حوصله م سر رفته :)

الان در شرایطی قرار گرفتم که نه میتونم درس بخونم نه میتونم بخوابم!

حوصلم سر رفته :)

کسی راهکاری داره آیا؟!


+ دلم از اینا میخواد :|

اینا چیَن دقیقا!؟
نمیدونم دقیقاً :)
ولی رنگی رنگین *_*

الان دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار :|
چرا؟! بخاطر حوصله؟
یه وقتایی حالم یطوری میشه که نمیدونم دقیقاً چطوریه! مثلِ الان!
خیلی بده!
خب من طی حرکتی تکراری عکس‌درمانی رو تجویز می‌کنم! عکسایی که این چند روز گرفتی و سبز و نویدبخش و پرانرژی‌ان! یا اگه حال داری کتاب‌ِ جذابِ غیردرسی خوندن :)
عکسا رو بارها دیدم :)
کتاب های غیرِ درسیم اینجا نیستن :(
دقت کردی من سرِ اینجور پست‌ها در همون لحظه آنلاینم در واقع؟! جالبه واسه خودم!
اوهوم :)
تله پاتیه گویا!
اوهوم :)
پس چه کنیم؟
نمیدونم :(
رسیدگی به گل و گیاه و آب‌دادن بهشون چطوره؟ یا با آبجی‌ت بازی کن! :) بازی‌های کاغذی یا کامپیوتری!
یه گل بیشتر ندارم :)
اونم آبش رو خورده :|
آبجی خانم هم خوابه :/
عجب موقعیتی!
نظرت درباره‌ی مشاعره چیه؟
موقعیتِ ناجوریه!
خیلی هم عالی :)
خب پس من چند دقیقه یه‌کاری باید انجام میدادم بدم میام. تو شروع کن :)
الا یا ایها الساقی ادرکاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
منم ازینا میخوام:)
خیلی خوشگلن ^_^
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا
آخر نه منم تنها در بادیه ی سودا
عشقِ لبِ شیرینت بس شور برانگیزد
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به‌جای یاران فرصت شمار یارا
آمدی چشم گشودی و خزانم کردی
اولین شاعرِ چشمانِ وزانم کردی
یارم چو قدح بدست گیرد
بازار بتان شکست گیرد
دانی که چرا سرِ نهان با تو نگویم
طوطی صفتی طاقتِ اسرار نداری
یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش
می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش
شکوه در مذهبِ درویش حرام است ولیکن
با چه یاران دغا و دغلی ساخته ام
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
هر نغمه که زد راه به جایی دارد
دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم
در قمارِ عشق ای دل کی بود پشیمانی
نیم کیلو کشک بریزید تو هاونگ بکوبید:دی خخخخخخخخخخخ
خیلی ممنون واقعاً :))
بریدسینما فیلم ببینید.
اهلِ فیلم دیدن نیستم...
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی‌وضو در کوچه‌ی لیلا نشست
تو قد بینی و مجنون جلوه ی ناز
تو چشم و او نگاهِ ناوک انداز
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی کژی آید و کاستی
یک نعره ی مستانه ز جایی نشنیدیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد
درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
زهر هجری چشیده‌ام که مپرس
سال ها از پیِ مقصود به جان گردیده ایم
یار در خانه و ما دورِ جهان گردیده ایم
دوشنبه ۱۴ فروردين ۹۶ , ۱۷:۳۹ نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
وای نه چاق میشیممم
چرا خب؟! :))
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی
تو نصف جهان هر وجبت ترمه و کاشی
یکی تیشه بگیرید پیِ حفره ی زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
دوست آنست که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و درماندگی
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس
سال‌ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
یار شو ای مونسِ غم خواران
چاره کن ای چاره ی بیچاران
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
نتوان وصف تو گفتن
که تو در فهم نگنجی
یک طرف چشمانِ تو آن سوی دیگر هم بهشت
زندگی ام بی گمان تردید در تردید بود
دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار به موسی شدنش می‌ارزد
داغی از بوسه به پیشانیِ این برده زدی
آنچه را تهدید میخواندی فقط تمجید بود
الآن همچنان دلت می‌خواد سرت رو بکوبی به دیوار آیا؟
خسته شدی؟! :)
در بهای بوسه‌ای جانی طلب 
می‌کنند این دل‌ستانان الغیاث[این ابیات رو هروقت می‌گفتیم، خباثت در چشمامون پیدا بود! ولی الآن از بی‌شعری بود نه از خباثت!]
نه بابا! فقط هروقت خواستی بری بدرسی بگیا! مزاحمت نباشم.
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

حوصله ندارم درس بخونم :/
یا همان اول قدم بر قلب ویرانم مَنِه
یا غلط کردی که حالا میل رفتن کرده‌ای

تاثیر داشت اصلا؟!
یاد باد آن که سرِ کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود

من تا حالا با کسی مشاعره نکرده بودم... واسه همین الان حسِ خوبی دارم :)
بدو منو نقاشی کن :)
شما رو تا حالا ندیدم که :)
خوبه پس :)
دوش در حلقه‌ی ما قصه‌ی گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله‌ی موی تو بود
:)

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

من باید برم آرزو جون مادربزرگ و پدربزرگم اومدن خونه مون :)
باشه، منم برم درس بخونم :))
خوش گذشت، خداحافظ فعلا :)
:))
خیلی، خدا پشت و پناهت :)
بشین دعا کن  :)
چشم :)
پیشنهاد هلما بانو هم خوبه هااا : )
نقاشی منم پلیز 😅

+با اینکه مضره.. ولی موردی نداره منم می خوام ^_- 
اوهوم بهش فکر کردم :)
باشد حتماً :))

+ پست کنم برات؟! -_^
فیلم ببین ،کتاب بخون،دوش بگیر،قدم بزن،با دوستات اس ام اس بازی کن،خیالبافی کن،افکارتو روی یه برگه بنویس،جوک بخون،وبلاگ جدید کشف کن،عکس های خوشگل خوشگل دانلود کن،سایت کشف کن و در بدترین شرایط با عروسکات بازی کن :|
وای عالی بودن همه شون، معرکه :))))
دوشنبه ۱۴ فروردين ۹۶ , ۱۹:۵۷ شاید فردایی نباشد...
:)
(:
:-(:-(:-( قدم زدن 
پیشنهادِ خوبیه :)
ببخشید که کم میام شرمنده!
حوصله تون سرمیره؟یه اهنگ بزارین و چشماتونو ببندید و فکر کنید به اینده!
دشمن تون شرمنده این چه حرفیه آخه؟!
چه پیشنهادِ خوبی :)
در اینجور مواقع تنها جواب مامانم اینه:«زیرشو خاموش کن:|»
:)))نقاشی بکش:)
خدا مادرت رو حفظ کنه :))
باشد :)))
نسیم:/ اینا چیه آخه:/ میخام خب :( آیکون حلقه زدن اشک

کتاب میخونم من^_^یا فیلمایی ک دانلود کردم رو میبینم:)
آخی مهربان بانو... براتون می فرستم اونم با پستِ پیشتاز :)

چه خوب :)
اینا دیگه چی ان؟ 
دقیقاً نمیدونم :)
ولی کلاً چون بانمک و رنگی رنگین دوست شون دارم :)
ازون شکلاتها شیرینی فروشیا و سوپرمارکتی ها دارن
میتونین برین بگیرین
باشد :)
سه شنبه ۱۵ فروردين ۹۶ , ۱۲:۴۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من اینجور مواقع به یخچال پناه میبرم!
کارِ خوبی می کنید حورا بانو :))
ی نفرم بود ب من گفت برو بیرون هوات عوض میشه
بله اینم راهِ حلِ خوبیه :)
هنوزم میتونیم راهکار بدیم؟ 
بله...
چیزی به ذهنم نمیرسه فعلا :)
:)
برو یه جایی که نمیدونی که کجاهه دی دی
ناکجا آباد مثلاً :)
سه شنبه ۱۵ فروردين ۹۶ , ۱۸:۲۸ منتـــظر المـهـدی۳۱۳
چه مشاعره ی زیبایی راه اندازی کردی بانو :-)
لطف داری عزیزِ دل :)
اینا خوراکی ان :دی 
:)
شطرنج بازی کن :) 
باشد :)
فصل پنجم فرار از زندان اومده ببین
من فصلِ یک و دو و سه ی این سریال رو هم ندیدم :/
ماشالا چقد کامنت داشتی هرچی میومدم پایین تموم نمیشد!

یه پیشنهاد برات دارم با اینکه دیره! ولی شاید برای دفعه بعدی که حوصله ات سر رفت بدردت بخوره
من خودم یه وقتا میشینم الکی یه صفحه رو خط خطی میکنم منحنی دایره خطای تیز همه جوری بعد صفحه رو نگاه میکنم از توی خط خطیا یه شکلی درمیاد میشینم نقاشیش میکنم روی یه صفحه دیگه اصن خلاقیتم روشن میشه :p
:)

پیشنهادِ خیلی خوبیه... حتماً دفعه ی بعد عملیش می کنم... ممنونم :)
حتما ببین خیلی قشنگه.
دوبله اش هم هست برای اون فصل هااا
فصل پنج قسمت اول دیروز اومده...
نمیشه اینستا نصب کنین؟😐
مشکل اینجاست که اصلاً اهلِ فیلم دیدن نیستم! اونم فیلمی که ۵ فصل داشته باشه! :|

از اینستاگرام خوشم نمیاد... لازم هم ندارم که نصب کنم...
آخر من الان همه افتخارم اینه چهار تا امثال شما که می دونین من نویسنده ام و فلان بیاین تو چنین فضاهاایی بعد بحث درباره رمان بشه بقیه اطرافیان هم بفهمن که من آرههههه...
😎
خب من اینستاگرام ندارم... گفتم که :)
امیدوارم روز به روز موفق تر بشید جنابِ نویسنده :)
دوستان همه نسخه ها رو تجویز کردن من بطرز روی اعصاب پیشنهاد میکنم عربی بخونی!:دییییییی
به به آلاء خانم :)
بیداری؟! :/
خیلی ممنونم... حتماً مخصوصاً معتلات رو می خونم :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اونقدر حسین میگم
تا نفسم تموم بشه
Designed By Erfan Powered by Bayan