حاضرترین غایبِ این زندگی که تو باشی

از همان دورانِ کودکی به ادبیات علاقه‌ داشتم. این را از کتاب‌های ادبیاتِ تمام‌ِ سال‌های تحصیلم که در پایین‌ترین قفسه‌ی کتابخانه‌ام ردیف شده‌اند می‌توان فهمید.‌ هنوز هم وقتی ورق می‌زنمشان، به اندازه‌ی همه‌ی روزهای اواخرِ شهریورِ همان سال‌ها که تازه به دستم می‌رسیدند ذوق می‌کنم. با این که همیشه دغدغه‌هایم را می‌نوشتم و با قلم و کاغذ بیگانه نیستم اما هیچ‌وقت به نوشتنِ کتاب فکر نکرده‌ام یا بهتر بگویم برخلافِ خیلی‌ها اصلاً علاقه‌ای به انجامِ این کار ندارم. حتی استعدادش را هم ندارم. با این وجود اگر بخواهم روزی کتابی بنویسم حتماً برای دوم شخصِ غایبِ خط‌خط‌های اینجا می‌نویسم. اصلاً همه‌ی بافتنی‌های‌‌ خیالیِ گذشته و از این به بعد را جمع و جور می‌کنم که می‌شود:

عنوانِ کتاب: توشیفتگی
نوبتِ چاپ: اول
تیراژ: ۱ نسخه


اولین نظر :)))))
سلام :))
سلام . چه عکس قشنگی هست این :
http://bayanbox.ir/view/7441246634188854051/IMG-20180730-105428-543.jpg
:)
اتفاقا اگر یه روز کتاب بنویسی، به نظرم عالی میشه
شما لطف دارید :)
سلام
:)
سلام و درود :)
یکمی باحاله که بین 1000 نفر اول باشی :)
خیلی‌هاشون دیگه نیستن :)
موفق باشید (:
تشکر :)
بنظرم اگر بخوای تصمیم بگیری بنویسی ی روز نویسنده فوق العاده ای میشی و موفق بهش فکر کن وقتی این استعداد رو ذاتی داری :*

سلام 
احوال شما چگونه ای خواهر جان؟؟
عزیزم ^_^

سلام و درود
الحمدلله :) تو چطوری رفیق جان؟!
چه خلاقیتی در انتخاب اسم
تو شیفتگی :)
(:
چاپ کن همینا رو. قشنگن. از خیلی نویسنده های ما جذابتر می نویسی. دیروز داشتم یک کتاب مصطفی مستور رو میخوندم و واقعا نمیدونم چرا پاش پول دادم! :/
 البته متنهات یه کم کمن هنوز! :دی

چرا وقتی آدم متن عاشقانه میخونه قلبش تالاپ و تولوپ میکنه و یه حس خاصی تو رگهاش جریان پیدا میکنه و دوست داره طرفینِ عشقِ موصوف رو ببینه، حتی وقتایی که میدونه این عشق مخاطبی دارد که جسورانه و دردآلود دستور زبان فارسی را به انحراف کشیده و دوم شخصی است که غایب شده است؟!
هوم؟
لطف دارید :)
بله بله :|

نمی‌دانم...
همین که همون مخاطب خاص غایب یه روز بیاد و ببینه قبل از اومدنش براش قصه ها نوشتی، کلی کیف کنه یعنی قلمت تاثیر خودش رو گذاشته.
اگه اومد و خوند و اجازه داد حتما چاپشون کن، حتما.
یک نسخه فقط برای خودش :)
اگه شما استعداد ندارید پس کی داره؟ :-)
حقیقت رو گفتم :) بیان نویسنده به معنای واقعیِ کلمه کم نداره.
وقتی حوا "فروتن" می شود
می ری روی اعصاب دختر جون!
چند بار و به چه زبونی بگم خیییلییی قشنگ می نویسی؟ یکی از مواردی که منو جذب وبت کرد، همین قلم زیبات هست.

+من نیز عاشق ادبیات و هنوز دارم همه ی ادبیات ها رو :) مثل خودت از خوندن و ورق زدنشون به وجد میام!
عاما لا استعداد.
لطف داری نوه‌ی قشنگم :)

+ خونِ من توی رگ‌هات جریان داره دیگه :)))
+ چطوری؟! نیستی!
همانا که نویسنده از پارادوکس در عنوان استفاده کرده است . :)))
(مثلاً منم از ادبیات چیزی سر در میارم : دی)
:))
شما که استادید :)
به به ... به سلامتی :)
خیلی هم خوب...
ناشرش کدوم انتشاراته ^_^ ؟؟!
سلامت باشید :)

خودم چاپش می‌کنم :) یدونه که بیشتر نیست :)
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۱۲:۵۴ قاسم صفایی نژاد
سلام
ممنون از شرکت در چالش
خیلی خوب بود. مخصوصا تیراژش. به این نوع کتاب‌ها به نظرم نیاز داریم.
سلام و درود
خواهش می‌کنم. شرمنده بابتِ تاخیر
:)
ما هستیم خداروشکر قربانت :*
همیشه خوب باشی الهی ^_^
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۱۳:۱۶ دریا _ گاه نوشته های من
چه خوشبخته این مخاطب خاص غایب
:)
من کتابها شهریور که به دستم می‌رسید سعی میکردم یه جایی باشم بوی تازگیشون بهم نخوره
خیلی احساس بدی داشتم :/
عجب :|
واو خیلی خوبه. به نظر من از جمله بچه های بیانی هستی که قلم خیلی رسا و زیبایی دارن
امیدوارم به هم برسید یه روز؛)
لطف داری عزیزم :)
فقط میگم هوومممم:)
:)

+ هنوز شروع نکردم :|
سلام
بنده هم تصور می کنم که باید بنویسید. شما هم مخاطب و هم دغدغه هاش رو می شناسید و هم زبان ساده و دلچسبی دارید و روان می نویسید. نویسا باشید. سپاس!
سلام و درود
لطف دارید شما :)
همیشه از یه جایی باید شروع کرد؛
استعداد وقتی دیده می‌شه که استارت بخوره :)
علاقه هم باید باشه مگه نه؟! :)
من از تیترت خوشم اومد سلام
سلام و درود
:)
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۱۵:۰۱ .. مــَـمــَّـد ..
امیدوارم دست به قلم ببرید و بنویسید و یه نسخه به تموم دنبال کنندگانتون بدید!!
بی صبرانه منتظریم مخصوصا الان با این تفکری که دارید عالیه اگه بنویسید.
مچکرم :)
حاضرترین غایب زندگی ... 
عالی بود
تشکر
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۱۷:۰۵ نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
هوووم منم‌دقییقااا...
عزیزم :)
سلام حوایی با احساس 😍😘
سلام ^_^
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۱۷:۴۴ امیررضا خانلاری
ادبیات غذای روح آدمه 
تو شیفتگی 
چه خلاقیت جالبی
:)
حضور شما به طور ویژه برای من مهمه 
چون اولا از اعضای کارگروه شدید و به زودی گزینشی از نوشته هاتون رو منتشر میکنم و هم این که توی بیان اولید :)
خوبه که سر بزنید به ما خوشحال میشیم

بله :)

(:
من مطالبتون رو می‌خونم. مخصوصاً شعرها رو :)
همیشه تو چالشا متفاوت شرکت میکنید :)
:)
من ناشر سراغ دارم :)
خواستین بگین تا به حقوق اثر هم برسین :)
جدی؟! :)
متوجهِ این جمله‌تون نشدم :|
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۱۷:۴۷ امیررضا خانلاری
:)

:)
خیلی وقته می خوام برات کلی شعر بفرستم بیاد قدیما ولی نمی شد 😊
عزیزم :) یادش بخیر...
به نویسنده پول میدن خو :))
البته اگر مورد قبول اون ها واقع بشه :)
پول به چه دردی می‌خوره :))
موردِ قبولِ یک نفر باید باشه فقط :)
کی می رسد آن صبح
که من صدایت بزنم
تو بگویی جانا
به‌به ^_^
حتما خیلی جذاب میشه :)
مث داستان سریال پدر ...
اما به نظرم باید حتما ذکر بشه "این داستان واقعی نمی باشد "
:)
اون داستان با همه‌ی اشکالاتش برام جذابیت‌های خیلی ظریفی داره که وادارم می‌کنه دنبالش کنم. بعضی از نقدهایی که ازش میشه خیلی به دور از انصافه.
بله بله
چه شد در من نمی دانم
فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم
که خیلی دوستت دارم …
:)
عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی
خیلی خوشگله :)
 بزن مرا
مهم نیست به چه نامی
فقط میم مالکیت را آخرش بگذار
می خواهم باور کنم، مال تو هستم …
فکر کنم باید یک کلمه‌ی دیگه هم داشته باشه. درواقع صدا بزن مرا...
امروز
بیشتر از هر روز دیگری دوستت دارم
دست خودم نیست جمعه‌ها عاشق‌ترم!
مخصوصا اگر
چشم در چشم #تُ
از خواب بیدار شوم…
*_*

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

فریدون مشیری

جنابِ مشیری همیشه عالی هستن :)

بوی شور انگیز باراڹ می دهی
با نگاهت بر دلم جان می دهی

بسکه خوب و مھربان و صادقی
بر دلم عشقی فراوان می دهی

خواهشا با قلب تنھایم بمان
چون فقط تو بوی انسان می دهی

(:
فکر هایم تکه تکه شده اند
تو که نباشی
بهانه ایی برای جمع کردنشان ندارم
کاش باشی
تا فکرهایم بکر و خواستنی باشند
کاش روزی برسه که دیگه نگیم کاش...

تو را با قلب و جانم برگزیدم
وزین نا مردمی ها دل بریدم

به شوق دیدن روی تو ای دوست
هزاران غمزه و نازت خریدم

:)

گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم

مولانا که دوست داری 😊

عزیزم ^_^

گفتم که پر از عطر بهاری بانو
خب حرف بزن گاه گداری بانو
گفتی به خدا حرف ندارم آقا
گفتم به خدا حرف نداری بانو

بهمن بنی‌هاشمی

((:
صدا بزن مرا 🤐
گفتم که :)
هوا خواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی
:)
منم به شدت بهش علاقه مند شدم . همسرم هم همین طور . اما حرف هردومونه که اشکالش اینه که حسرت میاره ...
چه نقد هایی بهش کردن ؟
دقیقاً منم با شما و همسرتون هم‌عقیده هستم.
یه عده که کلاً اهلِ فیلم نیستن میگن امکان نداره فلان اتفاق بیفته یا چرا اینجاش اینطوری شد. در صورتی که می‌تونه اتفاق بیفته. راجع‌به حامد شاید بهتر باشه آقایون نظر بدن ولی یدونه لیلا با همین ذات و شرایطِ خانواده ما توی کلاسمون داشتیم.
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب‌های جدایی
هوشنگ ابتهاج
(:

هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری

مولانا

به‌به ^_^
بوسه یعنی وصل جانان وصل عشق
بوسه یعنی یک شدن در درس عشق
:)
امکان که داره قطعا و اتفاق هم افتاده (شنیدم داستان سریال دلشکسته یک دستان واقعیه) . اما خب به نظرم کم پیش میاد همچین چیزی ...
بله بله. دل‌شکسته خیلی بهتر به تصویر کشیده بود ماجرا رو به این علت که واسه تلویزیون ساخته نشده بود. درواقع دستشون بازتر بوده واسه شخصیت‌ پردازی. تلویزیون محدودیتِ بیشتری داره.
کم پیش میاد ولی هست. این که به تمسخر بگیرن کلِ ماجرا و نویسنده رو چیزی هست که ناراحتم می‌کنه.
ماجرا که واقعا ماجرای شیرینیه ... 
اصلا جای تمسخر نداره 
بله خیلی :) و چقدر غرورِ پنهانِ لیلا جذابه...
همینطوره.
امشب تولد دخترعممه باید برم حاضر شم 🤗
مراقب خودت باش حوایی 😚
خوش بگذره عزیزم ^_^ ممنونم بابتِ شعرهای قشنگی که فرستادی :)
تو هم :)
اینکه خیلی خوب و خاص می نویسی، بلدی با کلمات چطور بازی کنی، واقعیت هست عزیز جان.

+ :)
++هستم که.
همچنان لطف داری ^_^

+ (:
++ کمرنگ هستی.
ای امان..


چی شده عزیزم؟!
لطف نیییست. واقعیت است و تماااممم. دهه!

++ من اینطور فکر نمی کنم.
عصبانی نشو :(

++ بخند مادربزرگ ببینه :))
عصبانی نیستم. حرصم می گیره آخه فروتنی تا کوجااا؟!

(((:
:)))
تو اینطوری تصور می‌کنی آخه :))

بیشتر حتی :))))
:|

دندون هام می ریزه وا!
پوکر هم بهت میاد :))

:|
جاهامون عوض شد!
اوهوم :|
بخند :)))
(((((:
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۱۸:۴۸ دختری از جنس باد
سلام:-)
سلام عزیزم :)
الهی همیشه به خنده... :)
همچنین ^____^
قربونت :-*

مراقب خودت باش عزیزم.
فدایت :)

همچنین مهربون جان
:|

مهربونی از خودته :)
پوکر چرا؟! :|

عزیزم :))
برای اینکه قرار نبود این جمله رو بگی
:(
زشت می شی حوا! بخند :)
نوه‌ی شیطونِ خودم :)))
عزیزم :)

این دفعه دیگه واقعنی
بای بای
رفیقم :)

خدا پشت و پناهت
متن رو وقت نکردم بخونم ولی جسارتا صاحب این راضی به کپی عکسهایی ک خودشونن نیستن
یکسری عکس‌ها کنارِ عکس‌نوشته‌های زیادی هستن این به کنار بعد هم ایشون مریم خانم هستن و من می‌شنامشون.
:-)هیچی جونم.
ای امان از او.
جانت سلامت :)
قشنگ بود :)
ممنون :)
علاقه؟ واقعا چیز مهمیه؟
تنها چیزی که باعث میشه یه کار کمرنگ‌تر از بقیه کارها باشه، الویته!
الویت‌هات روی گزینه‌های دیگست :)

خیلی به کامنتتون فکر کردم. خیلی زیاد...
هنوز جوابی براش پیدا نکردم :)
ولی خب فکر می‌کنم حق با شماست :)
تو شیفتگی:)
:)
منم همیشه شعرهای کتاب ادبیاتم رو قبل از مدرسه میخوندم:)

چه ایده‌ی جالبی، یک جلد:)
حسودیم شد بهش:D
ممنون که نوشتی عزیزم:*
قابلِ حدس بود :)

^_^
عزیزِ دلی :)
شرمنده که خیلی دیر شد :(
باریک الله :)))
خوش به سعادتشون ^_^
:))
بله بله :)
استعدادش را هم ندارم!!... جور دیگه ای به نظر میرسه !!

سلام مرسی از پیامتون :) خیلی خوشحال شدم :)
نه همینه :)

سلام و درود :) خوشحالم که خوشحال شدید :)
اشکال نداره
منم خیلی چیزا رو شروع نکردم:)
با تشکر از دلداریِ شما :)
به امید خدا 
:)
حالا یه بار بنویسین در حد یه داستان کوتاه ، شاید خوشتون اومد و اونقدر ها که فکر میکنین بی استعداد نباشین ، من که به شخصه فکر میکنم خیلی استعداد دارید در این زمینه
اونقدری فکرم درگیر هست که نتونم دو خط بنویسم چه برسه به یه داستان.
شما لطف دارید :)
دوشنبه ۸ مرداد ۹۷ , ۲۳:۲۱ ایمان-همو یرگه یخ!
کاری کردن اگه 24 ساعت هم کار کنی نمیتونی خرجتو در بیاری !!وقتی برای کتاب خوندن نمیمونه !
اصولا اهل ادبیات و شعر نیستم بیشتر دوس دارم کتاب های تاریخی بخونم
عصبانیتی پنهان توی کامنتتون موج می‌زنه :)
بله مریم صفری :)
منم دیدم که رضایت نداشتن جهت اطلاعتون گفتم.
اوهوم :)
من واسشون پیام می‌فرستم تا زمانی که جواب بدن تصویر رو عوض می‌کنم.
سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ , ۰۰:۳۲ آقای سر به هوا :)
:)
(:
اون یدونه رو هم بده من بخونم:))
واسه تو :))
سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ , ۰۷:۵۶ سارا سماواتی منفرد
چه خوب ...
(-:
:)
عه! عکس عوض شد که! اینم قشنگه :)
این همون مداد و دفترچه عکس پست "کاکائو و من و قامت او" نیست آیا؟!
یهنی عکس ها مال یه نفره؟
خودت می گیری؟
خیلی قشنگن :) کاغذ دیواری و گلدون و گل ها... همه چی :)
بله بله :) باید با صاحبِ عکس صحبت کنم.
فکر کنم خودش باشه :))
بله
خیر
کلاً باسلیقه هستن خانمِ عکاس :)
سلام تو نظرات خوندم که گفتین خیلیها دیگه نیستن.  اگه یکیشون من باشم،هستم ولی دغدغه و مشغله ام زیاد شده ،خیلی زیاد. ولی همچنان اگه وقت گیر آوردیم حتما سر میزنیم
سلام و درود
منظورم حذفِ وبلاگ بود.
عاقا این حوا عاشق شده این خط - اینم نشون *
بله آقا بله :))

کسب درآمد از پاپ آپ

بالاترین نرخ بین سایت های ایرانی

تسویه حساب 2 بار در روز .

پاسخگویی به تیکت کمتر از 4 ساعت

امتحان کردن سیستم ما ضرر نداره یکبار به حد نصاب پرداخت برسید و سریعا درخواست پرداخت بدید مطمئنن باز هم لینک رو توی سایتتون میزارید !

1000 تومان هدیه عضویت مخصوص شما

سقف تسویه حساب : 5000 تومان

:|
تو شیفتگی:}
:)
سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ , ۱۲:۴۲ ایمان-همو یرگه یخ!
خوبه که متوجه شدین😊
:)
می‌گذرد مستر آیس...
عه پس مبارکه . ما شیرینی میخوایم :دی حالا طرف کی هست؟
مشخص میشه :|
اتفاقا من بسی نوشته هاتو دوس دارم. کتاب بنویسی از خواننده ها ی ثابتت خواهم بود.
اگه حمل بر فضولی نمیشه، میشه بپرسم چن سالته؟ :)
لطف داری :)
متولدِ هزار و سیصد و هفتاد و چند :))
اون یارویی که توی اکثر پست هاتون میاد می نویسه اولین نظر که بعضی اوقات جالبه که اولین نظر هم نیست بدجور رو اعصابمه :|

در مورد نگارش کتاب یک نسخه ای باهات موافق نیستم حداقل به تعداد فالوئر های اینجات چاپ کن شاید خواستیم بخونیمت :)))
یارو؟! :|

:)
ای جان :) . سلامت باشی
ممنون :)
قربان احساسات قشنگت):
عزیزم :)
سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ , ۲۱:۵۳ وحیده پوربافرانی
موفق باشی :)
تشکر :)
عزیززززم عالی بود:)))
ولی منم یه نسخه میخواما:)
^_^
باشد :)
سلام و صبح تابستانی 11مرداد ماه شما و دوم شخص همیشه غایب به خیر!!
1- خوش به حالش که محتوای کتاب تو شیفتگی را تشکیل می دهد.
2- از شما و خوانندگانی که این کامنت را از نظر می گذرونند،سه  پرسش دارم و در صورت تمایل پاسخ بدهید،سپاسگزار خواهم بود:

** موضوع «هنر و ادبیات» چیست؟ این موضوع با چه روشی بررسی می شود؟ و با چه زبانی بیان می گردد ؟**
سلام و درود
۱. :)
۲. خب من اصلاً متوجهِ سوالتون نشدم :|
فروش عسل طبیعی 
:|
مگر صحبت از علاقه مندی به ادبیات وکتاب های ادبی و خوندون این کتاب ها وتماشای فیلم و داستان فیلم واین طور مباحث در پست و بعضی از کامنت ها نشد؟؟ خب حالا بنده پرسیدم که:
1-«موضوع» دانشی به نام هنر و ادبیات چیست؟(مثل این که الان از شما بپرسند،موضوع علم و حرفه پزشکی چیست؟)
2-حال موضوع ادبیات هرچه باشد،با چه روشی بررسی می شود؟(الان موضوع پزشکی با چه روش یا روش هایی بررسی می شود؟)
3- و حال این موضوع ادبیات هرچی باشد و با هر روشی هم بررسی شود؛ با چه زبانی  و با چه بیانی برای جامعه و افراد متقاضی ارایه می گردد؟(الان دستاوردهای علم پزشکی با چه زبانی به مخاطبانش عرضه می گردد؟)

+ دخترم،الان پرسش هایم گویا شدند؟
بله بله :) خیلی ممنونم بابتِ توضیحاتتون. شرمنده من این روزا درگیرِ انتخاب رشته و بیرون آوردنِ کد و بحث با آبجی خانم هستم واسه همین دیر به دیر سر می‌زنم. ان‌شاءالله در جوابِ کامنتِ بعدی‌تون جوابِ سوال‌هاتون رو میدم.
مرسی از قلمت . زیبا بود
خواهش می‌کنم
توشیفتگی به به :)
:)
سلام
تیراژ کمه. به یک مبتلا نمی‌رسه...
سلام و درود
یدونه واسه یه نفر :)
منم همیشه عاشقش بودم
هروقت کتابا اخر شهریور میرسید من زودتر شروع میکردم بخش داستانی اش رو خوندن😍:)))))
عزیزم :))
حوا جونم این عکسا از اتاق خودته!؟
نه :)
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۰۹ خیال‌باف ‌‌‌
یه کتابیم واسه عموم بنویسید پس:)
شما احیاناً آقای دانش‌آموزِ سابق نیستید؟! :)
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۱۳ خیال‌باف ‌‌‌
چرا. ولی "مبتلا"ی سابق رو ترجیح میدم
به‌به :) خوش آمدید :)
حالا چرا خیال‌باف؟! البته خیال‌باف‌بودن یک امتیازِ ویژه هست!
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۱۷ خیال‌باف ‌‌‌
ممنون:)
چرا که خیال‌بافیم بد نیست...
به شدت بینِ شیراز و مشهد موندم. اگه مشهد نشه یقیناً مهر شیرازم :)
همینطوره...
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۲۳ خیال‌باف ‌‌‌
شیراز مگه در اولویت نباید باشه برای شما؟ شیراز که دانشگاه علوم پزشکی‌ش در مجموع بالاتر از مشهده.
بستگی داره چی برای کی اولویت باشه :) مشهد چیزی داره که هیچ‌ کجای دنیا نداره...
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۲۶ خیال‌باف ‌‌‌
آها. خب افق دید من نرسید به اون قسمت:)
دور نیست مشهد؟
افقِ دیدِ شما همیشه بیشتر از بقیه بوده :)
دور که هست ولی عشقه. وقتی همه‌ی عشقی که توی کلِ زندگیت لازمش داری اونجا باشه دیگه مسافت معنایی نداره یا بهتر بگم فاصله‌ها می‌شکنند...
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۳۲ خیال‌باف ‌‌‌
ممنون :)
خب، این خیلی دید عمیقیه. فراتر از سطح من. با این حال، شیراز هم حضرت احمد بن موسی رو داره. که قلب شیرازه...
:)
بله بله ولی مشهد چیزِ دیگری‌ست...
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۳۵ خیال‌باف ‌‌‌
صحیح :)
به وقتش میگم بهتون :)
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۳۷ خیال‌باف ‌‌‌
چشم
منتظرم :)
فقط قول بدید یهو نرید :|
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۴۰ خیال‌باف ‌‌‌
"چون نبود او را معین خانه‌ای
هر کجا جا دید، رخت آن‌جا نهاد"

تا شروع ترم، حداقل، هستم:)
یادش بخیر...

خیلی هم عالی. تا شروعِ ترم میگم بهتون :)
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۰:۴۲ خیال‌باف ‌‌‌
خبلی خوب. ممنون :)
خواهش می‌کنم :)
مشهد عشقه :)
خوشا مشهدو وصف بی مثالش :)
بله :)
جمعه ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۶:۰۷ یــ🦋گـ🌈 ـانـ🌞ـه
:)))
^_^
سلام. وب خوبی داری. به وبلاگ منم سر بزنی خوشحال میشم. تشکر
Www.eksireeshgh.blog.ir
سلام :)
خوش بحال مخاطب غایبت :)
:)
سلام و صبح بخیر.
خب،اگر وقت و حوصله داشتی،پاسخ سوالات را ارایه دهید.
+در ضمن دوستان کامنتگذار هم اگر مشارکت نمایند؛موجب خرسندی خواهد بود..
سلام
۱. هر دو سعی می‌کنند مفاهیم و احساسات رو به بهترین حالتِ ممکن منتقل کنند. درواقع زیباتر و دلنشین‌تر یا بهتر بگم فراتر از یک سخنِ عادی.
۲. سخته سوالتون :| این رو نمی‌دونم
۳. فکر کنم با زبانِ لطیف و فراتر از حرف‌زدن‌های معمولی. مثلاً شعر. چیزی که اونقدر خاص باشه و احساساتِ آدم رو درگیر کنه که توی ذهن بمونه.
سلام دوست عزیز
همیشه شاد باشید
سلام و درود
ممنونم
پست را دوست داشتم عکس را بیشتر
:)
خوب بود




عالی بود






لایک داشت



لینک سایتمو بزار  برا بکلینک میخام ممنون

 http://linamusic.ir

http://linamusic.ir/tag/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af/
:/
دعوت به همکاری

(مناسب برای تمامی افراد)(تمامی سنین)

(خانوم های خانه دار)(کارجویان عزیز)

شرکت کندو (کنتل) (cantel)

شرکت برای ارسال و اجرای طرحهای تبلیغاتی خود (رایگان) که درقالب اپلیکیشن اجرا میشه به تعداد نامحدود اعضا نیازمند است.شما با ثبت نام و مشاهده طرحها پورسانت عالی کسب میکنین.((طرحها کاملا رایگان))

برای کسب اطلاعات به آی دی تلگرامی 
@Lahzahaaaaaaa
مراجعه کرده
و یابرای ثبت نام  ازلینک زیراستفاده کنید
http://ads.cantel.ir/account/register?link=om1395
:|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تو اگر به تعدادِ همه‌ی لحظه‌های همه‌ی این چند سال‌، یک گوشه‌ی سالنامه‌ات چوب‌خط‌ها کشیده‌ای بدان من و آینه‌ی تمام‌قدِ گوشه‌ی اتاقم به ازای همه‌ی این ثانیه‌ها هزاران بار جان داده‌ایم...
Designed By Erfan Powered by Bayan