فراموش کردم

وقتی خدا از پشت دست هایش را روی چشمانم گذاشت...

از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم که...

فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...


فقط خدا.
فقط خودش...
خدا....
:)
دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ , ۱۴:۳۰ یا فاطمة الزهراء
:(
چرا فراموش کردی آخه؟ 
غفلت :(
دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ , ۱۴:۳۷ سیّد محمّد جعاوله
این چی بود
بوی کفر می داد
پناه بر خدا
کجاش بوی کفر میداد؟!

چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید

هر چند شما هیچ وقت معنای پست های منو نفهمیدید :-/
انسان یعنی فراموشکار

باید تکرار  کنه تا هیچ وقت یادش نرِ

یاد خدا آرامبخش قلبهاست


امیدوارم بنده فراموشکاری نباشیم 

بله همینطوره...
یه وقتایی یادمون میره...

شکی نیست... الا بذکرالله تطمئن القلوب

ان شاءالله
رنگ آخر حساب داریم ...
اوهوم...
الهی العفـــــــــــــــو :(
:(
یا حبیب من لا حبیب له...
یا رفیق من لا رفیق له...
کاش فراموش نکنیم
کاش...
بوی کفر :)))))
:||
حالا شما عصبانی نشید :))
عصبانی شدم در لحظه!
اکثرشون وباشونو حدفیدن که :/
اوهوم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اشتیاقی که به دیدارِ
تو
دارد دلِ من
دلِ من داند
و
من دانم
و
دل داند
و
من

آرشیو مطالب
صنما پیشنهاد می‌کند
Designed By Erfan, Edited by a Friend Powered by Bayan