بسیار موافقم با این چیزه خوبیه واقعا 

https://hisabt.com
يكشنبه ۲۷ مرداد ۹۸ , ۱۰:۰۷ نرم افزار رستوران

افسوس و افسوس و افســــــــــوس...

...

واقعا اسم مشهد که میاد دلم آدم میلرزه نمیدونم لامصب چی داره . بازم ممنون از متن خوبتون اگه دوست داشتین به سایت راجع به والیبال هست سربزنید با تشکر 

سرزمین والیبال

نمی‌دونید چی داره؟!

سلام ممنون بابت مطلب خوبتون بسیار عالی بنظر من باید تو این جور مواقع به حرق دلت گوش کنی 

به سایت منم سر بزنید با تشکر 

دارالترجمه رسمی در سعادت آباد

سلام و درود

واقعا لذت بردم

:)

قسمت اول خیلی جذاب بود که میخاستی برگردی مرسی از نوشته 

ترجمه رسمی در سعادت آباد

:)

قسمت اول خیلی جذاب بود که میخاستی برگردی مرسی از نوشته 

دارالترجمه رسمی در سعادت آباد

ترجمه و دارالترجمه فرق دارن؟!
Heya i'm for the primary time here. I found this board and I find It truly helpful & it helped
me out much. I hope to provide one thing again and help others such as
you aided me.
Thanks
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اشتیاقی که به دیدارِ
تو
دارد دلِ من
دلِ من داند
و
من دانم
و
دل داند
و
من

آرشیو مطالب
صنما پیشنهاد می‌کند
Designed By Erfan, Edited by a Friend Powered by Bayan