پناهم تویی

خدا جونم سلام...

چه صبح زیبایی...

حواست بهمون باشه...

جز تو پناهی نداریم...


وای بر من

وای بر من اگر به عنوان یک دختر ایرانی دغدغه ای جز خدا و ظهور آقام داشته باشم...

وای بر من...


شرمنده ایم

به چه قیمتی؟


ارزان می فروشیم... گران می خریم...

خدا کافیست

دیروز حالم اصلا خوب نبود... داشتم تست فیزیک می زدم یهو وسط تست زدن شروع کردم به گریه کردن...

نه بخاطر کنکور و درس و خستگی نه... به خاطر دلایل دیگه...


یهو به خودم اومدم...

گفتم خدا وقتی انسان رو آفرید به خودش احسنت گفت " فتبارک الله احسن الخالقین "

خدا به آفرینش چه انسانی احسنت گفت؟!

انسان ضعیفی مثل من؟! که تا تقی به توقی می خوره می زنه زیر گریه؟!

نه....... 

انسانی که به کوه می زنه کوه متلاشی می شه... به این انسان احسنت گفت...

یهو شروع کردم به خندیدن... گفتم عجب... خنده و گریت هم مشخص نیست دختر  :):



خلاصه که برای چندین و چندمین بار به این نتیجه رسیدم " خدا برای تمام زندگیم کافیه "


من با تو ام

ایران من تو آسمون این زمینی

صحن پر از نور امام هشتمینی

من با توام این راه برگشتن نداره

من با توام هر کی که میخواد کم بیاره


من هم برای تو

خدا را گفتم:
بیا جهان را قسمت کنیم
آسمان برای من ابرهایش برای تو
دریا برای من موج هایش برای تو
ماه برای من خورشید برای تو

خدا خندید و گفت:
تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو...

من هم برای تو

خوشبختی یعنی...

خوشبختی یعنی شنیدن صدای آواز پرنده ها کمی بعد از طلوع خورشید...

خوشبختی یعنی شنیدن صدای وزش نسیمی که آروم برگ های تک درخت باغچه خونه رو تکون میده...

خوشبختی یعنی شنیدن صدای اذان مغرب اولین روز ماه مبارک رمضان...

خوشبختی یعنی شنیدن صدای مادر... صدای پدر...

خوشبختی یعنی شنیدن...


تا حالا چند بار بخاطر داشتن حس شنوایی احساس خوشبختی کردیم؟

چند بار گفتیم خدایا شکرت چون میشنویم؟

چند بار؟


پ.ن : وقتی به این نتیجه رسیدم که متوجه شدم در همسایگی ما شخصی زندگی می کنه که ناشنواست...


یا زینب

بیابانی سراسر نیزه و تو...

دلم می رفت با هر نیزه و تو...

سفر کردیم با هم عمه زینب!

من و داغ و سر بر نیزه و تو...


با من

خدا گوید:

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم


بدان آغوش من باز است...


شروع کن

یک قدم با تو

تمام گام های مانده اش با من...


می‌دانی تعجبِ من از چیست؟! از این که هر وقت می‌گویند هوالباطن، هوالظاهر هم می‌گویند. مگر می‌شود که تو هم باشی و هم نباشی. هم همه‌ جا باشی و هم هیچ‌ کجا نباشی. گاهی اوقات تو چقدر سختی.
Designed By Erfan Powered by Bayan