تو قرمه‌سبزی خیلی دوست داری و من تو را

تو هر اندازه هم که شبیه به من باشی باز هم نمی‌توانی قرمه‌سبزی دوست نداشته باشی. دقیقاً ۲۲ ساعت و ۴۵ دقیقه است که باران بی‌وقفه می‌بارد و ۱۰ دقیقه از شروعِ امتحانی که بخاطرش تمامِ دیشب، خودت را لا‌به‌لای سطرهای کتاب و جزوه‌هایت مچاله کرده بودی می‌گذرد و من به یقین رسیده‌ام که بهترین گزینه برای امروز قرمه‌سبزی‌ ست. پختنش چندان دشوار نیست. فقط یک قلق دارد و آن هم اضافه کردنِ ادویه‌ای مخصوص به خورش است که به آن طعمِ عشق می‌دهد و در هیچ عطاری و مغازه‌ای یافت نمی‌شود. برنج را هم باید با لبخند آبکش کنی. همین. زیاد طول نمی‌کشد که بوی عشق، کلِ فضای خانه را معطر می‌کند و شمعدانی‌های پشتِ پنجره را مست. من فکر می‌کنم عقربه‌ها معنای انتظار را بیشتر از هر موجودِ دیگری درک می‌کنند. همین که حس کنند چشم به راهی، هر دقیقه می‌شود کشی که از هر دو طرف به اندازه‌ی یک ساعت کشیده می‌شود. همه چیز آماده است و من ترجیح می‌دهم تا رسیدنت، خودم را میانِ کلمه به کلمه‌ی نامه‌های خط‌خطیِ عرفان نظرآهاری غرق کنم بلکه تنبلیِ این عقربه‌های لعنتی کمتر به چشمم بیاید. به نامه‌ی بیست و یکم که می‌رسم صدای آیفون مرا به خود می‌آورد. مطابقِ همه‌ی روزهای گذشته که امتحان داری و عجله، کلیدت را جا گذاشته‌ای. در را باز می‌کنم و می‌آیم کنارِ پنجره؛ به تو که با گردنِ کج لبخند می‌زنی خیره می‌شوم و می‌گویم: «جوجه دانشجوی حواس‌پرت!» به محضِ این که واردِ خانه می‌شوی، عطرِ نرگس‌های درونِ دستانت مرا مست می‌کند و عطرِ قرمه‌سبزی تو را. تا دوش بگیری میزِ ناهار هم چیده می‌شود. می‌نشینی روبه‌روی من و اولین قاشقِ قرمه‌سبزی را می‌گذاری درونِ دهانت و لبخند می‌زنی به روی خودت نمی‌آوری که در عینِ خوشمزگی، به گردِ دستپختِ مادرت هم نمی‌رسد. من هم به تلافیِ تمامِ لحظاتی که از کم‌حرف بودنم گله داشتی، شروع می‌کنم به بلبل‌زبانی. تعجبِ پنهان‌شده پشتِ لبخند و ذوقت قابلِ لمس است اما به زبان نمی‌آوری چون این دقیقاً همان چیزی ست که دلت می‌خواهد و بهترین حسی‌ ست که می‌توانی تجربه کنی. آن قدر با هیجان برایت از خاطراتِ کودکی و شیطنت‌هایم می‌گویم و تو غرق در دنیای خاطره‌بازی‌هایم می‌شوی که اصلاً متوجه نمی‌شوی من برای خودم فقط یک نصفِ کف‌گیر برنج کشیده بودم و در مجموع دو قاشق هم از آن قرمه‌سبزی نخوردم و این ماجرا، همه‌ی روزهایی که هوسِ قورمه‌سبزی کنی تکرار می‌شود چون من برخلافِ تو اصلاً قرمه‌سبزی دوست ندارم...

سلام حوا بانو :)
سلام :)
چه قورمه سبزی عشقولانه ای ...
:)
هی وای بر من قرمه سبزی !!
خووو این چه وضعشه ... الان دلم خواس :|
بروید رستوران نوشِ جان بنمایید :))
این خوشمزه ترین قورمه سبزی بود که تا حالا خواندم :)
خوشحالم :))
حوا چرا این همه خوب می نویسی؟ ^_^
 با احساس و هنرمند و مهربون و عشقی تو :)))
خوب می‌خونی :))
^_^
حالا چرا خودش قورمه سبزی دوست ندارد ؟

مگه داریم کسی قورمه سبزی ندوست ؟
خودش یعنی من و خب نمی‌دونم چرا دوست ندارم :|
واقعا دوست داشتم این نوشته رو:)
مرسی بابت لحظه خوب و حال خوبی که با نوشته ات بهم دادی:)
خیلی خوشحالم که دوست داشتی :)
خواهش می‌کنم :)
مگه میشه قورمه سبزی دوست نداشت ؟؟؟!!!

من دوست ندارم :(
مخاطبش کی بود؟ اول فکر کردم فرزند اینده بعد دیدم خب نمیشه مادرش نباشی، حضرت یار؟ چجوری میشه هنوز جوجه دانشجو باشه؟ کیس دیگه‌ای به ذهنم نرسید واقعا:))
متن که عالی بود ولی بگو که عکس کار خودت نیست،خواهش میکنم با اعتماد به نفس من بازی نکن،بگو که تو هم قرمه‌سبزی بلد نیستی؟:))
مخاطبش همون حضرتِ یاری که موجود نیست فعلاً. :) بله خب ممکنه جوجه دانشجو باشه. پزشکی یا تخصص یا اصلاً پزشک نباشه دانشجوی کارشناسی ارشدِ رشته‌ی خودش باشه. عالمِ خیال محدودیت نداره. :))
عکس که اینترنتی هست ولی قرمه‌سبزی رو بلدم درست کنم. :))
هوووم دقیقا به خوشمزگی قرمه سبزی یا شاید کمی بیشتر..طعم معجون کلمات با سلیقه ای زیبا....
و این ماجرا دایما درحال تکرار است..

:)
تجدیدنظر کن خواهر من 
باور کن حالم بد میشه :(
راستی تو اولین آدمی هستی که از نزدیک میشناسم و میگه قرمه سبزی دوست نداره، قبلا یکی از دوستام گفته بود که یکی رو میشناسه که دوست نداره و راستش من خیلی باور نکردم:))
باور کن من دوست ندارم :))
قورمه سبزیو دیدم دیگه کلا یادم رفت بگم :/

خیلی قشنگ نوشتید البته مثه همیشه :)
:)

لطف دارید شما مثلِ همیشه :)
سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۱۷:۵۹ ◈ ☼ ᶋᶏᶉῌád vᾐ ☺ ◈ ‌‌‌
:)
چه زیبا و هنرمندانه...
هم متن و هم تصویر...

خوشبحالِ هردو... هم خانواده هم تو :)
خیلی خوبه...با محبت باشه خودش بهترین لحظاتِ عمره و کلّی شیرین...


+زندگیت پر از لحظه های خوبِ اینطوری و بلکه بهتر و ناب تر باشه :) ان شاء الله
+و همچنین امتحان و درستم عالی :)
:)
لطف دارید.

:)
جملاتتون ثقیله چرا؟! :| :))

+ مچکرم. همچنین. :)
+ تشکرِ فراوان :)
:)))
به‌به ببین کی اینجاست :))
کم‌پیدا شدی :))
اتفاقا پختنش دشواره و قلق هم داره 
قورمه سبزی که ای چند ساعت برای جا افتادنش زمان نذاری قورمه سبزی نیست که.از اون غذاها نیست که همه رو قاطی کنی در قابلمه رو بذاری.

:) 

پستت قشنگه عزیزم
:)
می‌دانم. سخت نیست انصافاً. هر کاری با علاقه انجام بشه راحته. البته به نظرِ من. :)

(:

قشنگ خوندی مهربون :)
سلام
من نگرفتم چی شد🙁😭
ولی غذا ها از نظر من دو دستن 
غذاهایی که دوست داریم
غذاهایی که بدمون نمیاد  ولی دوستم نداریم
شیکمو عم خودتونید😋😅

سلام
جدی؟! خیال‌بافی بود فقط. :)

:)))
:) 
عالی بود
:)
عالی خوندی محبوبه جون :)
سلام :)
سلام و درود :)
چه خوشمزهای کوک شده . 
دریغا شما دوست ندارید . 
:)
از قرمه سبزی های منه البته تعریف از خود نباشه به به 
شما کدبانویی ^_^
سلام
اوه...مطلب یه طرف ته دیگا رو داشته باش! ایده داد بهم...
سلام و درود :)
چه عالی. عملی شد من رو هم خبر کنید. :))
تو مطمئنی هنوز ازدواج نکردی؟ :دی
بله :|
خیال‌پردازی بود فقط. :)
عجیب ترین ایرانی هستی که دیدم  کسی که قورمه سبزی دوست نداره:)
ای جانم
کاش این لحظه های ناب عاشقانه هرچه زود تر برات اتفاق بیوفته :)
دلمان عشقولانه خواست دختر:)

هعی :)
(:
ان‌شاءالله واسه همه :)
فدای دلتِ مهربونت خانم معلمِ دوست‌داشتنی :)
منم قورمه سبزی دوست ندارم من میخورم:))
عجب :))
منظورم ولی میخورم بود😂
بله بله :))
نوشِ جان :))
و من همانند تو اصلا قرمه سبزی دوست ندارم...
بیا بغلم :))
چقدر شبیه قرمه سبزی امروز خونه ی ما بود:)
جدی؟!
چه عالی :))
وااااای منم اصلااااا قورمه سبزی دوست ندارم :))
خوش به حال عشقت🤗
تو هم بیا بغلم :))
عشقی موجود نیست فعلاً :))
سلام 
من قرمه سبزی دوست دارم اگر مادرم بپزد عشق را می آموزم ، خوش بگذره بهت حواجان ، به به هوای بارونی و ابری و یه قرمه سبزی با طعم عشق 

سلام مریم جان :)
خدا حفظ کنه مادرِ مهربونت رو.
فقط یه نوشته بود. حقیقت نداره. :)
وای وای وای اصلا وای به اون سفره
تزیین ماستش
ته دیگای بوته جغه ایش با کنجد
آفرین آفرین :)

حوا جان دلم خواهر خواست، نمیشه خواهر منم بشی برام قرمه سبزی بپزی؟ :دی
:)
(:

:)

چرا که نه. بیا خونمون برات می‌پزم. :)
وای قرمه سبزی😍
قرمه سبزی میخام😶
روزاتون همین طوری آروم و عاشقانه :)
عشقتون جاوید.
:)
ما جمعه قرمه‌سبزی داشتیم. :)
فقط یه نوشته بود. واقعیت نداره کاکتوس جانم. :))
صرفا یه نوشته بود یا رویداد واقعی؟!
صرفاً یه نوشته. :)
خود قرمه سبزی هم فکرشو نمیکرد انقد مهم باشه که یه همچین متنی درموردش نوشته شه!
جدی؟! :)))
متن و تصویر عالی بود ولی جمله اول متن یه چیز دیگه بود... بهتون تبریک میگم خیلی خوب مینویسید
شما لطف دارید :)
سلام :-) 
میگما خوبه ما  شام قورمه سبزی داریم وگرنه الان با دیدن این پستت آب از لب و لوچه م آویزون میشد :-D 

سلام عزیزم :)
جلو جلو نوشِ جان :)
امیدوارم دستپخت شما مثل نوشتنتون خوب باشه
مامانم که راضیه :)
من تا وسطاش تو فکر اولش بودم
چطور قرمه سبزی دوست نداری!!!!!
قرمه سبزی بوی عشق میده خودش
نمی‌دونم واقعاً. البته گفته بودم قبلاً که حبوبات دوست ندارم. :(

بله بله :)
سلام مومن. جزاکم الله خیرا


عرض کنم که آدم گشنه ش باشه بعد بیاد این عکسم ببینه(لبخند)

قرمه سبزی دوست نداری؟!!! نصف عمرت بر فنا!(لبخند)

ما که هم قرمه سبزی دوست داریم اونم با پیاز و ماست، و هم اینکه کله مونم بوی قرمه سبزی میده(لبخند)


عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
سلام

:))

چه کنیم دیگه :))

به سلامتی :))

ممنونم. همچنین.
علی یارتون
حالا این جوجه دانشجو کیه؟:دی
وجودِ خارجی نداره :)
چرا آخه ؟؟

چرا آخه قورمه سبزی و برنج با اون سیب زمینی ها ( وااااااااااااااای !! )؟؟
دهنم آب افتاد !!

+ نوشته هم که مثل همیشه عالی .
نمی‌دونم. دوست ندارم دیگه. :(

:)

+ مثلِ همیشه لطف دارید.
بَه بَه :)
دو بار دیگه بخونم سیر میشم :))
عالی بود *-*

:)
خیلی خوشحالم که دوست داشتید :))
عالی خوندید :)
خوش به حالش
حوا اگر فسنجون هم بلدی به من و سامان هم بگو بیاییم😎
خوش به حالِ کی؟! :)
نه این رو بلد نیستم :))
خیلی واقعی بود آخه!
اولین باری که اومدم وبلاگت هم یادمه فکر کردم حداقل عقد کرده هستی. برا همین تا یه مدت فکر می کردم سنت از من بیشتره:)
جدی؟! :)
نه من مجردم. :| فکر کنم سنم کمتر باشه. :))
احتمالا حواسش به همه چیز باشد...حتی به بشقابی که یک نصفه کفگیر بیشتر برنج ندارد و ظرف خورشتی که از طرف شما دست نخورده مانده است...و احتمالا برایش سخت نخواهد بود که بعد از آن دیگر قورمه سبزی دوست نداشته باشد...
:)
امیدوارم همینطوری باشه که شما می‌گید :)
قورمه سبزی که خودش عشق هست :) ولی اینقدر عاشقانه بهش فکر نکرده بودم
عالی :)
:)
عالی نگاهِ زهرا جانِ منه :)
خخخخخخ منو بگو اومدم شیرینی عروسی بخورم :دی
خبری نیست فعلاً :))
حوا جان خیلییییی متنات دل نشینن:)))
دوسشون دارم:)
دلنشین می‌خونی :))
خوشحالم ^_^
سه شنبه ۸ اسفند ۹۶ , ۲۱:۳۳ دُختری از جنس آرامِش 😊
واای آخه اینقدر عالی ؟! 🙃
 نوشتنتون رو میگم :) 🍂
وسط امتحان عربی خوندن ... اینو خوندم !

فکر کنم یکم حالم بهتر شده برای ادامه  درس خوندن :)💪
عالی خوندی عزیزم :)

عربیِ دوست‌نداشتنی :|

خدا رو شکر :))
موفق باشی مهربون :)
من قیمه رو ترجیح میدم

ولی باز هم هرچه او پسندد
:)
بلی، متوجه شدم :دی
اما دختر هم دخترای قدیم! جلوی ماها از ازدواج حرف می زدن سرمونو مینداختیم پایین و قرمز می شدیم:)))
چه جلافتا!😁😁😁
:)
می‌دونی الهه این متن بیشتر یه خطِ فکری هست واسه یه بنده خدایی که در شرفِ ازدواجه. بیشتر واسه اون نوشتم. :))
حوا از دست رفته 😀😀😀😀😹😹😹😹 
برای شیرینی خوردن ما رو حداقل دعوت کن😍😍😍
هعی :))
فعلاً که خبری نیست :))
الهییییییی 
عزیز پر احساس من...
طعم خوشمزه ی متن عاشقانه ت به سرعت زیر زبونم پیچید...
^___^
:)
خاتونِ مهربونم :)
خیلی خوشحالم ^_^
سلام 
عزیزم دلم رفت چه قرمه سبزی به به 
سلام :)
(:
وااااااااای چطور میشه قرمه سبزی دوست نداشت
خدای من
خودم هم نمی‌دونم چرا دوست ندارم :|
عه واقعیت نداشت :/

نه :)
حالا اینطوری نگاه نکن دیگه :(
واقعیت که باحال تره🙂
خوش باشین🙃

بله ولی خب این نوشته یه خیال‌پردازی هست :)
تشکر :)
پس یکی از شروط ازدواج رو بذار آقاتون قرمه سبزی دوست نداشته باشه وگرنه به مشکل میخورین::))
اصلا نصف عمرت برفناست که قورمه سبزی دوست نداری
ایشالا این عاشقانه ها بزودی براتون به بهترین شکل اتفاق بیوفته
راستی اون نرگسا رو هم بزارین تو گلدون حواستون میره به عشقولانه هاخشک میشه:))

نه دیگه این همه نوشتم که بگم به مشکل نمی‌خوریم :))
هعی روزگار...
ممنونم.
حواسم بود :))
خیلی خیلی خیلی دلنشین بود 😍😍😍😍
^_^
قوه تخیلت خیلی خیلی قویه حوایم ^___^
بیست (:
:)
بیست تویی شهریوری جان :)
شوخی کردم به خدا! 
می‌دونم می‌دونم :)
بخند لطفاً ^_^
من امروز افتادم رو دور کامنت گذاشتن :)))
باشه ^_^
خیلی هم خوبه :))) انرژی داری به ما هم منتقل میشه :)))
به‌به ^_^
همیشه بخند :)
قرمه سبزی دوست نداری ؟
مگه میشه !
نه :(
خودم قورمه سبزی برات درست میکنم انگشتهات هم میخوری :)
به‌به :)
چه زیبا بود
و  خوشمزه:)
:)
انقدر قشنگ نوشتی که بو و مزه‌ی قرمه سبزی و حتی بوی نرگس ها رو هم حس کردم :) 
+بذار حدس بزنم:)) حالا که قورمه سبزی دوست نداری حتما عاشق خورش قیمه‌ای یا حداقل خیلی بیشتر از قورمه سبزی دوسش داری. درسته یا نه؟:))))) من خیلی کم کسی رو دیدم که قرمه سبزی دوست نداشته باشه. ولی وجه اشتراکشون این بوده که قیمه رو دوست داشتن خیلی :)))
خیلی خوشحال شدم :)
+ الان اگه بگم قیمه رو هم دوست ندارم چه عکس‌العملی نشون میدی؟! :)))
و باید بگم ایثار و فداکاری موج میزد توی این متن:) من اگه یه وقتی مسئول این باشم که توی یه خونه ، اهل خونه چی باید بخورن، هیچوقت غذاهایی که دوست ندارم رو درست نمیکنم:)) اونقدر که اون غذاها کلا از ذهنشون پاک شه >:) :))
:)
یه وقتایی باید از چیزهایی که دوست داری بگذری تا به وقتش طرفِ مقابل بخاطرت از چیزهایی که دوست داره بگذره. به این میگن تفاهم. :))
دیکتاتوری واسه خودت :)))
چرا جوجه دانشجو!
جناب مثلا:)
جناب که خیلی رسمیه :)
شوخی داریم با هم :|
عالی عالی عالیییی وای خدا ..اینقدر خوبه که انگار نویسنده ی مشهوری اینارو تایپ کرده 
عالی بود حوا جون😍❤️👏🏻👏🏻
واقعیت هم ک نداره پس علاوه بر بازی ماهرانه با کلمات ، تخیلت هم خیلی خوبه:)
لطف داری عزیزم :))
(:
صحیح....

بله
باز می کنم و تو را می بینم که بر لب پنجره نشسته ای و انقد زیبایی که فقط توانای لبخند را در برابرت دارم. گل های نرگس را می گیری و آنگاه در گلدان آبشان می دهی منم با دوشی سرد تازه می شوم. آنگاه می نشینم در مقابلت و با حیله همیشگی تو به حرف می آیی و من تایید می کنم فقط. در خیالت من حواس پرتم از وعده غذایت اما بانوی من، همینقدر کافیست. چاق می شوی. 

:)
آخ آخ آخ فقط جمله‌ی آخر :))

خیلی جالب بود برام. ممنونم. :)
چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۰۱:۰۰ نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
ایا رواست اینگونه مارا دیوانه کنی تصف شبی،بااین عکس خوشمزه؟
فردا از مامانِ مهربونت خواهش کن واسه ناهار قرمه‌سبزی بپزه. :))
من قورمه سبزی میخورم ولی مثل بقیه که میگن عاشق قورمه سبزی ام ، نیستم

به عنوان یه غذای معمولی قبولش دارم:))

اما اما اما ...
با این شرحی که نوشتین هر غذایی خوشمزه تره (منظور بستگی داره کی و چطور بپزه)
:)

همین هم خوبه :)

بله بله
چه تصویر بیرحمانه ایه حوا...

آره حتی واسه من :)
عجب عکسی انتخاب کردی :دی خیلی وسوسه کننده‌ست :))
خواستم به متن بیاد :))
آخ آخ
نمیگی یه زن حامله بیاد تو وبلاگت اون عکس رو ببینه عایا؟؟؟ :(((((
ای وای من شرمنده شدم که :((
علی کوچولو زودتر بیا ^_^
چه قشنگ و عاشقانه ... ولی اون هم باید حواسش باشه که بفهمه حوا قرمه سبزی دوست نداره 
احتمالاً بفهمه :)
ای بابا:)) اصلا غذای مورد علاقه داری؟:))
[منم قیمه دوست ندارم :))♡  ولی خب عاشق قورمه سبزی‌ام :))]
ماکارونی، هویج‌پلو، کشمش‌پلو، زرشک‌پلو، ماهی، انواعِ سوپ‌ها، سالادِ ماکارونی، نودل و غیره :)))
زیاد خورش دوست ندارم.
[ خیلی هم عالی ♡ ^_^ ]
چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۰۹:۰۵ مصطفی فتاحی اردکانی
فضا سازی عالی.....
به اندازه یه قرمه سبزی خوشمزه از متن لذت بردم.

کامنت ها برام عجیبه که هی اسرار دارن که ربطش بدن به واقعیت.......
خوشحالم که دوست داشتید. :)

شوخی می‌کنند دوستان.
دخترم قورمه سبزی دوست نداری چرا؟؟ =|
خیلی خیلی عالی بود تک تک لحظه ها جلو چشمم نقش بست بس که خوب توصیف کردی =)))
نه :(
ممنونم مامان آوا :))
به به حوا خانوم :-))
مثل همیشه زیبا و دلچسب :-))
زیبا خوندید :)
سلام حوا گلی؛)
من و پارسا دوتایی با هم اینو خوندیم:) خیلی قشنگه هم قلمت هم عکس:) کیف کردیم دوتایی:))
سلام پریسا خانمِ عزیز :)
چه عالی :)
خوشحالم که دوست داشتید :))
بعله جدی.
باز فسنجون بود یچیزی!
:))
چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۱۱:۲۰ نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
اخی مامانمم.چشم میگم بهش😂
:))
حالا خوشم میاد حضرت یارتون قرمه سبزی دوس نداشته باشه
:|

داره قطعاً :|
یهو مث دایی من بود و دوس نداشت
میخوای چیکارکنی؟
:|
یکی از دوستانِ بلاگر چند روزِ پیش گفت خواستگار داره و چند تا سوال ازم پرسید. منم به ذهنم رسید همچین پستی بنویسم. همین. :)
قرار نیست به حقیقت بپیونده که. :)
خدا قوت 

:)


.


:)
دوس دارم اون طوری نگاهت کنم -_-
خخخ شوخی میکنم..
 متن عالی بود :)
:))

عالی خوندی :)
چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶ , ۲۰:۳۷ علیرضا قاسمی نژاد
  مادرم تا مهمان میاد قرمه سبزی درست میکنه حوا خانم خخخخخخ ولی در کنارش دوتا غذای دیگه هم درست میکنه
عکس هم گذاشتی خوشم اومد ... 
خیلی خوب گفتی
خدا حفط کنه مادرِ بزرگوارتون رو :)

خوب خوندید :)
چقدر دلنشین :)
پ.ن: منم قرمه سبزی دوست ندارم :)))
(:
چقدر تفاهم داریم ما :))
چقدر قشنگ نوشته بودین ^_^
وای چقدر اینجا همه چی گل گلی و قشنگه *_*
بعد یه سوال،عکس مال خودتونه؟
اگه اره که دیگه وا مصیبتا
قشنگ خوندی عزیزم ^_^
نگاهت زیباست مهربون :)
نه از اینترنت گرفتم :)
(:
عامو من تو خیال بافیامم حوصلم نَمیشه خورش سبزی دُرُس کنم . وُی چه حوصلِی داری عزیزُم !
الهی من فدات بشم :)
چه لهجه‌ی شیرینی ^_^
خدا نکنه عشقُم 
عزیزم :)
جمعه ۱۱ اسفند ۹۶ , ۰۹:۰۵ آقای دیوار نویس
قرمه سبزی.....مگه میشه دوست نداشت؟!
شده دیگه :)
به شکل نادر و عجیبی منم قورمه سبزی دوست ندارم:|
خوبه که :)
سلام از مطالب وبلاگتون لذت بردم 
ازتون درخواست داشتم تا به وبلاگ بنده هم بیایید و نظرتون رو در خصوص امکانات پیام رسان سروش بفرمایید 

سلام
باشد
قرمه سبزی!
چه غذای خاطره انگیزی...
:)
وبلاگتون واقعا عالیه.پیروز و سربلند باشید
مچکرم
اولین نفری هستی که می بینم قرمه سبزی دوست نداره :))
غذای مورد علاقه ی خودت چیه؟ 
:))
غذایی که خیلی دوست داشته باشم هیچی. :) ولی خب ماکارونی و سالادِ ماکارونی و زرشک‌پلو و هویج‌پلو و اینا رو به یک اندازه دوست دارم.
سلام حوا خانم 😊تشکر بابت مطالب خوبتون:) 
با دیدن عکس هم سر صحبی دهنم آب افتاد 😁
سلام :)
خواهش می‌کنم. خوشحالم که دوست داشتید. :)
شنبه ۱۲ اسفند ۹۶ , ۱۱:۱۲ امیر حافظ خردمند
سلام
چقدر هم عالی
سلام :)
شاید امروز برای خودم قورمه سبزی پختم .
من خیلی ها رو می شناسم که از قورمه سبزی خوششون نمی آد و من نمی دونم چرا . شاید قورمه سبزی خوب نخوردن.
چون قورمه سبزی درست کردنش خیلی سخته و هر جوری درستش کنی یه مزه می ده که با بقیشون متفاوته . یعنی اینطوری بگم که به اندازه تعداد ایرانی های که قورمه سبزی درست می کنند مزه قورمه سبزی داریم .
من همیشه ساعت ۱۱ شروع می کنم بار گذاشتن ۷ شب آماده میشه برای میل کردن! قشنگ گوشت می پذه همه چیز می پذه و خوشمزه میشه . مخصوص درست می کنم . 
:)
کلا بحث رفت سمت قورمه سبزی چون یک کمی روش تعصب دارم :))
:)
هرطور هم که باشه من نه لوبیا دوست دارم نه سبزیِ خورش و نه گوشتِ قرمز :)
شاید از قورمه سبزیِ مادر شوهر خوشمزه تر باشد.هوووم؟اخه چرا خودتو دستِ کم میگیری بانو؟
هیچ دستپختی مثلِ دستپختِ مادر نمیشه. قبول نداری؟! :)
منم قرمه سبزی دوست ندارم :)
بیا در آغوشم :)
دنیای کامپیوتر:
(☻☻☻☻)
:)
خب راستش دسپخت مادر من خیلی خوشمزه تر از دستپخت مامانِ بابام بود البته مامانبزرگم سنی ازش گذشته بود و لی کلاا این قضیه وجود داشت.الان که فوت شدن یه چندسالیه و خدارحمتش کنه.
چون من این تجربه رُ داشتم اینجوری گفتم.
منظورم این بود که واسه هر بچه‌ای (حتی اگه پنجاه ساله باشه) هیچی دستپختِ مادرش نمیشه. :)
اووومممم دقیقااااا.
😍😍😍😍😍
خوشحالم که تایید کردی ^_^
مگه قرمه سبزی رو با ماست می خورن؟(تا قرمه هه رو نخوردیم بگین :)
بله؟! :)
سلام الان صد درصد به این نتیجه رسیدم که از هر دوتا نیم کره مغزت استفاده میکنی هم دقیقی هم هنرمند چه توی نوشتن و داستان پردازی چه توی اشپزی
خیلی جالب این جور ادما کم پیدا میشه
شاد وپیروز باشید با سپاس
سلام
لطف دارید
همچنین
این لینک را باز کنید و پول در بیارید
پول پارو کن

http://telegram.me/tlgrm_ads_bot?start=284924244
بذارید تو نوار ابزار
:/
همه پست های دوم شخص غایب رو خوندم. نوشته های فوق العاده ای بودن! حتی منم یه لحظه دلم برای معشوق نداشته ام تنگ شد :))
اونطوری که من رو بین پست هاتون ارجاع میدین حس میکنم دعوت شدم به یه سفر حواشناسی D: که شباهتش به هواشناسی چندان هم بی ربط نیست. هواشناسی از سخت ترین رشته های فیزیکه، بخاطر رفتار غیر خطی و آشوبناک آب و هوا، پیش بینی و مدل بندی ریاضیش خیلی دشواره! من فکر میکنم درک کامل حوا هم - مثل هوا - همینقدر مشکل باشه! فقط میشه با خوندن پست هاتون تکه هایی از یک پازل بینهایت تکه رو کنار هم چید :)
+ و جواب سوالمو گرفتم که مخاطب خاصی ندارید! 
خسته نباشید :)) لطف دارید.

تشبیهِ جالبی بود :) نمی‌دونستم ممکنه یک پازلِ بی‌نهایت تکه باشم :)

+ اتفاقاً مخاطبم خیلی هم خاصه فقط مجهول‌الهویه هست :))
من اصلا قرمه سبزی دوس ندارم بر خلاف بسیاری از مردان
البته همه ی افراد میتونن شبیه باشن ولی من دارم کم کم شک میکنم شاید تو واقعا خواهرم باشی :)
خدا رو شکر نیستم
خیلی دوست دارم این تصویر خیالی توی زندگیم به واقعیت برسه ...
این عاشقانه ها رو باید ساخت ...
شاید هم بار ها همسرم با چنین عشقی برام قرمه سبزی درست کرده و من متوجه نبودم و از کنارش عبور کردم و ... :(
دقیقاً همین جمله‌ی آخرِ خودتون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
The Death Cure
---------------------------------------------
تو اگر به تعدادِ همه‌ی لحظه‌های همه‌ی این چند سال‌، یک گوشه‌ی سالنامه‌ات چوب‌خط‌ها کشیده‌ای بدان من و آینه‌ی تمام‌قدِ گوشه‌ی اتاقم به ازای همه‌ی این ثانیه‌ها هزاران بار جان داده‌ایم...

Designed By Erfan Powered by Bayan