اندر احوالاتِ من و استادِ ۲۳ ساله (۳)

جنابِ استاد برای کلاس‌های خصوصی از تخته استفاده نمی‌کرد. می‌نشست آن طرفِ میز و همه چیز را در دفترم می‌نوشت و توضیح می‌داد. بعد هم مسئله می‌نوشت و می‌خواست که حل کنم. یک روز که ایشان در حالِ تدریسِ فصلِ جدید بود، متوجهِ حضورِ یک مارمولکِ بی‌ریخت و کج و کوله در یک متریِ پشتِ سرِ استاد شدم! من هم که وقتی مارمولک می‌بینم تا مرزِ سکته می‌روم! :| به آن خیره شدم تا ببینم کجا می‌رود. مسیرش به سمتِ در بود اما تکان نمی‌خورد. به یک باره استاد گفت: «حواستون کجاست خانم ح؟! کجا رو نگاه می‌کنید؟!» نگاهم را به سمتِ استاد برگرداندم و گفتم: «مارمولک!» جنابِ استاد نگاهی به پستِ سرش انداخت و گفت: «چیزی نیست که. نگران نباشید.» بعد هم رفت از بیرونِ اتاق یک جارو آورد و رفت به سمتِ مارمولک. صحنه‌ی جالبی بود. مارمولک بدو جنابِ استاد بدو. :)) من هم نمی‌دانستم بخندم یا بترسم! همینطور که استاد برای کوبیدنِ جارو بر سرِ مارمولک تقلا می‌کرد، مارمولکِ چموش راهش را به سمتِ من کج کرد. تنها کاری که کردم این بود که دستانم را گذاشتم روی صورتم و گفتم: «تو رو خدا بکشیدش آقای جیم.» مارمولک دوباره مسیرش را کج کرد و رفت به سمتِ در و بالاخره رفت بیرون! استاد هم محکم در را بست و خندید و گفت: «از مارمولک می‌ترسید؟!» بدونِ ذره‌ای مکث گفتم: «خیلی زیاد!» جنابِ استاد دفترم را برداشت تا ادامه‌ی درس را توضیح بدهد. قبل از این که شروع به نوشتن کند گفت: «مارمولک‌ها بیشتر از ما آدم‌ها می‌ترسند. اون‌ها از ما فرار می‌کنند. دیدید که از شما هم فرار کردند. آدم‌ها معمولاً با ترس‌های زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند. ترس از شکست، تصادف، زلزله، بیماری، از دست دادنِ عزیزانشون. ترس اصولاً چیزِ بدی نیست اما از یک جایی به بعد مانعِ صعود میشه. همیشه یادتون باشه خانم ح. نود درصدِ چیزهایی که ازشون می‌ترسیم اصلاً اتفاق نمی‌افتند.» لبخند زدم و سرم را به نشانه‌ی تایید تکان دادم.

سلام :)

این عکس همون مارمولکه ؟
سلام و درود

:|
اگه اینطوری باشه عالیه:)
من همیشه شنیدم از هرچی بترسیم سرمون میاد:(((
من فکر می‌کنم حق با استاد باشه :)
مثبت فکر کنیم :))
جالب بود :))))
استاد هم چه سخن حکیمانه‌ای فرمودند ^_^
+تصویر: اسکار رو دوست دارم :)))
جالب خوندید :))
بله بله :)
+ چندشه ولی :|
:)
سلام بر جنابِ هاتف :)
چه صحنه ای بوده 😂😂
خیلی خوب بود :)))
هههه نه اسکار هم جالبه ولی خیلی بی چاره است :)
ولی چندشه :|
سلام..
هدیه دریافت شد؟
کدوم هدیه؟!
نمی خونی که منو :|
خصوصی می کنم دباره
خوندم :|
ولی اسمی از من نبود که :/
سلام
واقعا ترس ندارد
سلام و درود
چرا نداره؟! :|
سلام حوا عزیز:)
به اون صحنه مارمولک خندم گرفت شدید...
حق با استادتون هست...
نود درصد ترس ها اصلا اتفاق نمیوفتن!!!
سلام عزیزم :)
خیلی خنده‌دار بود :)))

بله :)
کامل نخوندی :)
گفتم کسانی هم که اسمشون توی قرعه در نیومد به رسم یادبود بهشون هدیه داده میشه . چون دلم نیومد ندم
تمرکز نداشتم راستش. عصبی بودم. -_-
الان یعنی این رو خصوصی فرستاده بودید قبلاً؟!
اقا این استاد فلسفه بود یا فیزیک؟:)))
تازه واسه دانشجوهای رشته‌ی مهندسیِ معدن و نفت هم کلاس می‌گذاشت! :))
الان خصوصی فرستادم بزن به حسابت افزوده شه
بله دیدم ممنونم. ولی من اپ فیدیبو رو ندارم :|
من در مورد صغرسن(دستکاری توی شناسنامه برای کوچیکتر نشون دادن سن) استاد شک دارم:)) اینقدر حرفهای حکیمانه از یه استاد ۲۳ ساله؟؟:))

ترس وجود بیرونی نداره چیزی که هست توی ذهن ماست که ازش میترسیم
مطمئن باشید درسته چون شاگردِ پدرم بودن :))

بله ولی خب هست...
😄😄😄😄😄😄
من بیشتر از سوسک میترسم...موجودیست بسی چندش...




سوسک هم چندشه ولی مارمولک فاجعه ست :)))
سلام 

که این طور :))
سلام آبجی

بله همینطور :))
ادرس این استاد رو بده منم ۴ تا جلسه باهاش کلاس برم، فیزیک درس نمیده که درس زندگی میده:)
من به حد مرگ از مارمولک چندشم میشه،مدیونی اگه فکر کنی می‌ترسم:))
باشد :))
بله بله در جریانم :))
درگوشی بگم بهت! یه بار یه مارمولک از روی پام رد شد. اونقدر جیغ کشیدم که خدا می‌دونه :|
خب نصب کن . این کتاب خریداری شده . روی کامپیوترت نصب کن و به حسابت اضافه کن.
من هدیه رو تقدیم کردم
چشم
ممنونم از لطفتون :)
برای این که موش و مارمولک بیشتر از آدمها میترسن
بله ولی قبول کنید خیلی چندش هستن -_-
نوع حرف زدن استادتون 40 ساله گی رو نشون میده ها...
همین قدر پخته.... همین قدر ناصح .... :)
:)
امیدوارم هر جا هستن موفق باشن.
ممنون از اینکه شرکت کردی :)
خواهش می‌کنم :)
بلی کلا اساتید فیزیک همچین انسان‌های فهیمی هستن :))

+یه لحظه فکر کردم آقای جیم اسمشونه :| مخفف جیمی و جیمز مثلا D:

+ اسکار عالیه :))
الان خیلی ریز و ظریف به چارلیِ سال‌های دور اشاره کردید؟! :))

+ خیلی خوب بود :))) جیمی مثلاً :)))

+ بله ولی یکم چندشه :|
واااااای زشت ترین,چندش ترین ترسناک ترین موجود دنیاست 
لعنتی -_-
من یه بار یه موش رو شوت کردم( من میخواستم برم داخل اون میخواست بیاد بیرون اومد رو پام منم هول کردم پامو بلند کردم و شوت شد) ، چند متر اون طرف‌تر افتاد و مرد تا یکساعت دست و پام رو دراز کرده بودم گریه میکردم و میگفتم نمیخوامشون:)))
یعنی حتی الان هم که یادم میاد چندشم میشه،اخخخ
وای فرشته بلند بلند خندیدم الان :))))
من اون موقع جوراب پام بود وگرنه که مثلِ تو احتمالاً می‌گفتم این پاها رو نمی‌خوام :)))
خیلی چندش هستن جفتشون -_-
چه بانمک ،من دوسشون داذم پوستش خیلی زیباست
اینطوری نگو :| :))
استادتان هم بسیااااار فرهیحخته بودند چرا؟
کلاً خانواده‌ی بسیار قابلِ احترامی هستند.
اگه بدونی چقدر از یاداوریش چندشم میشه، همین چند وقت پیش خانواده باز یادشون افتاده و کلی بخاطر حرکات اون شبم خندیدن:))[سالها پیش بود]
اصلا پاهامو نگاه میکردم حالم بد میشد.
خیلی:(
منم همینطور -_-
دقیقاً مامان و بابام وقتی یادشون میاد داداش و آبجیم رو هم صدا می‌زنند دورِ هم می‌خندند :| بس که اون شب جیغ کشیدم :))

:)
چه جالبببب

حرفای استادتونو دوس داشتم
حالتون خوب
:)

ممنونم
من تا حالا سه چهار بار مارمولک گرفتم:| اونم با دستم :| البته حالا یه تیکه کاغذی یا پلاستیکی چیزی گرفتم دستم که مستقیما توی دستم وول نخوره :'| کلا  زیاد از حشره و مارمولک و سگ و گربه و کلا حیوونا نمی ترسم :'|
بیارید اون کاپِ شجاعت رو :))
جداً آفرین :)) خوشحالم که نمی‌ترسی :))

+ من فقط از مورچه نمی‌ترسم :|
من همین حسو نسبت به عقرب و عنکبوت و زنبور دارم =))))))))))
لازم به ذکره مارمولک اسباب بازی بچگی من بوده =)))))) دفعه ی بعد مارمولک دیدی به من بگو بیام خیلی ماهرانه برات می گیرمش=)))
زنبور باز بهتره :)))
شوخی نکن با من :|
باشه باشه ممنون *_*
سلام

ب نکته جالبی اشاره کردن
90 درصد ترسامون اتفاق نمی افتن!
باشد ک باور کنیم! :|
سلام و درود

شما باور نکنید :))
سلام حوای عزیز
حق با استاده 
ترس از یه جایی یه بعد مانع صعود میشه...
ولی مارمولک خیلی چندشه:/
سلام عزیزم :)

بله
خیلی زیاد -_-
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
** ** ******** ****** ***** ** ** *** * **** **** ****** ** ** ****** **
** ***** **** *****  
********* **** *** *** **** 
***** ** ** ***** 

متاسفم براتون

+ به راحتی متوجه شدم کی هستید :)
اساتید فیزیکی که من دیدم کلا خسته و بی حال هستن و زورشون میاد حرف بزنن و به ندرت لبخند در لبانشان جمع میشود . 

خیلی معلم خوبی بودن ایشون :)
بله خیلی زیاد :)
چه استاد خوبی:)
چه زیبا گفت:)
:)
اتفاقا دستا و پاهای خوشگلی داره.کوچولو و معصوم
پس خوشا به حالِ سوفیا :)
مادرش نمی‌ترسه :))
فقط عکس اخری
:)
الان من تو حکیم اندیشی استاد 23 ساله که از الان من یه سال کوچولوتر بوده موندم. :| واقعا هم ترس ها زیادم ترس ندارن.
:))
آره کافیه یه کوچولو بهشون فکر کنیم :)
یک و دو این پستا کجاست؟
برید قسمتِ موضوعات
بخشِ ماجراهای من و استاد
میبینم که نظرات ناشناس له صورت عمومی جواب داده میشن!
فکر کنم سیاست تهدیدزدایی در پیش گرفتید!:)

اون جمله استاد من موقع کنکور شنیدم و کلی بهم صفا دا:))
جواب دادم و بستم تا دیگه کسی ناشناس نفرسته :)
و اینکه دقیقاً فهمیدم کیه :))

خیلی جمله‌ی درستیه :))
اگه بگم امروز دوتا مارمولک خیلی خوشگل سبز بزرگ دیدم ازشون عکس هم گرفتم فکر کنم بلاکم میکنی :|
ولی  گفتم  :)))
استادت خیلی فرهیخته است و حرفای خوبی میزنه و دست گلت درد نکنه که حرفای خوبشونو برای ما هم مینویسی :)
ایشون 23سالشه منم 23سالمه -_-  واقعا نچ نچ نچ به خودم
واقعا ترسهای ما مانعمون میشه خیلی ضربه خوردم ازش اونقدر از یه چیز ترسیدم تا اینکه مانع موفقتم شد تو اون موضوع ولی خیلی سخته مقابله باهاشون :(
زهرا :)))
من فقط یک نفر رو بلاک کردم اونم ماه‌ها پیش :)
قربانت :)
ایشون اون زمان ۲۳ ساله بودن الان چند سال بزرگتر شدن :))
منم ضربه خوردم...
سخته ولی ممکنه :) نیست؟!
بله ؟ :)))
نسبت گرفتم حوا جان :)) بردم زیر رادیکال😉
هیچ چیز غیرممکن نیست :) ان شاءالله که موفق میشیم 
بیا این نشانِ شجاعت رو بگیر :))
انتگرالش رو هم حساب کن ببین چی میشه :)))
بله بله :) ان‌شاءالله
يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۹۷ , ۱۹:۴۲ پشتیبان ولایت فقیه
استادتون حرف خوبی زده...
بله
منم با استادت موافقم 😊
:)
حوایی کاش میگفتی استادت چند جلسه کلاس واسه من بذاره هیچی از امواج الکترومغناطیس نمیفهمم )))):
آسونه که :)
اول متنِ کتاب رو بخون بعد هم درسنامه. بعدش تست بزن اونم به مقدارِ زیاد هر چند این فصل زیاد تست نداره فکر کنم.
یادم اومد از امام که گفته بودن من تا به حال نترسیدم و چیزی به اسم خوف و ترس رو تجربه نکردم! چی هست اصلا؟ :/

یه چیزِ الکی و بیخودی :))
یه دبیر ریاضی داشتیم... کپی برابر با اصل همین اسکار 😂
فقط نظر من نبوداا ،کل مدرسه میگفتن😂😂
:)))
شوخی کجا بود =))) بخوای عکس می فرستم برات که مارمولک گرفتم =)))
تو خونمون مارمولک بود شبا میومد بیرون باهاش بازی می کردم =))
نه عکس نفرست می‌خوای سکته کنم؟! :)))
اون آب قند رو بیارید واسه من :| :))
روزی از روزهایی که حالا چند سال ازش گذشته، داشتم ایوون رو جارو می زدم (چون بیرون محسوب می شه با جارو دستی می کشیم. از همون ها که باهاش کتک می زنن!) خواستم جارو رو دست به دست کنم که متوجه شدم دستم سبزه! یه بچه مارمولک خعلی کوچمولو روی دسته ی جارو بوده و انقدر نرررم که من نفهمیده بودم و له شده بود!
تا چند روز کاری با دستم نداشتم!
قبلا از چیزی نمی ترسیدم... ولی تازگیا از موجود بی شاخ و دمی به نام "مدیر" وحشت دارم!
استاد های فیزیک (درست گفتم؟) معمولا همینطوری هستن. چون فیزیک همه اش منطق و استدلال هست و نه فرضیه و حدس و گمان!

+ منم "ناشناس" محسوب می شم؟
چه وحشتناک :|
جیغ نکشیدی؟!

درک می‌کنم :)
ای بابا مدیر بنده خدا :)
بله بله. درسته.

+ خیر :)
 تا عنوان دیدم گفتم عه باز هم استاد ^__^
آخیییی از مارِ مولک می‌ترسی؟
منم می‌ترسم -__-

^_^
خیلی زیاد -_-
خاتونِ منی دیگه :))
با نصیحت پایانی حسابی حق استادی رو بجا آوردن :)
:)
وای مارمولک منم تا مرز مرگ مغزی میرم ،، والا از من نمیترسن میان سمتم تا بیشتر بترسم :)

سلام 
انوعِ جهش یافته‌ و عجیبی هستن این مدل مارمولک‌ها :)

سلام عزیزم :)
چندش ترین وزشت تربن وبی ریخت ترین و حالبه هم زن ترین موجود روی زمبنه مارمولت
اییی
دقیقاً -_-
من خودم یه مارمولک کش حرفه ای هستم😂:)) 
قشنگ یادمه سال کنکور یه مارمولک اومده بود تو اتاقم-_- بچه هاشم آورده بود 
خودش رو که نتونستم ولی حساب همه جوجه هاشو با مگس کش رسیدم. صحنه ی دردناکی بود منی که مثل چیز از مارمولک میترسیدم داشتم مارمولک میکشتم-_- 
ای وایِ من :)))
-_-
من بودم سکته می‌کردم -_-
دقیقا...
:)
سلام
حرف خوبی زده.کاملا درست. حالا خودش گفت واقعا یا تو شدی افلاطون؟
سلام و درود
این ماجراها واقعیت دارن. داستان که نمی‌نویسم.
سلام و صبح بخیر.
1واکنش حیوانات و جانوران نسبت به خودشان و انسان ها از روی غریزه است و واکنش ما آدم ها نسبت به اونا تا اندازه ی زیادی از روی اراده است؛ چون در طول عمرمان نسبت به اونا شناخت پیدا می کنیم ودر اثر این شناخت حاصله ،واکنش و احساسات خود را بروز می دهیم.
2. انشتین نابغه قرن بیستم می گوید: انسان سه دشمن سمج و همیشگی دارد:
یک- جهل دو- ترس سه - طمع
سلام و درود
۱. که اینطور
۲. ممنونم که گفتید :)

+ بله من همه‌ی کامنت‌های خصوصیِ شما رو دریافت کردم. فقط لطف کنید هر وقت کامنتِ خصوصی فرستادید یدونه عمومی هم بفرستید که من بتونم جوابِ خصوصی‌ها رو بدم بهتون :)
نگرفتی!
افلاطون وقتی میخواسته حرف حکیمانه ای بزنه . میگفته سقراط اینو گفته. داستان نبوده ؛اونم شاگرد سقراط بوده ولی ادب میکرده و حرفای خودشو از زبون سقراط میگفته.

نه راستش! ذهنم درگیره تا همین الان هم بیمارستان بودم.
ولی این حرف‌ها رو استاد گفته :)
دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۰۹:۱۶ مصطفی فتاحی اردکانی
سخن بزرگان:
 نود درصد از چیزهایی که ازشون می ترسیم اصلا اتفاق نمی افتند
استاد 23 ساله حوا
شاید هم خودِ استاد از جایی شنیده بودند. البته استاد الان ۲۳ ساله نیستند.
این مارمولک ها و سوسک ها و گاهی موش ها 
موجب حوادث شیرین یا وحشتناکی میشوند ..
ولی بهر حال استاد جوان حق دارند.  

استاد :)
عجب استاد حکیمی :-)
بله :)
من از تند رفتنش میترسم:/ یه جوریه...
کلاً چندشه :|
چه مارمولکی بود 
:)
واااای من  مارمولک میبنم یه جوری میشم

منم :)
حالا من شنیدم اگر بکشیش هم ، دمش که بمونه دوباره دمش رشد میکنه میشه مارمولک :/
نمیدونم از کجا شنیدم ولی همیشه میگم جنازه شو هم بندازن یه جا که دمش نمونه خونه مونو رشد کنه خخ


:|
عجب موجودیه :))
بیچاره مارمولک :)  کشتنش؟
نخوندید پست رو؟! :)
قلمتان مانا 
مچکرم
مگه میشه نخونم :)  
بعد از اینکه از در بیرون رفت ، دوباره سر کله اش پیدا نشد تا خلاصش کنند ؟ :)
منم از همین تعجب کردم :)
نه دیگه استاد در رو محکم بست. اونم حتماً رفته دنبالِ زندگیش. :))
تازه میخواستم هشتگ  «خشونت را علیه مارمولک ها متوقف کنید» بذارم... :)
من و خشونت؟! اصلاً به من میاد؟! :))
حرف جناب استاد رو باید طلا گرفت..
:)
جناب استاد رو عرض میکنم :) 
اگه مارمولک گیر استاد می‌افتاد معلوم نبود چه بلایی سرش میومد
:)
فکر کنم طوری می‌زدند که نخوره صرفاً فرار کنه بره بیرون :)
من از هیچ حشره ای نمی ترسم
عوضش تا دلت بخواد از گربه ها می ترسم:(
من فقط از مورچه نمی‌ترسم :)
هر وقت اسم مارمولک میاد یاد یه خاطره چندشناک از خودم میافتم...
یع بار دستمو کردمو تو یه سوراخی که ببینم چیزی توش نیست بعد یه آن یه چیز زبر لمس کردم...
نگم برات که مارمولک بود 😌😌
تا یه هفته روزی سه بار میرفتم حموم ولی حالم خوب نمیشد !😆😆😂😂😂😂
ای وایِ من :))))
دیگه کنجکاوی نکنی‌ها :)))
ترس از دست دادن عزیزان:(
کاش حداقل این یکی جزو و اون نود درصد بود که هیچوقت اتفاق نمیوفتاد
هر کسی یه روزی باید بره... متاسفانه :(
کنجکاوی نبود برا تمیزکاری بود بیشتر :)
آها :)
پس بیشتر مراقب باش :)
چشم مهربون :)
آفرین ^_^
دوشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۹:۲۱ ایمان-همو یرگه یخ!
😂😂😂 اصن دخترا خیلی باحالن وقتی میترسن😂😂فقط جیغ میزنن !!!😂😂
نخندین آقا نخندین :| :))
توقع دارین چکار کنیم؟! :))
اخه وب من مناسب اینا نیس 
ینی واسه این چیزا نیس
دیدم وب شما این سبکه گفتم اگ میشه بزارید
خودتون نوشتید؟!
راستش من مطلبِ شخصِ دیگه‌ای رو تا به حال منتشر نکردم.
درس اخلاق می‌رفتی؟!...
خوبه درستم هست...
سلام آقا فرهاد :)
همه چی بود دیگه. ریاضی، فیزیک، درسِ اخلاق :)
علیکِ السلام و الرحمة الله و برکاته حوا بانو :)
خوبه دیگه...شاید برای همین خاطره شده....
:))
بله. البته مدت زمانش هم زیاد بود. دو سال هر روز می‌رفتم کلاس.
جیغ؟ توی این چند سال عمری که از خدا گرفتم فقط سه بار اونم با فاصله زمانی بسیار زیاد. یعنی هررر چند سال یکبار.
که فقط یکبارش مربوط به این چیزا بود... آخه از جونور نمی ترسم. تازه شم هفتاد درصد وقتها بدون سلاح می رم به جنگ حشرات. یه همچین دخمل شجاعی ام من :))

:/

+ گفتی بیمارستان بودی... خوبی عزیز جان؟
آفرین آفرین :))

:|

+ بله خوبم :) هر بار که میرم یه بخشِ جدید بهش اضافه کردن :| گم میشم :)))
سلام حوای من
چطوری خانوم جان؟بهتری ان شاءالله؟
سلام رفیق جان
خوبم شکر :)
تو چطوری؟! خواهر جان خوبه؟!
سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۰:۰۹ ایمان-همو یرگه یخ!
خیلی خوبین اصن😂😂😂یاد یه کلیپی میوفتم که تو اینستا دیدم !!😂😂
فرار کنین خو😂😂یا با کفش بزنید روش اومد سمتتون😂😂
بر منکرش لعنت :)))
فرار می‌کنیم اما جیغ هم می‌کشیم :))) نه خیلی چندشه -_-
من تا رسیدم عکسو خوندم :)
مگه عکس رو می‌خونند؟! :)
سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۷ , ۰۸:۴۹ مـــــحـــــمدبـــــاقـــــر علیرضالو
سلام.بسیار زیبا و عالی 
تا وقتی که به ترسهای خودمون غلبه نکنیم ، پیشرفتی نخواهیم داشت
در امور مالی هم همیشه کسانی سود خوبی میکنند که ریسک معقول را میپذیرند(ریسک معقول)
مدیر وبلاگ : تلنگرتفکر
سلام و درود
درسته
حالا از پس یه مارمولک بر نیومده چه فلسفه بافی می کنه جناب استاد :)))
درود بر شما :)))
اگه مارمولکا شبیه اسکار باشن واقعا خیلی باحال میشن ترسم ندارن :)
ولی من باز هم می‌ترسم :))
خوبم
شکر بدنیست.
الحمدلله که خوبی :)
ان‌شاءالله عالی بشه حالش :)
فدات شم.با دعای تو حتما.

راستی اینکه گفتی خوبی رو باور نکردما.
ان‌شاءالله ^_^

من همیشه خوبم اما تو باور نکن :)
خدا بهت سلامتی و حال و احوال خوب بده عزیزم 
میدونم بپرسمم نمیگی.
ممنونم رفیقم ^_^
یه زخمِ قدیمی :)
الف)
غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست
همیــــشه با نفس تازه راه بایــــــد رفت
ّب)
پشت دانایی اردو بزنیم
جواب دادم :)
ای بابا 
:-(
بخند :)
مراقب خودت باش
چشم چشم ^_^
تو هم مراقبِ خودت و خواهرِ عزیزت باش.
:-*
چی شد یهو؟! :)))
بوس یهویی بیشتر میچسبه 
♡_♡
:-)چه خوشگله
جدی؟! :))
خب از این به بعد از اینا برات می‌فرستم :))
چشات خوشگله خب.
*_*
قربانت :)
فدات.ستاره بچینی.
☆_☆
وای من هیجان دارم
آقا آخرش چی میشه؟ :دی
عشقی چیزی در میان میاد؟ازدواج میکنند؟
اصن سوال اینه که آیا این احوالات درون مایه عاشقانه داره؟یا نه://

آخرش قرار نیست چیزی بشه.
جنابِ استاد نامزد داشتن همون موقع!
هدفِ من از انتشارِ این مدل پست‌ها چیزِ دیگه‌ای هست‌ها :))
تصحیح : دیدم
خیلی هم خوب :)
منم از شما میترسم 
شما ترسناک‌تر هستید :))
من همچنان منتظرم برید شکایت بفرستید واسه بیان!
عه پس من کلا تو باغ نیستم :دی
تازه فهمیدم هدفتون چیز دیگه ای هست
در واقع اون مسئله عشق و اینا همش حواسم اونجا بود نمیزاشت اصل ماجرا رو ببینم
:)))
این نظر آخری جالب بود
جانان از شما میترسه و شما میگید اوشون ترسناک تره
ترسناک را پیدا کنید :دی
:))
اون ماجراها که کلاً بحثش جداست و مخاطبش هم مجهول‌الهویه هست. :)))
استاد خصوصی اصلا دوست ندارم
آدم مزه در رفتن از زیر بار درس و شیطنت و نقاشی کشیدن و کاریکاتور دوستان و احیانا استاد و ... رو از دست میده :)
من همچین شاگردی نبودم :)
سلام حوا جون:)
من خیلی نمیترسم اما خدایی این اسکار خیلی نمکه:)))
سلام عزیزم :)
یکم چندشه :))
هر جانور ریزی که وول بخوره چندشه:))))
آره :)))
من الان  این پست رو خوندم
چه جالب بودن استاد (:
خودشان یه پا مشاور بودن
^_^
سلام عزیزم ^_^
آره خیلی آدمِ جالبی بود :)
بله بله
*_*
سلام، بروز ترین مرکز اطلاع رسانی و اخبار
https://sorooshnews.com
:|
من توی زندگیم از هرچی نترسیدم سرم اومده!
هر چیزو جدی نگرفتم و ازش نترسیدم 90 درصد برام اتفاق افتاده
ولی نصف ترسام هم به جا بود دقیقا همون چیزی که ازش ترسیدم سرم اومده.
حالا شاید مدل ترسیدن من با بقیه فرق داره.
: )
به هر چیزی خیلی فکر کنی اتفاق میفته :)
از این به بعد به چیزهای خوب فکر کن ^_^
چشم : ))
بی‌بلا :)
میشه یه سوال بپرسم؟
الان کنکورتو دادی؟ یا هنوز ندادی؟
پارسال کنکور دادم :)
دعوت به همکاری

(مناسب برای تمامی افراد)(تمامی سنین)

(خانوم های خانه دار)(کارجویان عزیز)

شرکت کندو (کنتل) (cantel)

شرکت برای ارسال و اجرای طرحهای تبلیغاتی خود (رایگان) که درقالب اپلیکیشن اجرا میشه به تعداد نامحدود اعضا نیازمند است.شما با ثبت نام و مشاهده طرحها پورسانت عالی کسب میکنین.((طرحها کاملا رایگان))

برای کسب اطلاعات به آی دی تلگرامی 
@Lahzahaaaaaaa
مراجعه کرده
و یابرای ثبت نام  ازلینک زیراستفاده کنید
http://ads.cantel.ir/account/register?link=om1395
:|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تو اگر به تعدادِ همه‌ی لحظه‌های همه‌ی این چند سال‌، یک گوشه‌ی سالنامه‌ات چوب‌خط‌ها کشیده‌ای بدان من و آینه‌ی تمام‌قدِ گوشه‌ی اتاقم به ازای همه‌ی این ثانیه‌ها هزاران بار جان داده‌ایم...
Designed By Erfan Powered by Bayan